RSS
 

از توکل بابا شاعر پشه یی یاد بود به عمل آمد

۱۱ آبان

سیمیناریاد بود از توکل بابا شاعر و شخصیت نامدار قوم پشه ای در کابل تدویرشد.

سیمیناریاد بود از توکل بابا شاعر و شخصیت نامدار قوم پشه یی در کابل تدویرشد. در این سیمینار که از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ برگزار شده بود، شعرا،نویسنده گان، پژوهشگران و مقامات دولتی شرکت داشتند. در آغاز سیمینار دوکتور سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات وفرهنگ، در سخنانی توکل بابا را شاعر مردمی و شخصیت نامدار قوم پشه یی عنوان کرد. دوکتور رهین گفت: توکل بابا نه تنها در پشه یی شاعر مردمی بود بلکه در سرایش شعر به زبان پشتو نیز دست بالای داشت. وزیر اطلاعات و فرهنگ ضمن بیاناتی چند درمورد کارکردهای ادبی توکل باباگفت( توکل بابا از اعماق توده ها برخواسته بود و بیگمان دردل توده ها جاخواهد داشت). اوگفت( وزارت اطلاعات و فرهنگ ضمن یاد بود وبزرگداشت از شخصیت های اقوام مختلف کشور، برای نخستین بار ازشاعرنامور زبان پشه یی توکل بابا یاد بود به عمل می آورد. برگزاری این سیمینار نشان دهنده توجه وزارت اطلاعات و فرهنگ به زبان و ادبیات اقوام مختلف کشور است. امید واریم این سیمینارگام ارزشمندی در جهت شناسایی زبان پشه یی باشد). سپس پیام های اسد اله خالد سرپرست وزارت سرحدات، اقوام و قبایل و گل آقا شیرزی والی ننگرهار به خوانش گرفته شد. درین پیامها، توکل بابا به عنوان یک شاعر مردمی ، پرآوازه ترین شخصیت ادبی قوم پشه ای خوانده شده است. این دومقام حکومتی در پیامهای شان اشعارغنایی توکل بابا را آئینه انعکاس دهنده آلام، دردها و چالشهای مردم، بویژه قوم پشه یی خوانده اند. سپس محمد زمان کلمانی، شاه محمد، محمد زبیر خاکسار، عبد الهادی قریشی، غلام غوث سنجنی،عبد الحکیم رسولی، غازی الدین گوهری، شفیق الله، غلام صدیق شینګنک، سید الیاس صداقت، عبد الرقیب نوری، محی الدین هاشمی، ملنگ بلاغ، داکتر خوشحال ، محمد نبی صلاحی ، عبد القیوم سنجری ، عزیز تحریک، پوهنمل غفوری، امید محمد دره نوری، ملنگ بلال ، مقالات پژوهشی و پیامهای درباره زنده گی و آثارتوکل بابا رابه خوانش گرفتند. توکل بابا فرزند قلندر در ولسوالی شیوی ولایت ننگرهار دیده به جهان گشوده است. تاریخ دقیق زنده گی این شاعر زبان پشه یی معلوم نیست، اما تذکره نویسان ۱۱۶۰ هجری را سال تولد وی تخمین کرده اند. توکل بابا را از جمله شاعران نامدار زبان پشه ای عنوان میکنند. اوعلاوه از زبان پشه یی، به زبانهای پشتو ودری نیز شعر می سروده است. اشعار او اکثرآ غنایی بوده است. گفته میشود که ازتوکل بابا اشعارزیادی به زبانهای پشه یی ، پشتو و حتی دری بجا مانده است. توکل بابا در اشعارش بیشتر درد وآلام مردمش را به تصویر کشیده است. سیمینار باقرائت قطعنامه به پایان رسید. دراین قطعنامه اشتراک کننده گان از وزارت اطلاعات وفرهنگ خواستند تا مقالات پژوهشی این سیمینار را در مجموعه به چاپ رساند. آنان در این قطعنامه بخاطر غنامندی بشتری زبان پشه یی تقاضا نمودند تا در مناطق پشه یی نشین در نشرات تلویزیون ملی برنامه های به زبان پشه یی بنشر برسد.

منبع: آژانس اطلاعاتی باختر

تصاویری از جریان سیمینار
دکتور سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ هنگام سخنرانی
غازی الدین گوهری هنگام خوانش پیام سرپرست وزارت سرحدات
محمد زمان کلمانی رئیس هفته نامه وطنداران هنگام سخنرانی
تصاویر اشتراک کننده گان سیمینار

سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات فرهنگ در لباس محلی پشه یی
در اخیر هم  اجرای کنسرت
 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته دسته‌بندی نشده

 

واقعه کلمان در آینه سراج التواریخ

۱۱ مرداد

در کشور باستانی و قهرمان ما افغانستان عزیز ملیت ها افوام و قبایل مختلف زندگی میکنند که همه آنان دارای افتخارات و عنعنات پسندیده مشترک بوده و در طول تاریخ کشور ما چون تن واحد در برابر تجاوز گران و زور گویان قیام کرده و از مناقع و سرزمین مشترک مان دفاع نموده اند و پا به پای کارو مبارزات شان از بین این ملیت ها مردان نامور و شخصیت های برجسته قرهنگی تبارز نموده که قبل قدر و باندگی مردم و وطن مقدس ماست.

فیض محمد کاتب هزاره یکی از این شخصیت های قابل قدر و قلم بدست افغان میباشد که باید از او با افتخار و سربلندی نام برد. آثار گرانبها و سود مندی را که کاتب موصوف از خود بجا گذاشته بیانگر حقایق و واقعیت های تلخ روزگار و به خصوص در دوران خودش و قبل از آن در کشور ما میباشد که در آثار دیگران کمتر سراغ میشود. فیض محمد کاتب هزاره از آن شخصیت های است که بدون هیچ نوع تبعیض وکم و کاستی در دوران امیر وقت تا حدود امکان واقعیت ها را تحریر کرده او از آنها یاد آور شده است، موصوف در پهلوی سایر وقایع که به خصوص در عهد سلطنت امیر عبدالرحمن خان به وقوع پیوسته او وقایع مربوط به مناطق پشه یی نشین لغمان، ننگرهار، کنر ها و کاپیسا نیز یاد آوری کرده و از پشه یی های نام برده که در نمطقه جاغوری غزنی یکجا با برادران ملیت هزاره و در منطقه شینوار با برادران شینواری زندگی کرده و با ستمگران و دست نشانده گان امیر مبارزه و مقابله کرده اند. درین جا صرف در مورد واقعه تاریخی سال ۱۳۰۳- ۱۳۰۴ هـ ق مطابق با ۱۸۸۵- ۱۸۸۶ م در کشور که بیانگر مظالم و کشتار های رژیم امیر عبدالرحمان خان و مقاومت مردم در برابر مظالم آن میباشد یاد آور میشویم که در اثر(سراج التواریخ) یاد آوری شده این واقعه عبارت از جنگ “کلمان” میباشد. کلمان دره و یابه عباره دیگر منطقه پشه یی نشین است که طرف شرق ولایت لغمان شامل قریه های کشردکا، کهو، گل آرام، لمټک، کلندر، بولام، گورجن، جنمیر، خورک، پارج، کولک لام(۱) و غیره بوده کر در هر قریه آن در حدود یکصدوبیست الی دوصد خانواده زندگی دارند(۲) چون کلمان بصورت عموم یک منطقه کوهستانی و صعب العبور بوده که در ارتغاعات بلند شرقی کشور قرار دارد بناً همین آب و هوا و طبعیت کوهستانی آن است که مردم این سرزمین را سرسخت و دلاور و پر غرور بار آورده که قبل از واقعه کلمان هیچ لشکر کشی و قدرتی آنها رامغلوب نکرده بود(۳) زمانیکه امیر عبدالرحمن خان  بر کرسی قدرت نشستاز یکسوبه خاطر تحکیم قدرت مطلق العنانه و از سوی دیگر به منطور گرفتن انتقام باداران خود از مردم دشمن شکن و قهرمان افغانستان که در جنگ دوم افغان و انگلیس از خود شهامت نشان داده بودند با بی رحمی به کشتن و تعقیب اشخاص با نفوذ شخصیت های ملی و رهبران واقعی مردم پرداخت. عصمت الله خان جبارخیل که وزیر داخله زمان سلطنت امیر شیرعلی خان و عضو مجاهدین ملی بود و در جنگ دوم افغان و انگلیس رهبری مردم لغمان را در محاذ خیبر نیز به عهده داشت از جمله این قربانیان امیر بود(۴). زماینکه موصوف دستگیر گردید برادرش عبدالمجید خان با تمام اهل و عیال خود و اطفالش که تحت تعقیب و پیگرد شدید رژیم شاهی قرار داشتند اولاً به منطقه کشموند و بعد به منطقه کلمان پناه برد. بنا به همین علت به نقل از سراج التواریخ: … سپهسالار غلام حیدر خان که به امر امیر با افواج خویش بعزم سرزنش مردم مذکور وارد چهار باغ لغمان شده بود روز هجدهم ماه محرم روی ستیز جانب ساو کلمان نهاد و همچنین از دگر جانب محمدشاه خان حاکم تگاب با دوهزار تن پیاده مسلح از مردم تگابی و یکهزار تن از مردم اشپی، اسکین، کوتی و کوه صافی براه افتاده… سپهسالار به مردم کلمان پیام های فرستاد تا فراریانی که در بین خود جاه و پناه داده اند با گروگان بزرگان خود به اردو آورده و خویش را پایمال نسازند. مردم کلمان که از یکسو از مظالم مطلق العنانی های امیر خود کامه آگاهی داشتند و از سوی دیگر این رژیم عصمت الله خان جبارخیل را که از اشخاص قابل احترام مردم منطقه بود دستگرو به قتل رسانده بودند بنابر عنعنه و غرور عالی افغانی شان عیال و اطفال عصمت الله خان جبارخیل را نخواستند به سپاه شاه تسلیم نمایند بنابران به پیام های میان تهی و فریبنده دست نشانده گان رژیم خود کامه امیر اطاعت نکردند که در سراج التواریخ چنین میخوانیم: …. مایک تن از شل و کل را جایز نمیشماریم که به رسم گروگان به کارگذاران پادشاهی بسپاریم چه جای بزرگانی که به گروگان داده شوند. امیر عبدالرحمن خان از این امر سخت بر آشفته شده شش ضرب توپ قاطری با یک فوج پیاده نظام از کابل مامور سرزنش و مطیع ساختن این مردم نموده تمام قبایل و مردم پنجشیر، نواحی جلال آباد و لغمان را فرمان داد که با مردم تگاب، اشپی، و اسکین که وارد آن سرزمین شده اند ملحق گردیده آنها را نیست و نابود سازند(۵) با وصف مردم کلمان به منظور اینکه در هنگام مقابله با سپاه پادشاه به پناه گزینان کدام آسیبی نرسد آنها را صحیح و سلامت از طریق مناطق پشه یی نشین ویگل، اریت، شماش، و چلس در منطقه قبایلی باجور رسانده و خود با سپاه شاهی در حالیکه از سه سمت وارد منطقه کلمان شده بودند به مقابله پرداختندو به سرکردگی مصطفی خان اعلان جنگ دادند…… همان بود که در اول ماه ربیع الاول جنگ سرسخت و خونین میان سپاه شاهی و مردم کلمان در گرفت . بسیاری تن از جانبین کشته و مجروح گشته و متحمل تلغات نگین شدند. بر علاوه آن زمانیکه سپاه شاهی وارد قریه جات میشدند به دستور بزرگان خویش اطفال ، زنان و کهن سلان را که به آنها روبروه میشدن از دم تیغ کشیده و به غارت ، چور و چپاول دارایی های مردم به قطع اشجار، درویدن حاصلات زراعتی ، و تخریب خانه های آنان پرداخته و به آتش میکشیدند ولی باوجود این همه مظالم و وحشی گری های سپاه امیر که منظماً از سه جانب وارد صحنه جنگ میشدند، نتوانستند به طور شاید و باید مردم کلمان را مطیع سازند زیرا آنها سرسختانه و مردانه وار به مقابله پرداخته و از خود دفاع مینمودند تا اینکه نیرو های امیر به فتح نسبی نایل آمدند و منطقه پائینی کلمان به خصوص کشر دکا را به تصرف در آوردند و خواستند از طریق مهاصره و مسدود ساختن راه های ارتباطی آنانرا از مناطق همجوارشان که باهم قرابت خونی و لسانی دارند جبراً به اطاعت وا دارند. از جانبی عده یی از ریش سفیدان و بزرگان نواحی کلمان را به قسم گروگان گرفتند و سپاه را دستور دادند تا دیگران را رهسپار کوه های کلمان کرده و آنها را که دستگیر میکنند تا نابود نکرده باز نگردند.  ……. با حصول این فتح حکمران جلال آباد که منتظر فتح و شکست بود به رسم خوشی شادی بیست و یک فیر توپ کرد. و مردم کشموند، بریکوت، بمبه کوت، لام کندا، ستن و همچنان بزرگان مناطق جتیلا، مندال ، لاج درک ، مشفه و تمام دره جات یاغستان یکی پی دیگر از طریق اطاعت نزد سپهسالار آمده مطیع و منقاد شدند. از روز اول محاربه تا اینحال چهل و چند تن از سپاه نظام مجروح و شانزده تن مقتول گشته چهل و چهار نفر از مردم ایلجاری زخمدار و ده تن کشته شدند. و آنگاه که نظم نسبی روی کار آمد و امور حکومت در بین مردم رواج گرفت بیست و دو نفر از مردم کشموند، دو تن از بزرگان وایگل ، چهار تن از مجگندول و دو تن از بریکوت را که مجموعاً چهل تن شوند با عیال و اطفال شان به رسم گروگان سپهسالار نگهداشه بود رخصت و مراجعت داد. در این اثنا به امر سپهسالار در موضع کشردکا که در دهن دره کلمان موقعیت دارد به اعمار قلعه شاهی پرداختند و اراضی کلمان را به دوصد تن از پیاده گانی که از محافظین این قلعه شاهی بودند سپرد و خود با دیگر سپاه از دهن دره کلمان کوچ کردند. با وصف تسلیم شدن مردم حکام محلی وقت بنا بر دستور باداران شان بمنظور بدست آوردن غنانیم و چور و چپاول اموال مردم دست به ظلم و تعدی زده با بهانه های گوناگون علاوه بر اخذ جریمه های نقدی و لت و کوب اشخاص ، از غارت گاوها، بزها ، سلاح ومهمات ، دارای ها و حتا از غارت کتاب و قران کریم هم دریغ نمیکردند که بعد برای باداران شان میفرستادند. از جانب دیگر چون رژیم شاهی امیر از مردم کلمان احساس خطر میکرد در فکر این بود که چگونه سران و بزرگان این قوم را فریب داده و در اسارت در آورند بناً از طریق حکام محلی از مردم کلمان بخصوص از بزرگان قوم دعوت به عمل آوردند تا از خصومت دست کشیده بیایند و خواسته های خود را از طریق جرگه و مشوره در میان بگذارند تا از این طریق سوی ظن و کدورت ازمیان برود، همان بود که بزرگان پاکدل و خوش باور کلمان بشمول سرکرده آنها مصطفی خان دعوت آنانرا پذیرفته وارد مذاکره و جرگه شدند، ولی گماشته گان امیر با استفاده و این سنت پسندیده مردم آنها را در محاصره گرفت و برای شان تفهیم نمودند که شما از آب و نان کلمان به کلی محروم هستید و نمی توانید به خانه و مناطق تان برگردید. از این رو عده یی از مردم کلمان با تمام عیال و اطفال شان از طریق جلال آباد به کابل و از آنجا به هرات ، میمنه و دیگر ولایات کشور فرار شدند(۶). در جریان راه شخصی بنام نورمحمد خان که از بزرگان مردم کلمان بود به نحوی از اسارت آنها فرار نموده و بعد از مدتی چند خود را به منطقه کلمان رساند. قلعه شاهی که برای پاسداران و نگهبانان حکومتی و در جریان جنگ آباد شده بود و بر مردم منطقه بر هیچ نوع ظلم دریغ نمی ورزیدند و از طرف دیگر چون بزرگان و اقارب این مردم را به حیله و نیرنگ در اسارت در آورده و بعضی شانر فرار نموده بودند همه منتظر انتقام بودند(۷). لذا هنگامیکه نورمحمد خان وارد کلمان شد طی زمان و فرصت کوتاه تعداد زیاد از مردم( کلمان) و (ساو) با او متحد شده و در سال ۱۳۰۴ هـ ق مطابق با ۱۸۸۶ م بر ملک الیاس که از همکاران امیر بود با همدستی و رهنمایی موصوف قوای نظامی امیر وارد کلمان شده و عده کثیر از مردم را به قتل رسانده و خود دوباره در کلمان جاگزین شده بود بر او حمله بردند و ملک الیاس را به قتل رساندند، بعد به طرف قلعه شاهی که در منطقه کشر دکا بود یورش بردند و جنگ شدید بین محافظین قلعه و هجوم آورنده گان در گرفت ولی با وصفینکه قوای دیگری نیز به کمک قلعه شاهی فرستاده شد اما در مقابل خشم و طغیان مردم قوای موصوف هم تاب مقاومت نیاورده یک افسر و دوصد تن از محافظین قلعه شاهی را به قتل رساندند(۸). وقلعه شاهی را از بیخ و تهداب با خاک یکسان کردند و نگذاشتند که آن محل و قلعه شاهی درد سرد دایمی برای مردم آن منطقه باقی باند.  …….. سپهسالار غلام حیدر خان که به کابل آمده بود به امر امیر با دو فوج پیاده نظام و شش ضرب عازم آن ولا شد و همچنان میر عطا خان را فرمان کرد تا یک فوج پیاده نظام را با چهار توپ در کنر گذاشته خود با تمام سپاه به جانب محل واقعه حرکت کند. همین بود که بعد از تهیه اسباب جنگ در روز نهم برج محرم به محاربه پرداخت و در طول این جنگ هزار و هشتصد تن از مردم کلمان را به رخته و به قتل رساند(۹).  مردم با شهامت کلمان جان و مال خود را قربان کردند مگر کسانیکه به آنها پنا برده بودند انها را به قیمت خون خود به جای امن رساندند. نه تنها سراج التواریخ بیانگر این واقعه و مقامت مردم کلمان در برابر مظالم نظام مطلق العنان امیر عبدالرحمن خان می باشد بلکه بر علاوه از واقعه مذکور به خصوص مردم شرقی کشور ما آگاهی کامل داشته که از آن داستان ها حماسه ها آفریده و درین مورد اشعاری هم به پشتو و پشه یی سروده شده است.

ماخذ:

۱- اطلس قریه های افغانستان ص ۶۴۵ .

۲- مجله آریانا شماره سوم و چهارم سال ۱۳۶۱ ص ۱۰۰ .

۳- تاج التواریخ ص ۱۷۷ .

۴- افغانستان در مسیر تاریخ ص ۶۱۸-۶۵۱ .

۵- سراج التواریخ ص ۴۸۰ .

۶- مجله فرهنګ مردم شماره (جدی و قوس) ص ۱۱۰ سال۱۳۶۱ .

۷- از گفته های بعضی از موی سفیدان کلمان و کسانیکه به هرات و میمنه فرار شده اند و همچنان از ادبیات مردم>

۸- تاج التواریخ ص ۱۷۷ .

۹- سراج التواریخ ص ۵۱۰ و ۵۱۷ .

منبع: کتاب( درمورد مردم و زبان پشه یی) که به کمک مالی نورمحمد “چمار” در مطبعه شخصی پشاور پاکستان  چاپ شده  که نویسنده آن محمد زمان “کلمانی” میباشد

 

سوابق تاریخی قوم پشه یی در افغانستان

۱۶ خرداد

 گفت وشنود خبرنگار مجله غرجستان با محمد زمان کلمانی پیرامون سوابق تاریخی قوم پشه یی در افغانستان :مصاحبه خبرنگار مجله غرجستان

پرسش: چگونه روی این قوم کلمه پشه یی را گذاشته و اصولاً وجه تسمیه پشه یی چه می باشد؟

پاسخ: در مورد وجه تسمیه پشه یی باید گفت که چون کلمه پشه یی شکل تحول یافته یک نام خیلی قدیمی یعنی حدود دو هزار ساله است که در ادوار مختلف به نام های بها شه یا بهشه پیشه چه یا پیشاچی ، پشاوی، پاشایی، پشه یی، پشیی، پشئی و پشه ای ثبت گردیده، بنا بر این مشکل است بصورت دقیق در مورد وجه تسمیه آن چیزی گفته شود، ولی با آن هم نظریه های که قریب به واقعیت به نظر میرسد قرار ذیل است:

۱- پشه یی از کلمه بهاشه گرفته شده که پانینی از آن نام برده و زبان سنسگرت را به وجود آورده است، وبهاشه، بهاش ویا باش در زبان پشه یی لفظ را میگویند.

۲-  برخی پشه یی را ماخوذ از پشاثه یا پشاچه میدانند که دیو و نیز گوشت خوار معنا میدهد. زیرا پشه یی ها مردمان پرنیروه و جسیم بوده و برخی از عقاید و رسوم ویدی ها را قبلاً برک گفته و برخلاف آنها از گوشت حیوانات استفاده مینمودند.

۳- عده یی به این نظر اند که پشه یی از پشی گرفته شده که مستحکم و قوی معنی دارد، زیرا در زبان پشه یی دیوار و نیز قبرقه را میگوید که هردوی آن مستحکم و قویست.

۴- برخی میگویند که در زمان های خیلی قدیم شاهی از این مردم بود که بعد ها همه این مردم و زبان آن بنا بر ارتباط قومی و لسانی به آن شاه بنام پاشایی نامیده شده اند. زیرا در گذشته ها شاه را (پاشا) میگفتند و به مرور زمان بنابر همین ارتباط پاشایی، پشایی و پشه یی نامیده شده اند.

پرسش: پشه یی ها از کدام نژاد و تبار بوده و چگونه این قوم در افغانستان مسکن گزین شدند و از عرصه چند سال است که در افغانستان زیست دارند؟

پاسخ: پشه یی ها آریایی نژاد اند و زمانی که قبیله ویدی مردم آریایی بنا بر عواملی از بلخ مهاجرت آغاز نمود پشه یی ها نیز بخشی از این مردم بوده که بعد از عبور از کوه های هندوکش در دامنه های شاداب و سرسبز جنوبی آن سکونت اختیار کردند که به استناد سرود های ریگ ویدی (۱۴۰۰ ق م) در آن هنگام بنام الینا نامیده شده که تا کنون در نامهای الینگار و الیشنگ و اله سای که نام های پشه یی و مناطق پشه یی نشین است ریشه آن موجود میباشد. در مورد مدت سکونت پشه یی ها در افغانستان باید گفت که چون پشه یی ها بخشی از آریایی ها میباشند از مدت بیشتر از چهار هزار سال به این سو در افغانستان زیست مینمایند.

پرسش: پشه یی های افغانستان دارای چگونه رسم الخط اند و اگر در مورد پیدایش این رسم الخط وضاحت دهید ممنون ام؟

پاسخ: طوریکه حالا برای نوشتن زبان پشه یی مانند زبان های دری و پشتو و دیگر زبان های افغانستان با ایزاد برخی از حروف ویژه از رسم الخط مروج عربی استفاده مینمائیم در گذشته نیز در نوشتن زبان پشه یی از رسم الخط های معمول و مروج منطقه کار گرفته شده که بنابر برخی نوشته ها کتاب های مشهور تاریخی به نام های (بدهت کهنا) و (ملندا پنه) به زبان پشه یی نوشته شده اند(هیواد با ایزاد برخی از حروف ویژه از رسم الخط مروج عربی استفاده مینمائیم در گذشته نیز در نوشتن زبان پشه یی از رسم الخط های معمول و مروج منطقه کار گرفته شده که بنابر برخی نوشته ها کتاب های مشهور تاریخی به نام های (بدهت کهنا) و (ملندا پنه) به زبان پشه یی نوشته شده اند(هیواد ۱۳۸۸/۳/۱۰).

پرسش: گفتار زبان پشه یی متاثر از کدام لهجه و زبانهاست؟

پاسخ: چون زبان پشه یی یک زبان آریایی است اگر با زبانهای دری، پشتو و غیره برخی از کلمات مشترک یا لغت های با ریشه مشترک داشته باشد به این مفهوم نیست که یکی از دیگری گرفته و یا متاثرگردیده، بلکه در اصل از یک زبان آریایی منشعب شده و از نیاکان مشترک خویش به ارث برده اند. مانند: سامیک، شامیک پشه یی که در گذشته در زبان فارسی قدیم سیامک گفته شده و یا شام فقلی که معنی سیاهی و تاریکی را میرساند و نیز کلمات سرخ ، سور و سونیک و یا ستودن ، ستایل و استویک زبانهای دری ، پشتو و پشه یی از یک ریشه اند ولی با آن هم زبان پشه یی در برخی از موارد از زبان دری و عربی که آن هم از طریق زبان دریست و پشتو کم و بیش متاثر گردیده و زبان پشه یی نیز به نئیه خویش به خصوص در محلات هم جوار بالای زبانهای در و پشتو تا خدود اثر گذار بوده است. بطور مثال: مردم دری زبان لغمان و ننگرهار مادر را (آیی) ، سالم را (سسته) کاه را (توش) و خیشنه را (سیانی ) و در پنجشیر و کاپیسا خوردن توت را (پکیک) میگویند که این کلمات و کلمات دیگری که از همه آنها نام نگرفته ام کلمات پشه یی اند.

پرسش: پشه یی های افغانستان در کدام جا مرکزیت داشته و در کدام ساحات بطور پراگنده زندگی مینمایند؟

پاسخ: پشه یی ها یکی از اقوام بومی او اصیل افغانستان اند که از زمانه های خیلی قدیم به این سو به طور عموم در قسمت های شرقی کشور بخصوص در ولایات کاپیسا، لغمان، ننگرهار، کنر و نورستان در کنار برادران پشتون، تاجک و نورستانی زیست نموده و به صورت پراگنده در ولایات مرکزی (در چل باغتوی جاغوری ، حصه دوی مالستان و پییک خاص ارزگان)، در شمال و شمال غرب کشور زنده گی مینمایند که در قرون متمادی بنابر عوامل گوناگون از مناطق اصلی خویش که تنام گندهارا نیز نامیده شده نقل مکان نموده اند که اکثراً زبان پشه یی را از دست داده اند، و نیز عده از پشه یی ها قبلاً در پاکستان و ایران نیز رفته اند. قابل یار آوری میدانم که به اساس نوشته مرخوم میر غلام محمد غبار پشه یی ها از منطقه گندهارا خدود هفت و نیم قرن قبل از امروز به قسمت های غور و غرجستان رفته اند و مرخوم فیض محمد کاتب هزاره در جاغوری از منطقه پشه یی و پشه یی ها یاد آوری کرده است.

پرسش: آیا در مناطق که مردم پشه یی در اکثریت زندگی مینمایند کتب درسی به زبان خود مردم تدریس میگردد؟

پاسخ: در این اواخر صرف در ولسوالی دره نور ولایت ننگرهار از طرف یک موسسه خیریه کورس های سواد آموزی به زبان پشه یی ایجاد گردیده و کتب درسی به زبان پشه یی ایجاد گردیده و کتب درسی به زبان پشه یی در آن تدریس میگردد. گرچه از طرف ریاست تالیف و ترجمه وزارت معارف نیز کتاب های درسی پشه یی برای مکاتب پشه یی زبان تالیف و چاپ گردیده ولی تا جای که معلومات دارم متاسفانه تا حال تدریس آن آغاز نه گردیده است.

پرسش: در ولسوالی پغمان منطقه وجود دارد بنام دره پشه یی آیا شما با مردمان این دره کدام ارتباط قومی دارید؟

پاسخ: بلی در ولسوالی پغمان قریه و دره بنام پشه یی موجود است و میشناسم از پشه یی های که با آنها در تماس و ارتباط هستند. آنها مردمی خیلی با غیرت و مهمان نواز و وطندوست بوده ولی زبان پشه یی خویش را از دست داده اند. در حالیکه در یکی از مضامین سالنامه ۱۳۱۳ مجله کابل آمده است که: “در پنج یا ششطد خانه در بیگ توت پغمان در قریه پشه یی به زبان پشه یی تکلم میکنند.

پرسش: از شخصیت های معروف علمی فرهنگی و اجتماعی قوم پشه یی نام ببرید؟

پاسخ: از شخصیت های معروف علمی، فرهنگی و اجتماعی عصر حاضرمیتوانیم از مرحوم پوهندوی نورمحمد غمجن تمیل ، مرحوم عبدالقدوس پرهیز، شهید عبدالعزیز مراد، مرحوم ملک سونمیر، مرحوم ملک محمد نبی خان پشه یی وال، مرحوم شیرعلی خان الیشنگی ، مرخوم ملک بابا و مرحوم عبدالقادر افضل زاده که فعلاً در میان ما نیستند و نیز از آقایان چون انجنیر محمد عالم قرار، حاجی حضرت علی، سید هاشم فولاد و عبدالهادی صافی نماینده گان مردم در شورای ملی فعلی و همچنان محترم عبدالخالق حسینی ، محترم نورمحمد کفیل و محترمه کبرا امان سناتوران برحال و بسیاری از استادان پوهنتون ننگرهار یاد آوری کرد.

سوال: آیا از شما در حکومات قبلى و فعلی در کابینه کسى حضور داشت یا دارد؟
جواب: در حکومت هاى قبلى داشتیم ازکسانیکه از محیط پشه یی زبان بودند ولی کسانیکه خودش خود را از قوم پشه یى معرفى نماید وجود نداشت. صرف از محترم مولوى محمد قاسم خان دوست که عضو شوراى عالى ستره محکمه است یاده آوری کرده میتوانم که با احساس سربلندى خود را افغان پشه یى میداند.
سوال: در نظام فعلى کشور چه سهولت هاى براى قوم پشه یى در زمینه هاى مختلف به وجود آمده است؟
جواب: در نظام فعلى کشور ، پشه یى ها مانند سایر اقوام باهم برادر کشور از برخى حقوق و سهولت هاى بهرمند گردیده اند که به دیگران نیز مهیاست. در قانون اساسى افغانستان از آن نام برده شده و با وجود مشکلات و نداشتن امکانات که از گذشته ها به ارث مانده در شوراى ملى و شورا هاى ولایتى صاحب نمایندگان خویش بوده و به زبان پشه یى نشرات رادیویى ، تلویزیونى و چاپى داشته و به ده ها عنوان کتاب به زبان پشه یی تالیف و چاپ گردیده است.
سوال: مردم پشه یى با کدام یک از مشکلات به سر میبرند؟
جواب: پشه یى ها به تناسب نفوس که دارند تا هنوز در مقامات دولتی ، خود را مشاهده نمى نمایند. آنها اکثراً در کوهستانات بسر برده و سطح اقتصادى شان خیلى پائین است. دولتهای گذشته هیچ وقت به فکر این نشده که براى آنها زمین زراعتى و یا لا اقل نمره زمین به منظور اعمار سرپناه برایشان تهیه نماید ، در حالیکه دیگران به نسبت داشتن افراد و اشخاص در مقامات بلند دولتى از آن بهره مند گردیده اند. به نسبت موقعیت جغرافیایى که دارند پشه یى ها همیشه در مبارزه و مقابله با دشمنان دین و میهن در صف مقدم قرار داشته و مشکلات زیاد را متقبل مى شوند. ولى در زمان امتیاز از همه در عقب قرار داده میشوند و چون تا حال کدام دلسوزى ندارند حتٰى خواست ها و مشکلات خویش را نیز به مقامات رسانده نمى توانند.
سوال: در مورد تاریخچۀ قوم پشه یی اگر چیزى روشنی به اندازید؟
جواب: پشه یى ها صاحب تاریخ درخشان اند که از قرون متمادى به این سو در همین قسمت شرقى افغانستان و یا در جنوب هندوکش تا سواحل دریاى کابل سکونت داشته و در جنگ ده قبیله آریایى که هنگام عبور از دریاى سند به وقوع پیوسته و به نام جنگ ده قبیله و یا سران آریایی مشهور است، سهم بارز داشته و از همه مقدم از آن یاد آوری شده که در آن هنگام بنام الینا نامیده میشد و همچنان اکثر نامهاى این منطقه به همین زبان است از قبیل گندهارا (خوشبویى آورنده) لغمان که در اصل لمگان است (صاحب قریه یا دهنشین) درونته (کوه بریده شده) کاپیسا که اصلاً پیشى کا است (پشه یى کننده) اله ساى که از طایفۀ اله شاه خیل گرفته شده (خیل شاه الینا) الینگار (جاى الینا) پشیگر (جاى پشه یى ها) الیشنگ (خانۀ الینا) گمبیرى (دشت) شیگل (شش دره) کله گوش که در اصل گله گوش است (دره صوف) نورگل به فتح گ (درۀ نور) و غیره.
پشه یى ها در طول تاریخ به نامهاى الینا (سمسور، شاداب و سبز) داردی (از کوه و کوهى) ، کوهستانی ، دیگان و لغمانی که معنى دهنشین را میدهد و همچنان در این اواخر بعضاً بنام نورستانی و شاړى (شاړى یک کلمه پشه یی ومعنای آن است برویم) نامیده شده اند.
بنا بر اظهارات برخى از محققین منجمله داکتر سید چراغ حسین شاه (شماره ۳۶ مجله پشتو یونیورستى پشاور) ، زبان پشه یى مادر بسیارى از زبان هاى منطقه است. ظهیرالدین محمد بابر حدود پنجصد سال قبل از موجودیت زبان پشه یى حتى در کابل و نواحى آن یاد آوری کرده است.
سوال: آیا شما در پارلمان نماینده دارید؟
جواب: بلى هفت نماینده در پارلمان افغانستان داریم که قبلاً از آن نام برده شده است.
سوال: بطور تخمینى چه تعداد مردم پشه یى در افغانستان زندگانى دارند؟
جواب: در مورد نفوس پشه یى ها باید گفت ، در یکى از کتابهاى که از طرف پوهاند دکتور مجاور احمد زیار تدوین گردیده نفوس پشه یى ها را بیشتر از ششصد هزار وانمود کرده است ، ولى به نظر من تا جاییکه بررسى و تحقیق نموده ام بدون مبالغه نفوس پشه یى ها به بیشتر از یک ملیون میرسد. و علتى آن که چرا نفوس پشه یى ها در احصائیه ها بسیار ناچیز نشان داده شده این است که آنها بخصوص با اقوام پشتون و تاجک کشور آنقدر نزدیک ، آمیخته و صمیمى اند که در اسناد پشتون و یا تاجک معرفى گردیده اند. بطور مثال: در ولسوالى شیوه ولایت ننگرهار که اکثریت آن پشه یى و پشه یى زبان اند در اسناد احصائیه نفوس به کلى از زبان پشه یى و پشه یى ها نامبرده نشده و همچنان در ولسوالى هاى دره نور ننگرهار و اله ساى و کوهبند کاپیسا که تقریباً همه پشه یى و پشه یى زبان اند و نیز در ولسوالى هاى الینگار ، الیشنگ ، دولت شاه ، قرغه یى ، ننگراج یا نورگرام ، دوآبه ، نورگل ، تگاب ، نجراب ، کوهستان و دیگر جاها فیصدى بسیار کم آنرا پشه یى زبان معرفى کرده اند ، به خاطر که آنها علاوه از زبان پشه یى خویش به لسان هاى پشتو و یا درى نیز آشنایى دارند.
سوال: در مورد سطح فرهنگى مردم پشه یى کمى وضاحت دهید؟
جواب: پشه یى ها صاحب فرهنگ عالى بوده اکثر امور زندگى از قبیل اعمار خانه ها ، کشت و جمع آورى حاصلات زراعتى و غیره کار هاى خویش را بطور دسته جمعى و حشر گونه انجام میدهند ، در غم و خوشى باهم همکار و شریک بوده و تمام مشکلات و معضله هاى خویش را از طریق جرگه ها حل و فصل مینمایند. بطور مثال قبلاً پشه یى ها بطور دسته جمعى که تعداد آنها به صدها تن میرسید بنام لشکر از یک منطقه به منطقۀ دیگر رفته و علاوه بر اینکه تفریح و خوش گزرانی مینمودند و از طرف میزبانان از آنها استقبال گرم صورت میگرفت وماراټ ها (کشتن حیوانات از قبیل بز، گوسفندو گاو را بمنظور استقبال و گرامی داشت هرچه بیشتر مهمان و یا مهمانان و باهم خوردن آنرا ماراټ میگوید) تهیه میشد و برخى مشکلات را که در بین مردم مى بود حل و فصل مینمودند.
سوال: مردم پشه یى به کدام شغل و پیشه شهرت بیشتر دارند؟
جواب: مردم پشه یى اکثراً به شغل مالدارى و کشت زراعت مصروف بوده که امور مالداری را تنها مردان بعهده داشته و در قسمت زراعت زنان نیز با مردان خانوادۀ خویش همکاری مینمایند. پشه یى ها چون اکثراً در کوهستانات و دورتر از مراکزو شهر ها زندگى میکنند همیشه در تلاش و فکر این بوده که از همه اولتر براى حفظ عزت و آبرو ، خانه و منطقۀ خویش بطور عنعنوى یک اسلحه را در اختیار خویش داشته باشند. آنها براى خوراک ، پوشاک و دیگر ضروریات خانه آنقدر توجه ندارند، ولى به این موضوع اولویت خاص قایل اند. در بین پشه یى ها قبلاً تکه ، لباس و پوشاک براى رفع احتیاجات خویش تهیه میشد ، از قبیل ویج (نوع از برزو) پولنگ (نوع از کرتی) پکول ، پمبېلا (نوع از پاپوش ) گړېک (نوع از پوستین) و غیره که نامهاى انواع لباس و پوشاک است. و هم تهیه انواع چوکى ها که یک نوع آنرا (آیټک) مینامند ، چار پایى ، میز ، دروازه و کلکین و همچنان سامان آلات فلزى مورد ضرورت خانواده ها که آن هم صرف براى رفع احتیاجات خودشان تهیه میشوند. ولى فعلاً به جز صنعت تولید انواع پنیر که اقسام مختلف دارد و شور پنیر آن خیلى شهرت داشته و در بازار هاى منطقه نیز عرضه میگردد ، دیگر صنایع خاص که قابل یاد آوری بوده و به بازار عرضه نمایند فعلاً چیزى به نظر نمیرسد.
سوال: از مشخصات یک زن و یا مرد پشه یى (طرز لباس و غیره) چیست؟
جواب: زنان پشه یى مردانه وار در اکثر امور زندگى سهیم استند و چون در محلات همه از یک طایفه و قبیله میباشند رسم روى گیرى در اکثر مناطق آن موجود نیست، حتٰى در برخى از مناطق زنان پشه یى بدون آنکه بشناسد هر کسیکه از مقابل شان بگذرد (موټکی) و خوش آمدید میگویند. زنان و مردان پشه یى قبلاً از این اکثراً لباس هاى سیاه و یا سفید میپوشیدند. پیراهن زنان نسبتاً فراخ و طویل و تنبان آن کمى کم عرض و از مردان برخلاف آن پیراهن شان کوتا و تنبان آن نسبتاً کلان و عریض میبود. قبلاً اکثر زنان پشه یى یک تکه کم عرض سیاه را که طول آن یک ونیم تا دو متر میرسید مانند دستار به سر میپیچانیدند و گوشه هاى آنرا که توسط ابریشم آراسته شده میبود به دو طرف روى خویش پایین آویخته و به این ترتیب قسمتى از گوشها و گیسوانش را میپوشانید.
سوال: در روز نو روز چه برنامه هاى دارید و چه نوع سرگرمیها در بین مردم پشه یى رایج است؟
جواب: در روز نوروزبه شمول زن و مرد اکثراً از خانه های خویش بر آمده ، گروه  گروه و جوخه جوخه بطرف کشت زار ها ، باغ ها و دامنه ها میروند، از هواى تازه و زیباییهاى طبعیت لذت میبرند و خوش گذرانی میکنند ، زیرا در این وقت همه مناطق آن که هواى نسبتاً گرم دارد سرسبز و شاداب میباشد .پشه یی ها اکثراً در این روز کار نمى کنند. یک شخص مسن برایم قصه کرد که یک روز یک نفر که نهال را با خود داشت و میخواست در جایى غرس نمایند، ولى چون فهمید که روز نو روز است آنرا نه نشاند و واپس به خانه برد. علاوه بر آن در این روز جوانان به برخى از بازیهاى محلى از قبیل سنگ اندازى ، کوشتی گیرى ، خیز زدن ، اینډ بازى که نوع از ورزش مردم پشه یى است ، نشان زنی ، گاز خوردن ، آواز خوانی و غیره میپردازند و سعى مینمایند که درین روز لباس نو و یا پاک را به تن داشته باشند و در دیگر اوقات نیز اکثراً همین سرگرمی های آنان است.
سوال: مراسم ازدواج شما چگونه میباشد؟
جواب: مراسم ازدواج در بین پشه یى ها نسبتاً ساده و کم مصرف است ولى در انتخاب همسر خیلى دقت میکنند. علاوه بر اینکه زیبایى ، اخلاق و رویه خود او و والدین و اقارب شان را در نظر میگیرند کوشش میکنند همسرى باشد هوشیار ، باصحت ، نیرو مند و پر تحرک و نیز سعى می ورزند از فامیلهاى انتخاب نمایند که قوم وخویش و مردان و جوانان زیاد داشته باشند تا در میان اجتماع دست بالا داشته و کسى بالاى شان فشار آورده نتوانند. به همین منظور متاسفانه اکثراً به سن خورد سالگى اطفال خویش را نامزد کرده خویشی و دوستی می کنند. با وجود اینکه مسئله مهر در میان آنها آنقدر زیاد نیست بلکه در بعضى مناطق پدر دختر براى اقارب و دوستان خویش خودش نان و غذا تهیه نموده و مصرف میکند. در وقت عروسى بعد از مراسم نشان زنى یعنى زدن هدف که به همین منظور در جاى دورتر و بلند نصب گردیده ، عروس توسط برادر و یا ماماى آن از خانۀ پدر کشیده شده تا نصف را توام با نواختن دهل و سرنا ، آواز خوانى ، رقص و پاى کوبیها و فیر هاى هوایى توسط اقارب و نزدیکان عروس رسانده میشود. و بعد از آن به شاه خیلى ها سپرده شده و به خانه داماد میبرند که گاهى در این هنگام در بین جوانان هر دو جانب برخورد هاى خفیف نیز صورت میگیرد که به شاه و عروس به هیچ وجه صدمه و آسیبى رسانده نمى شود.

منبع: شماره ۴۹ “مجله غرجستان” سال ۱۳۸۸

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته دسته‌بندی نشده

 

تقدیراز خدمات ادبی محمد زمان کلمانی توسط انجمن قلم افغانستان

۲۶ اردیبهشت

  محفل گرامیداشت از خدمات ادبی وفرهنگی نویسنده و شاعر شناخته شده زبانهای پشه یی، پشتو و دری روز چهارشنبه ۲۲ثور سال ۱۳۸۹توسط انجمن قلم افغانستان در دفتر مرکزی این انجمن برگزار گردید.

در این محفل که به اشتراک عده کثیری از نویسنده گان، شعرا و ادب دوستان کشور در مقر آن انجمن و به انانسری محترم محقق محمد نبی صلاحی تدویر یافت، ابتداد آیات چند از کلام الله مجید توسط مولوی محمد عمر شریفی قرائت گردید. سپس امرالله سرحدی بیانیه افتتاحیه را ایراد نموده و در بخشی از سخنان خود گفت: ازینکه انجمن قلم از شخصیت های نامدار علمی و ادبی کشور طی برگزاری محافل تقدیر به عمل میاورد کار بسیار نیکو، به جا و قابل ستایش است و محترم محمد زمان کلمانی که بخصوص برای زبان و ادبیات پشه یی و نیز احیای هویت آن بیشتر از همه خدمات قابل قدر را انجام داده لایق و مستحق تقدیر و گرامی داشت میباشد. به تعقیب آن آقایون الحاج محمد حسن حسام رئیس اسبق انجمن قلم افغانستان،عبدالرقیب نوری، غلام صدیق شینګنک، عبدالمالک لاموال، فرید الله نورستانی، انجینیرعبدالغوث رسولزی، مسجدی مالیار، شمس الدین شمس، جمعه خان افضل زاده، سرپرست شورای ملیت پشه یی ملنګ بلاغ و سلیمان سون آرا به نوبه خویش در مورد شخصیت و خدمات علمی و ادبی محترم محمد زمان کلمانی روشنی انداخته و برخی اشعار شانرا قرائت نمودند. د اخیر محترم کلمانی طی سخنان کوتاه از حضار گرامی اظهار سپاس و شکران نمود که با قبول زحمات فراوان به خاطر گرامی داشت و تشویق شان گرد هم آمده اند. محفل با اجرای کنسرت و توزیع کتب و نشریه ها به اتمام رسید. قابل یاد آوریست که کلمانی تا کنون صاحب ۹ اثر مستقل چاپی، ۲ اثر آماده چاب و ده ها عنوان مطالب و اشعار است که به زبان های پشه یی، پشتو و دری انتشار یافته است.

این هم تصاویر سخنرانی های این محفل، برای دید سایز کلان تصاویر بالای آن کلیک کنید

محترم محقق محمد نبی صلاحی و مولوی محمد عمر شریفی در حال تلاوت

محترم امرالله سرحدی در حال ایراد بیانیه افتتاحیه

 محترم الحاج محمد حسن حسام رئیس اسبق انجمن قلم افغانستان و کاندید انتخابات ولسی جرگه ۱۳۸۹از شهر کابل

محترم عبدالرقیب نوری

محترم غلام صدیق شینګنک

محترم عبدالمالک لاموال

محترم فرید الله نورستانی

محترم انجینیرعبدالغوث رسولزی

محترم مسجدی مالیار

محترم شمس الدین شمس

محترم جمعه خان افضل زاده

سرپرست شورای ملیت پشه یی محترم ملنګ بلاغ

محترم محمد زمان کلمانی

محترم سلیمان سون آرا

این تصاویری از اشتراک کننده گان این محفل

خبرنگار راډیو تلویزیون ملی در حال مصاحبه با محترم محمد زمان کلمانی

منبع تصاویر:  پشه یی بلاگ سپوت

 

وجه تسمیه پشه یی

۱۶ فروردین

پشه یی ها کی یکی از شاخه های آریایی نژاد افغانستان می باشند اکثرآ در قسمت های جنوب و جنوب شرق سلسله کوه های هندوکش و بصورت کم و بیش در دیگر مناطق کشور و نیز در قسمت های چترال(۱) که در گذشته های دور به آنحا ها نقل مکان کرده زیست دارند و به زبان پشه یی تکلم می نمایند. کلمه پشه یی با سابقه اندک یک الی دو هزار ساله دارد و بنام های بها شه یا بهشه پیشه چه یا پیشاچی ، پشاوی، پاشایی، پشه یی (که بشکل پشیی پشئی پشه ای نیز تحریر شده ) در متون و اسناد گذشته ثبت گردیده (۲) و از گذشته های دور به اینسو نام مناطق دره ها و قریه های بزرگ نیز به ان مسمی گردیده اند. مارکوپولو منطقه بین کابل و بدخشان را بنام پشای یاد آوری نموده و نیز از پشایگر و پشه گر ولسوالی نورستان، قریه پشه یی مرکز ولایت لغمان، دره پشه یی ولسوالی پغمان ولایت کابل، قریه پشه یی کندهار ، قریه پشه یی ولسوالی کوهستان ، قریه پشه یی ولسوالی نجراب ولایت کاپیسا، قریه پشیان چایکار ولایت پروان، دره پشه یی ولسوالی اندراب ولایت بغلان و دره پشه یی اشکمش ولایت تخار و غیره یاد آوری کرده میتوانیم (۳) ولی علاوه بر این بنابر دلایل گناگون در طول تاریخ چند هزار ساله بنام های الینا، گندهاری، داردی، لغمانی، دهگانی، کوهستانی، نورستانی، و غیره نیز یاد شده کد ذیل به ارتباط وجه تسمیه آن روشنی انداخته میشود.

الینا: الینا یکی از عمده ترین قبایل ، سران و یا شاهان ده گانه آریایی می باشد که در حدود ۲۰۰۰ ق م در بخش شرقی آریانا آن هم در جوار دریای سند با قبیله بزرگ بهاراته و متحدین آن مقابله کرده و به این برتیب نامش ثبت تاریخ شده است . الینا یک نام قدیمی آریایی است که درزبان پشه یی  سرسبز معنا دارد که تا امروز در میان پشه یی ها متداول بوده و استعمال می شود. الینا علاوه بر اینکه نام اشخاص و افراد و قبیله می باشد در زبان پشه یی معنی سبز و سر سبز را نیز میدهد و معادل نام (سمسور) زبان پشتو است . به اساس اسناد و شواهد موجوده به وضاحت گفته می توانیم که بخش عمده و اساسی قبیله الینایی آن زمان پشه یی های امروز هستند یا به عبارت دیگر الینایی های آنزمان اجداد و نیا کان اصلی پشه یی های امروزی می باشند . از اینکه عده یی از محققین پشه یی ها را اولاده الینایی میدانند و آنها را به الینایی ها نسبت می دهند شواهد عینی و انکار نا پذیر وجود دارد و آن اینکه ریشه یی کلمه الینا را در نام دو درهُ بزرگ الینگار و الیشنگ که خیلی قدیمی اند و بخش اعظم ولایت لعمان را احتوا می کند و نیز در نام اله سای کاپیسا می یابیم. این حقیقت را در نوشته مرحوم پوهاند عبدالحی حبیبی و وضاحت مشاهده می نمایم که در آن الینا به مردم الینگار و الیشنگ گفته شده (دافغانستان لند تاریخ ۱۳ مخ) محترم دوست محمد دوست د کتاب خود (د افغانستان ژبی او توکمونه ) به صراحت پشه یی ها را الینا خوانده است . پوهاند دکتور محمد حسین یمین نیز در اثر خویش بنام (افغانستان تاریخی ) از الینا یاد آوری کرده و نوشته است که : <<… پس الینگار یعنی مسکن الینایی ها ، جز الینا به معنای قبیله در نامهای الیشنگ لعمان و اله سای نجراب دیده می شود.>> چون از یکطرف دره های الیشنگ و الینگار و نیز اله سای و اطراف آن جای اصلی و باستانی بود باش پشه یی ها را تشکیل داده در زبان پشه یی که زبان قدیمی و اصلی منطقه است نام های الینگار ، الیشنگ ، و اله سای معنی جای الینا ، خانه الینا را میدهد و از جانب دیگر حالا نیز اکثریت باشندگان این دره ها و اطراف آن به همین زبان پشه یی هستند . بناً این حقایق به وضاحت بر می آید که الینایی ها اجداد و نیکان اصلی پشه یی های امروز می بوده اند.

داردی: این اصطلاح از ایام خیلی قدیم به مردمان و ربانی اطلاق شده که در قسمت جنوب کوه هندوکش سکونت داشته و شامل زبان پشه یی و غیره میباشند عده یی عقیده بر آن اند است که در گروپ زبان داردی از جمله زبان های ایرانیست برخی دیگر آنرا از زبان های هندو آریایی میدانند و بعضی دیگر مانند گریرسن آنرا به هیچ کدام منسوب ندانسته بلکه لهجه آرایایی میدانند که بین ایرانی و هندوایرانی انسباط یافته است. در این مورد نظر خیلی جدید از مارگنسترن است که گروپ داردی را به دو حضه تقسیم نموده و زبان پشه یی را از گروپ داردی صاف دانسته و گفته که برخی از عواملش به زبان های ایرانی شباهت داشته و برخی از آن با هندو آریایی . (۶) در لوحه السنه کنونی افغانستان السنه داردی را که پشه یی زبان عمده آن میباشد از دسته شمال غرب السنه هندی محسوب نموده اند و شرح آن بدین گونه اشت.    ب – السنه داردی ۱۹٫پشه یی ۲۰٫ گوربتی ۲۱٫ کلشه یی ۲۲٫ تیراهی(۷) نظر به گفته واله دروپوسن فرانسوی از برخی از علایم و نشان ها چنین برمی آید که داردی ها دارادی ها از زمان های خیلی قدیم از جای خویش بی جاه گردیده و زبان شان خیلی قدیمی است. (۸) طوریکه گفته آمدیم اصطلاح و یا نام داردی به مردمان و زبان های گفته شده که اکثریت آن پشه یی میباشد و از سوی دیگر اگر به خود کلمه داردی نیز متوجه شویم و با در نظرداشت زبان پشه یی کمی دقت کنیم میدانیم که این هم یک کلمه پشه یی است که زیرا در زبان پشه یی (دار) کوه و دی که یک پسوند است (از) را میگوید که (ازکوه) معنی دارد و یا (کوهی) معنی کرد. به همین ملحوظ پشه یی ها و دیگر باشنده گان این منطقه که کوهستان است بنام داردی ( از کوه یا کوهی) یاد شده و بعداً همین کلمه داردی به کلمه کوهستانی که عین مفهوم را افاده میکند تعویض شده و نام منطقه را نیز که بعضاً داردستان خونده میشد به کوهستان مبدل ساخته اند و طوریکه در ادامه این مطلب تذکر خواهم داد زبان پشه یی را نیز به همین ارتباط کلمه داردی کوهستانی گفته اند.

گندهاری: از اینکه در گذشته های دور منطقه میان کابل و پشاور و یا به عباره دیگر حوزه دریای کابل را بنام گندهارا نامیده اند و به همین علت عده یی مردم و زبان این منطقه را نیز بنام گندهاری خوانده اند زیرا زمانیکه در قرن سوم ق م تا قرن سوم م  در صفحات شمال و شمال غرب افغانستان پر شوی (پهلوی پارتی) معمول بود در جنوب هندوکش پراکریت گندهاری دومین زبان بود که با رسم الخط خروشتی رواج داشت این زبان که ریشه آن بلا شیبه به دوره ویدی میرسد تمام جنوب شرق هندوکش بحیث زبان محلی و ملی با آن حرف زده میشد(۹) چون در اینجا شک و دردیدی وجود ندارد که زبان پشه یی ادامه و شکل بحول یافته زبان ویدی و پراکریت گندهاری بوده که در این منطقه گذشته است و به گفته مور گنسترین نیز (زاده جدید زبان قدیمی که پیش از اسلام در کاپیسا و لمپاکه (لغمان) هندو بودایی گفته میشد عبارت از پشه یی میباشد) این حقیقت روشن میگردد که گندهارا نام منطقه یی بوده که در آن اکثراً اجداد پشه یی ها زندگی نوده و زبان پراکریت گندهاری شکل قدیمی همین زبان پشه یی بوده و جالبتر اینکه خود گندهارا نیز یک کلمه سچه پشه یی است (گنده) در زبان پشه یی و نیز زبان سانسگرت (سنسکرت ، نام اصلاح شده و گرامری شده زبان بشهه یعنی زبان پشه یی همان وقت است که پانی نی این نام را به زبان آن گذاشته) معنی خوشبو را میدهد و (آرا) از مصدر (اریک) یعنی آوردن (آرنده) معنی درد به این اساس گنده آرا یا گندهارا خوشبویی آرنده (خوشبوی آور) معنی میدهد که براستی هم این منطقه همیشه بهار کشور مابه سبب فراوانی گل ها هوای معطر داشته و آورنده خوشبویی است. از این تذکر و یاد آوری برمی آید که کلمه گندهاری غالباً در مورد مردم و زبان پشه یی استعمال شده و با این نام نیز نامیده شده اند.

لغمانی: لغمان که یکی از ولایات شرقی کشور ما میباشد به همین سبب در بعضی نوشته ها مردم و زبان پشه یی نیز بنام لغمانی نامیده شده اند و آن هم بخاطر اینکه لغمان شکل فعلی و تحول یافته نام تاریخی و قدیمیست که ریشه پشه یی داشته و در طی قرون متمادی به اشکال گوناگون  درآمده و به شکل تحول یافته فعلی آن باقی مانده است. لام پاکا، لان پو ، لام گان ، لمگان ، لمغانات و غیره اسما و اشکال قدیمی لغمان فعلی میباشند که در طول تاریخ آنرا به اشکال گوناگون ثبت نموده اند و این نام ها گاهی بر ساحه محدود و گاهی هم بر ساحه وسیعتر از ساحه کنونی آن اطلاق شده است که حتی گاهی تمام منطقه میان کابل و پشاور بنام لغمان و یا لمغانات یاد شده است و نیز نام لغمان یا لمغانات بجز کاپییسا به تمام مناطق پشه یی نشین گفته شده است. نام لام پاکا کلمه لام یک نام پشه یی است که سابقه آن به زبان آریایی می رسد و معنی آن قریه است و پاکا بنابر روایتی نام شخصی بوده که قریه هان بدان منسوب و نامیده شده است(۱۰) کلمه لام در نام های مهتر لام ، نورلام، کل لام، نجلام، نولام، ننگلام، کونته لام، نچه لام و غیره نیز است که نامهای شهر ها ، قریه ها و دره های میباشد که در ولایت لغمان ، ننگرهار و کنر ها موقیعت دارد. لان پو که در آن لان کلمه آریایی بوده و (پو) در پشه یی خاک را می گویند معنی خاک یا سرزمین قریه ها را میدهد که براستی منطقه پر نفوس و آبادی بوده و هست . لام گان که به لمگان ، لمقان ، لمغانات و بالاخره به لغمان مبدل گردیده و در نوشته های آمده لام آن کلمه پشه یی است که قریه ها معنی نیدهد و گان آن که یک پسوند است و ریشه مشترک آریایی دارد معنی مالکیت و صاحب را میدهد که صاحبان و مالکین قریه ها و منطقه معنی دارد و بعد ها همین کلماه لام پشه یی با (ده) دری تعویض شده لمگان را دهگان و یا دیگان گفته انده کد در قسمت دهگان به بوبه خویش از آن یاد آوری مینمایم. بخاطر اینکه از قدیم الایام در منطقه لغمان و نواحی آن پشه یی ها زندگی میکردند و طوریکه واضیح گردید نام آن نیز ریشه پشه یی داشته به هین دلیل در گذشته ها پشه یی ها بخصوص پشه یی های ننگرهار ، کنرها و لغمان را به سبب ارتباط شان به منطقه لغمان و یا لمغانات و نیز زبان شان را لغمانی نامیده اند. پشه یی های ننگرهار حالا نیز زبان پشه یی را زبان لغمانی میگویند. در بعضی از اشعار فولکلوری پشه یی نیز مردم و زبان پشه یی بنام لغمانی یاده شده اند. از توضیحات فوق به خوبی معلوم میشود که همین پشه یی بعضاً از طرف جهان گشایان و نویسنده گان بنا بر دلایل فوق بنام لغمانی خوانده شده است.

دهگان: کلمه دهگان یا دیگان یک کلمه درییست که که معنی صاحب قریه را میدهد و این کلمه اکثراً به مردم پشه یی و دیگانی به زبان پشه یی اطلاق شده است که فارسی زبان ها به جای کلمه لامگان و لمگان بکار برده که در آن صرف کلمه (لام) پشه یی به (ده) دری تبدیل شده است گر چه کلمه دهقان از خیلی قدیم به مفهوم گوناگون در زبان و ادبیات دری بکار رفته و بصورت عموم به مفهوم بذر گر و بزگر در سرا سر افغانستان معمول است و متداول است ولی شکل دهگان و دیگان آن صرف به مفهوم قوم و یا ملیت پشه یی بکار برده شده است. در ولایت کنر حالا نیز پشه یی ها را بنام دیگان و زبان شانرا بنام دیگانو مینامند. در جلد اول دایرت المعارف فارسی که به سرپرستی غلام محسن مصاحب در ایران نوشته و چاپ شده است در تماس گرفتن با افغانها پشه یی ها را عمده ترین قبایل هندو آریایی افغانستان دانسته و گفته است که نام محلی آن دهگان است. الفستن در کتاب خویش بنام (بیان سلطنت کابل) که به زبان پشتو نیز ترجمه شده پشه یی ها را به قوم و ملت دهگان نامیده و گفته است که آنها در قسمت اعظم شمال شرق افغانستان زیست نموده و به چنان زبانی تکلم مینمایند که در بابر نامه آیین اکبری و در منابع دیگر بنام لغمانی نامیده شده است. محمد حیات خان در کتاب خویش بنام حیات افغانی که ترجمه قلمی زبان پشتوی آن نیز موجود است پشه یی ها را بنام قوم دیگان یاد کرده و نوشته است که این قوم د اوایل به پیمانه زیاد در شمال شرق افغانستان سکونت داشتند و حالا تنها در کنر، باجورعلیا و عده دیگر آن در لغمان سکونت دارند و به زبانی تکلم مینمایند که بنام لغمانی یاد شده است. از نوشته ها و نظریات قوف روشن میشود که دهگان یا دیگان نامیست که به پشه یی ها اطلاق شده و در گذشته های دور از این جا به دیگر مناطق کشور نیز نقل مکان نموده و به این نام یاد شده اند.

کوهستانی: قسمیکه قبلاً نیز یاد آوری گردید در گذشته ها مردم پشه یی و باشنده گان منطقه بنام داردی که (ازکوه) و کوهی معنی دارد یاد میشدند که بعد ها همین کلمه پشه یی به کلمه دری کوهستانی تعویض گردید که فعلاً هم تمام پشه یی ها و بعضی از دیگران که به این نام یاد می شوند و خود پشه یی ها حالا نیز بین خود زبان و مردم خویش را کوهستانی و کوستانی مینامند که پشتو زبان ها به آنها کوشتانی نیز میگویند. مولف کتاب حیات افغانی مینگارد، بنام پشه یی یا پشاهی یک قوم دیگر در کوهستان (هدفش از کوهستان پروان و کاپیسا است) موجود است که در مورد آنها محمد بابر شاه مینویسد که این ها زبان جدا گانه دارند که حالا نیز این مردم در میان خود به زبان کوهستانی صحبت می کنند و اصل و اساس این زبان هندی بنظر میرسد(۱۱) بناً به وضاخت برمی آید که همین پشه یی ها وزبان شان بعضاً بنام کوهستانی نیز خوانده شده و با این نام مسمی گردیده اند. گرچه نطریه های نیز وجود دارد که چون کوشانی ها که از قبایل سیبتی ها و بنام یوچی ها دانسته شده و مردم مهاجر بوده و به منطقه کاپیسا سرازیر شده و سکونت اختیار کرده بودند مدنیت درخشان از خود بجا گذاشته و به مرور زمان در بین مردم پشه یی که باشنده گان اصلی منطقه بودند منحل گردیده و به همین ارتباط کوشانی ها پشه یی ها را بنام کوهستانی و کوشتانی می نامند. مردم غیر پشه یی لغمان حالا نیز پشه یی هارا کوشتانی می نامند و نیز پشه یی های منطقه نام ریزه کوهستان را ریزه کوشانی ها یا کوشانی های کوچه می نامند که همه مردم آن پشه یی هستند ولی در این مورد اسناد و شواهد دیگر که بیانگر این حقیقت باشد بدست نیامده است.

 
۱دیدگاه

نوشته شده در دسته وجه تسمیه پشه یی

 

استاد پوهندوى نورمحمدغمجن تمیل

۰۲ مهر

[Noor+M.jpg]

زنده گى نامه مرحوم استادپوهندوى نورمحمدغمجن تمیل شاعر و نویسنده زبان پشه یی: مرحوم استادپوهندوى نورمحمدغمجن تمیل فرزندیارمحمدخان به تاریخ ٢۴ جوزاسال ١٣٢۶ خورشیدى درقریه وت ولسوالى الینگارولایت لغمان دریک خانواده روحانى،متمدن وروشنفکردیده به جهان گشوده ودربهارششم زنده گى خویش ازنعمت بزرگ مهرمحبت پدرى محروم گردیدولى آغوش پرمهریک مادرداناومهربان دردست داشت که به رهنمایى وهدایت وى رهسپارحاصل نمودن علم ودانش گردید. استادمرحوم تعلیمات ابتدایى خویش رادرمکتب محلى الى صنف سوم ادامه دادوبعدازآن شامل لیسه شیخ محمدحسین درسنگرولسوالى الینگارگردیدوبعداً درسال ١٣٣٩ خورشیدى شامل دارالمعلمین عالى ننگرهارگردیدکه درسال ١٣۴۵ خورشیدى ازاین دارالمعلمین به صفت اول نمره عمومى فارغان آن سال فارغ گردیدورهسپارپوهنتون کابل شدکه درپوهنتون کابل درپوهنځى زبان وادبیات وعلوم بشرى شامل گردیدودرسال ١٣۵٠ خورشیدى ازپوهنځى مذکوراول نمره فارغ وصاحب درجه تحصیلى لسانس گردیدچون مرحوم استادمشخصات وشرایط کدرعلمى راداشت،درهمان پوهنځى به صفت استاددردیپارتمنت پشتومقررگردید. استادمرحوم درسال ١٣۵٣ خورشیدى جهت اخذتحصیلات عالى ازجانب دولت وقت به کشورهندوستان فرستاده شدکه درآن جادرپوهنتون اله باددربخش تاریخ متون وکلتورافغانستان وهندوستان به تحصیل پرداخت وبعدازختم تحصیل دررشته مذکوردرسال ١٣۵۵ خورشیدى برعلاوه سنددرجه ماسترى بنابرلیاقت واستعدادبه گرفتن یک مدال طلایى نیزنایل گردیدوباافتخارکامل به اغوش کشورخودبرگشت وبه وظیفه مقدس استادى خویش ادامه داد. استادمرحوم برعلاوه ازلسان مادرى پشتوبه لسان پشه یى لسان پدرى اش به لسان هاى درى، انگلیسى، اردو، سانسگریت، عربى وهندى مى فهمیدن که ازلسان هاى فوق یک تعدادزیات مطالب وآثاررابه پشتو،درى ترجمه نموده است. وهمچنان استادمرحوم برعلاوه اینکه استادپوهنتون کابل بود، یک عضوفعال اتحادیه نوسینده گان وشاعران افغانستان نیزبود،وى مسوول وبنیان گذاربرنامه هاى پشه یى رادیوتلویزیون افغانستان بود. استادمرحوم یک متفکرعالى نویسنده قوى وشاعربرجسته افغانستان به شمارمیرودخاصتاً براى قوم پشه یى که همیش ازنظردولت هادورمانده است. استادمرحوم به لسان هاى پشتو،درى وپشه یى تعلیمات زیادنموده است که درذیل اثاریکه ازاستادمرحوم به چاپ رسیده است یادآورمیشویم:

۱٫ الفباى زبان پشه یى

۲٫ دپشه یانودچاپیریال ،ژبو،خلکو،اوځینوشاعرانو اومتلونومعرفی (مونوگراف)،که درکتابخانه پوهنتون کابل موجوداست.

۳٫ دپشه یانوشفاهى ادبیات

۴٫ دپښتواوپشه یى ژبودگرامرنږدیوالى،براى ترفیع علمى پوهنملى

۵٫ قاموس لسان پشه یى به لسان پشتوودرى

۶٫ پشه یى متلونه

۷٫ دپشه یانوپیداوار

۸٫ دپشه یانودجغرافیایی چاپېریال پېژندنه

۹٫ دپشه یی ژبې دادبیاتوتاریخ

۱۰٫انقلابی آر ( دپشه یی شعرونوټولگه)

۱۱٫ مقالې اوادبی نثرونه په پشه یی ژبه

۱۲٫ پشه یی کیسې اوروایتونه

۱۳٫ دپښتوشعرونوټولگه

۱۴٫ دپښتوژبې مقالې

۱۵٫ مجموعه اشعاردرى

۱۶٫ دپښتوخوږونثرونوټولگه

۱۷٫ مجموعه نثرهاى درى

۱۸٫ دپشه یی ژبې تاریخچه

۱۹٫ دنورستانی ژبې تاریخچه

۲۰٫ دروښانی دورې منظوم متون ،براى صنف دوم وسوم پوهنځى زبان وادبیات پوهنتون کابل دیپارتمنت پشتو

۲۱٫ دحمیدددیوان منتخبات ،دکابل پوهنتون دادبیاتودپوهنځۍ دپښتوڅانگې دمحصلینولپاره

۲۲٫ ترجمه صدپندسودمندخوشحال خان خټک

۲۳٫ دروښانی دورې منظوم اومنثورادب تاریخ ،دکابل پوهنتون دادبیاتودپوهنځۍ دپښتوڅانگې دمحصلینولپاره

۲۴٫ داستان حماسى ادب پشه یى

۲۵٫دپښتومتلونوټولگه

وچندین اثاردیگرکه مجموعه تعدادآن ها به ٣۶ میرسدوبایدیادآورشدکه استادبرعلاوه برمصروفیت که داشت درپهلوى آن باجرایدومجلات وقت نیزهمکارى کامل داشت که به طورنمونه چندنوشته وى رادرمجلات معروف کشورذکرمینمایم. پشه یی ادب،دریک مقاله سلسله یى درمجله وږمه ١٣۵٠ خورشیدى جلدسوم کابل ١٣۵١ جلدسوم کابل. قابل یادآورى است که استادمرحوم اولین شخص بودکه ادب حماسى پشه یى رابه رشته تحریردرآورده بطورنمونه میتوان ذکرکردکه درمجله فرهنگ مردم درمجله سوم سال ١٣۶٠ خورشیدى داستان حماسى ادب پشه یى راتحت عنوان ننگاه وسورنانابه چاپ رسانده است. بایدیادآورى کردکه استادواقعاًیک سرمایه ى علمى وفرهنگى افغانستان خاصتاً براى ملت زجردیده وازنظرهمه دورافتاده پشه یى بودکه یادشان براى ایشان براى همیش دراین ملت زنده میباشد. استادمرحوم بالاخره بایک قلب پرازخدمات درروزى سى وپنجمین سالگردخویش درنتیجه انفجار در٢۴ جوزا سال ١٣۶١ خورشیدى جهانى فانى راوداع گفت وازوطن وملت خویش براى همیش به جهان ابدى پیوست. ودرتپه مرنجان کابل به خاک سپرده شد. روانش شادومشعلش فروزان باد

یاداشت: با اظهار سپاس و قدر دانی از خدمت قابل قدر محترم حمت الله امین زی ناشر ویب سایت امین زی که مطلب را در مورد زندگی نامه مرحوم استاد نور محمد غمجن تمیل که افتخارهمه افغانها است بخصوص ملیت پشه یی به دست نشر سپرده .

باید یاد آور شوم که تاریخ ۲۴ جوزا مصادف است با روز تولد و رحلت استاد نورمحمد غمجن تمیل که همه ساله از طرف پشه یی ها  و فرهنگ دوستان محافل گرامیداشت برگزار میشود که بعد از سال ۱۳۸۶  محافل یاد بود این استاد بزرگوار از طرف انجمن قلم برگزار میشود که توجه تانرا به پیامی جلب میکنم که از طرف حامد کرزی ریئس جمهور افغانستان به این مناسبت ارسال شده بود که از آرشیف سایت آژانس اطلاعاتی کپی کرده ام.

پیام حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان به مناسبت شصتمین سالگرد تولد مرحوم نور محمد غمجن شاعر زبان پشه یی، نویسنده و استاد سابق پوهنتون کابل

پشه یی ها افراد زحمت کش کشور ما استند و لسان پشه یی از زبانهای تاریخی کشورما می باشد.ادبیات دراین زبان مانند سایر زبانهای کشورما به طور شفاهی رشد و انکشاف نموده و ذوق هنری متکلمین این لسان را آبیاری نموده است. زبان پشه یی دارای ادبیات و فلکلور غنی می باشد.زمانیکه از حدود ۷۰ الی ۸۰ سال به اینطرف آموزش تعلیم وتربیه در کشور عام شد، فرزندان پشه یی ها نیز تحت تعلیم و تربیه قرار گرفتند. درمیان فرزندان تعلیم یافته پشه یی ها یکتعداد افراد مستعد شامل بود، که استادان پوهنتونها شدند و در مؤسسات علمی ونشراتی شامل کار شدند. از میان شان تعدادی شاعر، نویسنده و محقق شدند، که در پهلوی زبانهای رسمی کشور به زبان خود نیز شعر سرائیدند، مقاله، رساله و کتابها را به رشته تحریر در آوردند. سالار فرهنگیان معاصر زبان پشه یی مرحوم نور محمد غمجن بود. موصوف استاد دیپارتمنت پشتوی پوهنتون کابل بود و درجهت معرفی پشه یی ها ولسان ایشان در لسانهای دری و پشتو زحمات زیاد را متقبل شد. مرحوم به زبان پشه یی نظم و نثر زیاد سروده و تحریر نموده وسایر جوانان پشه یی را به خدمت در جهت زبان وفرهنگ شان تشویق نمود. من از انجمن قلم قدر دانی می نمایم، که به مناسبت شصتمین سالگرد تولد نورمحمد غمجن این مجلس را دایر نموده است، موفقیت شاملین مجلس را از خداوند ج آرزو می نمایم و از فرهنگیان ملیت پشه یی این را می خواهم که در آغوش وسیع فرهنگ افغانی به خاطر رشد زبان و ادبیات خویش تلاش زیاد نمایند.

۲۴-۲۵ جوزا ۱۳۸۶ مطابق ۱۴-۱۵ جون

آژانس اطلاعاتی باختر!

 

الیــنا

۱۵ شهریور

الینا یکی از عمده ترین قبایل ، سران و یا شاهان ده گانه آریایی می باشد که در حدود ۲۰۰۰ ق م در بخش شرقی آریانا آن هم در جوار دریای سند با قبیله بزرگ بهاراته و متحدین آن مقابله کرده و به این برتیب نامش ثبت تاریخ شده است . الینا یک نام قدیمی آریایی است که درزبان پشه یی  سرسبز معنا دارد که تا امروز در میان پشه یی ها متداول بوده و استعمال می شود. الینا علاوه بر اینکه نام اشخاص و افراد و قبیله می باشد در زبان پشه یی معنی سبز و سر سبز را نیز میدهد و معادل نام (سمسور) زبان پشتو است . به اساس اسناد و شواهد موجوده به وضاحت گفته می توانیم که بخش عمده و اساسی قبیله الینایی آن زمان پشه یی های امروز هستند یا به عبارت دیگر الینایی های آنزمان اجداد و نیا کان اصلی پشه یی های امروزی می باشند . از اینکه عده یی از محققین پشه یی ها را اولاده الینایی میدانند و آنها را به الینایی ها نسبت می دهند شواهد عینی و انکار نا پذیر وجود دارد و آن اینکه ریشه یی کلمه الینا را در نام دو درهُ بزرگ الینگار و الیشنگ که خیلی قدیمی اند و بخش اعظم ولایت لعمان را احتوا می کند و نیز در نام اله سای کاپیسا می یابیم. این حقیقت را در نوشته مرحوم پوهاند عبدالحی حبیبی و وضاحت مشاهده می نمایم که در آن الینا به مردم الینگار و الیشنگ گفته شده (دافغانستان لند تاریخ ۱۳ مخ) محترم دوست محمد دوست د کتاب خود (د افغانستان ژبی او توکمونه ) به صراحت پشه یی ها را الینا خوانده است . پوهاند دکتور محمد حسین یمین نیز در اثر خویش بنام (افغانستان تاریخی ) از الینا یاد آوری کرده و نوشته است که : <<… پس الینگار یعنی مسکن الینایی ها ، جز الینا به معنای قبیله در نامهای الیشنگ لعمان و اله سای نجراب دیده می شود.>> چون از یکطرف دره های الیشنگ و الینگار و نیز اله سای و اطراف آن جای اصلی و باستانی بود باش پشه یی ها را تشکیل داده در زبان پشه یی که زبان قدیمی و اصلی منطقه است نام های الینگار ، الیشنگ ، و اله سای معنی جای الینا ، خانه الینا را میدهد و از جانب دیگر حالا نیز اکثریت باشندگان این دره ها و اطراف آن به همین زبان پشه یی هستند . بناً این حقایق به وضاحت بر می آید که الینایی ها اجداد و نیکان اصلی پشه یی های امروز می بوده اند.

محمد زمان ( کلمانی )

 
۳ دیدگاه

نوشته شده در دسته الیـــــــــنا

 

پشه یی ها باشنده گان بومی افغانستان اند

۲۸ تیر

پشه یی ها یکی از اقوام باستانی افغانستان وباشندگان اصلی افغانستان اند که اکثراًدردامنه های جنوب سلسله کوه های هندوکوش ساکن می باشند. که در ولسوالی های اله سای ، کوهبند نجراب ، تگاب وکوهستان های ولایت کاپیسا ، در ولسوالی های الینگار، الیشنگ ، دولت شاه ، قرغه یی ومرکز ولایت لغمان ، در ولسوالی شیوه ، دره نور و مرکز ولایت ننگرهار، درولسوالی نورگــل ، ومناطق چلس ، کوڼه ګل وکوردر ولایت کنرها ، در ولسوالی های ننگراج ودوابه ولایت نورستان ، در منطقه اوزبین ولسوالی سروبی و دره پشه یی ولسوالی پغمـــــــــان ومرکزولایت کابل ، در ولسـوالی های جاغوری و مالستان ولایت غزنی ، در تگاب پشه یی ولسوالی خوست فرنگ ، در دره پشه یی قاصان ولسوالی اندراب ودر بغلان مــرکزی ولایت بغــــــلان ، در نار چمن ولایت تخار ، در شهر بزرگ ولایت بدخشان و در بعضی محلات ولایت کندز ، بلخ ، فــــــاریاب وهرات در پهلوی سایر اقوام باهم براردر کشور زیست نموده ونفوس تقریباً پنج فیصد کشور را تشکیل داده وبه زبان پشه یی تکلم مینمایند. ازاسناد تاریخی وبه خصوص ازسرود های ریگ وید برمی آید که قبیله ویدی آریایی های بلخ قدیم از طریق دره های هندوکش به مناطق شرقی و جنوب غربی پراگنده شده و برخی از این مردم از کنار دریای کوبها (کابل) ومعاونین آن از طریق نجراب، تگاب، سروبی، ولغمان به حوزه دریای کنر رسیده واز ان جا به مناطق سواستو یعنی به نواحی دریای سوات پراگنده شده ودر ین دور و نواحی سکونت اختیار کرده اند که پشه یی های امروز برخی از این مردم است. به استناد سرود های ریگ وید ( ۱۴۰۰ق م ) ودیگر اسناد و دلایل موثق پشه یی های امروز درآن زمان بنام الینا یاد شده و در جنگ ده قبیله آریایی آن زمان که مشهور است نام ومقام درخشنده داشته است. در نتیجه این جنگ که میان سوداس مربوط قبیله بهاراته و ویسو مترا به وقو پیوست سوداس و قبایل متخد آن پیروز گردیده وراه رفت و آمد ده قبیله آرایایی که به نام جبهه ویسو مترا نامیده میشد بطرف هند مسدود شده و در منطقه خود باقی ماندن. از این جمله الینایی ها که پشه یی های امروزی و دیگر اقوام داردی و نورستانی شامل آن میشود به طرف شمال دریای کوبها در دره های شاداب الینگار و الیشنگ سکونت اختیار کرده و بعد به مرور زمان تبا بر کثرت نفوس و عوامل دیگر در اطراف و نواحی آن دره ها و بخشهای وسیع شمال غرب کندهارا ( وادی بین کابل و پشاور ) پراگنده و مسکن گزین گردیدند. درنامهای الینگار و الیشنگ که جای بود و باش پشه یی ها بوده و حال نیز اکثر پشه یی ها در این مناطق و اطراف آن سکونت دارند و نیز د اله سای ریشه کلمه الینا موجود بوده و الینگاردرزبان پشه یی معنی جای و خانه الینا را میدهد. از بعضی شواهد برمی آید، قبایل سرکش و جنگ جوی را که در مناطق شمال دریای کابل توسط مورخین سکند بنام اسکینی، گوری و اسپاس نامیده شده که در مقابل قشون اسکندر مقاومت شدید از خود نشان داده و هر دو جانب متحمل خسارات جانی و مالی سنگین گردیده اند اکثراً اجداد و نیاکان همین پشه یی های امروزی می باشند. برعلاوه این که این منطقه مسکن قدیمی و ثابت این مردم بوده است نامهای قبایل متذکره با کمی تفاوت حالا نیز در بین آنها موجود است. اسکین یا اسکینی ها نام منطقه و قبیله است مربوط پشه یی های ولسوالی اله سای که بدون شک و تردید با نام اساکینی، بی ارتباط نیست. در ارتباط گوری باید گفت که پشه یی های ولسوالی دره نور و اطراف آن گوار را به مفهوم اصیل وصاف استعمال نموده و به این نام می بالند و نیز نام منطقه گوریک که مردم آن به بنام گوریکی یاد می شوند و پشه یی هستند و نیز طایفه بنام گوریک در کهوی کلمان و یا قبیله زبان گوارباتی و گهواری که در ناحیه علیای کنرها زندگی کرده و با پشه یی ها قرابت خیلی نزدیک دارند و همچنین اسپی ها و یا اشپی ها که بنام اشپی وال نامیده میشوند در دره اشپی ولسوالی اله سای زنده گی میکنند نامهایست که برای اثبات این حقایق مثال های خوبی به شمار می رود. پشه یی ها و زبان شان در طول ادوار گذشته بنام های بهاشه ، بهشه ، پیشاچه یا پایشا چی ، گندهاری ، دادیکا ، داردی ، کوهستانی ، لغمانی ، دهگان (دیگانو) و درین اواخر بعضاً به نامهای خاړیگا و شاړی نیز نامیده شده اند که همه آن ریشۀ پشه یی دارند. به عقیده مورخین در طول یک هزار سال قبل از میلاد در سرزمین های شرقی آریانا ملتها یا ملیتهای تشکیل شدند که به زبانهای داردی سخن میگفتند که از طرف گریرسن و دیگر محققین برای گروپی از زبانهای داردی اصطلاح پیشاچی قبول شده در منابع قدیم هندی نیز به همین نام به شمول زبان پشه یی امروز یاد شده است. پیشاچه مفهوم دیو را نیز می دهند و خود الینایی ها که قدهای بلند داشتند بنام دیوهای سیا نیز یاد شده اند. مرحوم دوست محمد دوست در کتاب ( دافغانستان ژبی او توکمونه ) می نویسند که به عقیده من کلمه پیشاچه یا پایشاچی با پشه یی امروزی خیلی وفق دارد. مرحوم عبدالحی حبیبی مینویسد: درین جا در مناطق جنوب شرق هندوکش بعضی زبانها مانند داردی و پیشاچه به حال سابق خود مانده واین زبان ها بقضی ذخایر آریایی قبل از تقسیم زبانها هندی و ایرانی دارد. بناً به طور یقینی گفته میتوانیم که پیشاچه همین زبان پشه یی است که در جنوب شرق هندوکش از طرف مردم استعمال شده و در میان همه زبانهای داردیکی افغانستان بسیار قوی مانده و میمیزات وخوصوصیات زیاد آریایی دارد. مونت ستورت النفنستن پشه یی ها را بنام دهگان یاد نموده و مینویسد :آن قوم و یا به عباره دیگر ملت دهگان که معلوم میشود در یک زمان در بخش اعظم قسمتهای شمال شرق افغانستان بوده و حالا در دره کنر و اطراف لغمان زندگی میکنند بحیث مردم جداگانه بودوباش دارند…. دهگان ها به چنین زبان تکلم میکنند که در بابر نامه آیین اکبری و دیگر منابع بنام لغمانی یاد شده ..در دایرة المعارف فارسی که به سرپرستی غلام محسن مصاحب نوشته شده آمده است : عمده ترین قبایل هند و آریایی افغانستان قبیله پاشایی است که نام محلی آن دهگان است و ساکن کوهستان کابل و دره سفلای کنر…. جورج مورگنسترن از جمله کسانی است که در مورد پشه یی هانسبت به دیگران بحقیقات و نوشته های زیاد نموده و جلد سوم کتاب (اندوایرانین فرنترلنگوجز) را که دارای ۳۲۷ صفحه بوده و در سال ۱۹۶۹م در اوسلو بچاپ رسیده مختص به گرامر زبان پشه یی ساخته است. شرق شناس ومحقق موصوف مینویسد: زاده جدید زبان قدیمی که پیش از اسلام در کاپیسا و لمپاکه ( لغمان ) هند وبودایی گفته میشد عبارت از پشه یی می باشد. این زبان در کنر پایان و دره پیج شروع شده از بین لغمان و الینگار و الیشنگ گذشته تا به تگاب ، نجراب و گلبهار امتداد دارد. غالباً زبان پشه یی درین نزدنکی ها در بعضی مواضع پنجشیر پایان هم گفته میشد… البیرونی چند عدد هندسه را نوشته است که وضاحتاً از یک لهجه پشه یی می باشد و این اعداد از جمله زبانهای هندو آریایی افغانستان ، قدیمی ترین اشکالیست که ثبت و حفظ شده است. مارکوپولو سیاح و کاشف مشهور در قرن سیزدهم میلادی برای اولین بار ازپشه یی ها یاد آوری نموده و ولایت شان را به امتداد ده و نیم روز فاصله بنام ( پاشیای ) یاد کرده و گفته است که مردم این منطقه بت پرست و در اخلاق خویش کینه توز، هوشیار سخت دل و دلاور هستند. این ولایت دریک منطقه گرم سیر موقعیت دارد . گوشت ، برنج و بته های طبی از غذا های آنهاست. یک قرن بعد از این ابن بطوطه در یاداشتهای خویش از پشه یی ها در یک کوه ، نزدیک به پروان یاد آوری مینماید. در سال۱۵۵۴میلادی رئس مردم پشه یی و پراچی سید علی امیرالبحر ترکی را در راه کابل پروان و چاریکار همراهی و استقبال نموده است . ماسون نیزدر بسیاری جاها از پشه یی یاد آوری نموده و مینویسد: این زبان در کوهستانات شرقی نجراب مروج بوده و در شش قریه به آن تکلم می نمایند و همچنان آنعده باشنده گان نجراب به آن حرف میزنند که به زبان فارسی نیز آشنایی دارند. صافی های تگاب نیز به احتمال قوی از نژاد پشه یی اند. تاجکان لغمان به زبان تاجکی حرف می زنند. این زبان نیز به احتمال قوی به لهجه کوهستانی و کافران سیاه پوش قرابت دارند.( افغانستان ژبی او توکمونه ) فیض محمد کاتب هزاره در جلد سوم سراج التواریخ چندین بار از قوم پشه یی در شینوار ننگرهار و نیز ازقوم پشه یی در جاغوری هزاره جات یاد آوری کرده که در مقابل امیر عبدالرحمن خان مقاومت نموده اند. قراریک که گفته آمدیم و از بعضی شواهد و روایات برمی آید که پشه یی ها در گذشته از جمله مردمان مسلط و زبان حاکم و مروج منطقه بود. چنانچه سنگ نوشته دونیم هزار ساله بغستان ایران ( نی اریکه آهم ، نی دروجن آهم ، نی زوره کره آهم ) که در زمان داریوش شاه مقتدر خانواده هخامنشیان بوجود آمده و یکی از لهجه های آریایی وقت می باشد این گفتۀ مارا به اثبات می رساند. در این سه فرد (مصرع) بر عالوه اصلاحات مشترک ، آهم یک کلمه سچۀ پشه یی آریایی است که حال نیز به همین گونه مورد استعمال دارد. همچنان کتاب ملندا پینه که در سیلون موجود است و قرنها قبل از قسمت شمال غرب هندوستان ( منطقه شرقی افغانستان ) به آنجا برده شده و بعد به چندین زبان دیگر ترجمه گردیده بنابر نظریات علمای بدهی به زبان پشه یی است . ( شماره سوم سال دوم مجله ورح ) ظهیرالدین محمد بابر پنج قرن پیشتر از امروز حتـــی در کابل ونواحی آن در میان سایر اقوام و زبان ها از پشه یی ها هم یاد آوری نموده است و در اکثر جاهایی کشور ومناطق ، دره ها وقریه های بنــــــام پشه یی وجود داشته ونام های مناطق به زبان پشه یی میباشد. که فعلاً نیز قریه ها ، دره ها و مناطق بنام پشه یی و پشیگر و پشیان در ولسوالی ننگراج نورستان ، مرکز ولایت لغمان ، ولسوالی های نجراب و کوهستان کاپیسا ، چاریکار پروان ، ولسوالی های پغمان و فرزه ( مسجد جامع پشه یی ها ) ولایت کابل ، ولسوالی های خوست ، فرنگ و اندراب ولایت بغلان ، اشکمش ولایت تخار و کندهار موجود است و نیز نامهای بخصوص در مناطق شرقی کشور وجود دارد که به زبان پشه یی بوده و ریشۀ پشه یی دارد. از قبیل لغمان ( گرفته شده از لامگان دهنشین و صاحبان قریه ) کاپیسا ( گرفته شده از کلمه کاپیشی و پیشی کا پشه یی زبان و پشه یی نشین ) گندهارا ( خوشبویی آورنده ) نورگل ، دیوگل ، کوڼه گل ، شیگل ( شش دره ) ویگل ( دختر دره ) سایگل ( خواهر دره ) با گل ( پدر دره ) که گل به فتح اول و سکون دوم دره را می گویند . نورلام لوگر لام ، ننگلام ( ده پایین ) نجلام ، بیک لام ، و امسال آن که لا م به پشه یی قریه و ده را میگوید که بعضاً رام نیز گفته شده مثل بسرام ریال شمرام ، گلارام ، درونټه ( که کوه بریده شده ) معنی دارد. که دریا دار به معنی( کوه) اونټه یا اونټا ( بریده شده ) گمبیری ( دشت ) چوره گلی ( گردنه دزدان ) کله گوش ( اصلاً گله گوش است که به معنی دره صوف است ) که در اینجا صوف های زیاد موجود است . سر کندو بابا ( بابا سر لوچ ) اونچی باغبانان ( چشمه باغبانان ) وغیره که این مناطق به همین نام ها یاد میشوند. احصائیه نفوس پشه یی ها به صورت دقیق موجود نیست در احصائیه های خیلی قبلی یکصد هزارو یکصد وبیست هزار و در بعضی نوشته ها بیشتراز ششصد هزار نشان داده شده به صورت وافعی د حدود یک ملیون تخمین شده می تواند .

نویسنده : محمد زمان کلمانی

 

در مورد مردم و زبان پشه یی

۲۸ تیر

سرزمین باستانی آزاد و مستقل آبایی ما افغانستان عزیز، کشوری است که در قلب آسیا و موقعیت داشته و تاریخ درخشنده و پر افتخار دارد که محصول کار و پیکار طولانی باشنده گان صلحشور و قهرمان با هم برادر و برابر پشتون ، تاجک ، هزاره ، ازبک ، ترکمن ، بلوچ ، نورستانی ، پشه یی و ملیت های خرد و بزرگ دیگر می باشد این ملیت ها دایم برای به منظور حفظ و دفاع از استقلال ملی ، تمامیت ارضی و منافع مشترک شان در برابر تجاوزات و تفرق تلبی دشمنان مشترک و طن واحد شان مبارزه نموده و دایم مشت کوبنده و نابود کننده ای راغ بر پیکر تجاوزگران خارجی کوبیده اند. ملیت پشه یی که از سنه قدیم در قسمت شرقی و شمال شرقی افغانستان زندگی میکنند یکی از ملیت های اصیل و باستانی این سرزمین است. از اسناد تاریخی به خصوص از سرود های ریگ وید چنین بر می آید که قبیله ویدی مردم آریایی از طریق دره های کوه های هندوکش به مناطق کاپیسا سرازیر شده و از راه های طبیی و جریان رود خانه ها به مناطق شرقی و جنوب شرقی پراگنده و مسکن گزین شده و بخشی از این مردم از کنار دریای کوبها (کابل) و معاونین آن از طریق نجراب ، تگاب ، سروبی و لغمان به حوزه های دریای کنر رسیده و از این جا به مناطق سواستو یعنی به نواحی دریای سوات پراگنده شده (۱) و در این دور و نواحی متذکره سکونت اختیار کرده اند که پشه یی های امروزی بخشی از این مردم است . به اتناد سرود های ریگ ویدی (۱۴۰۰ق م ) و دیگر اسناد و دلایل موثق این مردم بنام الینا نیز یاد شده و در جنگ ده قبایل آن زمان مقام و نام دخشنده داشته اند و به اساس سرود های ریک ویدی واقعه تاریخی که در وقت مهاجرت ها در کنار دریای راوی (پنجاب)  بنام جنگ ده قبیله آریایی ( پاده شاه آریایی) شهرت دارد و قبل از تکمیل ریگ وید (۱۴۰۰ ق م) واقع شده این بود که (سوداس) پسر دیوداسا (مربوط قبیله بهاراته ) وزیر خود ویسو مترا که یک شخص ریشی (روحانی) با نفوذ و مربوط قبیله بهارته بوده برطرف و در عوض آن یک ریشی دیگر (واسیشتا) را به صفت مشاور خود انتخاب کرد و یسو مترا آذرده شد و با استفاده از نفوز خود به گروپ (پنگه جانا) ، (شامل قبیله یادو تورواسا ، درشیو ، انو ، پورو) که مخالف قبیله بهاراته بود پناه برد آنان نیط باخواستن کمک از قبایل شمال غربی سند (پکتیا، الینا بهالانا ، شیواو ویشنن) پاشاه (سوادس) داخل جنگ شدند.

آن ده قبیله که به کمک ویستو میترا به مقابل قبیله بهاراته (آریایی هندی ) و متحدین آن جنگیدند دو گروپ بود یک گروپ آن آریایی های هندی بود که بنام پنگه جانا شهرت داشت و گروپ  و گروپ دوم آن که در قسمت شمال غربی دریای سند بود باش داشتند شامل این پنج قبیله بودند.

۱٫ پکتها(پشتون ها)

۲٫ الینا (مردم الینگار و الیشنگ)

۳٫ بهالانا (مردم بولان لغمان و یا دیگر بولان ها)

۴٫ شیوا (باشنده گان سند و نواحی آن و یا مردم شیوه و شکی و یا شیوه کی کابل)

۵٫ ویشانن( باشنده گان منطقه گندهارا)

در این جنگ سوداس و قبایل متحد آن پیروز شدند و قبیله بهاراته روز تا روز نیرومند تر گردید. بعد از شکست جبهه ویسومترا (ده قبیله آریایی) راه رفت وآمد آنان بطرف هند مسدود شده و در منطقه خود باقی ماندند. از این جمله الینایی ها که پشه یی های امروزی و دیگر افوام داردی شامل آن میشوند به طرف شمال دریای کوبها در دره های شاداب الینگار و الیشنگ سکونت اختیار کرده بعداً به مرور زمان بنابر کثرت نفوس در اطراف و نواحی آن دره ها یعنی در بخش های وسیع شمال غرب گندهارا (وادی بین کابل و پشاور) پراگنده و مسکن گزین شده اند. در نامهای الینگار و الیشنگ که جا های بود باش پشه یی ها بوده و حالا نیز اکثریت پشه یی ها در ین مناطق و اطراف آن سکونت دارند ریشه کلمه الینا موجود بوده و در زبان پشه یی مفهوم الینگار جای و خانه الینایی ها را میدهد(۴) فعلاً نیز در ولسوالی الینگار یک خرابه موجود است که بنام النگار درا (خرابه الینگار ) یاد میکنند. و نام سابقه لغمان نیز لام پاکا یا لمپاکا که بعداً به لان پو ( که ممکن لان تعغیر یافته لام و پو در پشه یی مفهوم خاک و سرزمین را میدهد) لپکان، لمغان، لغمان تبدیل شده یک نام پشه یی است که لام آن معنایی قریه و باکا بنابر روایتی نام کدام شاه قدیمی ان منطقه می باشد(۵) زیرا که لمپاکا در زمانه قدیم یک سرزمین و سلطنت مستقل بوده زیرا مشهور چینی هیون تسنگ که دربین سال های ۶۲۹ و ۶۴۰ م به لان پو آمده بوده در باره چنین می نویسد:

….از اینکه از چند قرن به اینطرف خانواده شاهی این مملکت از بین رفته بزرگان منطقه بخاطر کسب قدرت بدون اینکه نفوذ یک دیگر را بپذیرند مخالفت ها نموده و در اواخر دوباره تابع کیاپیشی (کاپیسا) شده اند.(۶)

از تذکر فوق و جنگ ده قبیله آریایی به وضاحت بر می آید که پشه یی ها یا الینایی های آن وقت صاحب نام و نشان بوده قبل از (۱۴۰۰ق م) در این مناطق ( در قسمت جنوب شرقی کوه هندوکش) سکونت داشته و از آن زمان تا حال در جای خود باقی مانده اند. از بعضی شواهد چنین بر می آید که قبایل سرکش و جنگجوی را که در مناطق شمال دریای کابل توسط مورخین سکند بنام اساکینی گوری و اسپاس نامیده شده که در مقابل قشون اسکند مقاومت شدید از خود نشان داده اند و هر دو جانب متحمل خسارات جانی و مالی سنگین شده اند(۷) اجداد و نیاکان همین پشه یی های امروزی می باشند زیرا برعلاوه اینکه این منطقه مسکن قدیمی و قابت این مردم بوده و است نام های قبایل متکره با کمی تفاوت حالا نیز در بین آنها موجود است . اسکین و یا اسکین ها منطقه و فبیله ایت مربوط پشه یی های ولسوالی تگاب و لایت کاپیسا که بدون شک و تردید با نام اسکینی بی ارتباط نیست. قبیله پشه یی گوار که در دره نو ولیوالی کوز کنر(شیوه) ننگرهار زندگی دارند و خود آنان به این نام می بالند و خود را اصیل گوارا می گویند و نیز قبیله گوار که زبان آنها را بنام گوارتبی یاد میکنند بل پشه یی ها قرابت خیلی نزدیک دارند و در قسمت های بالا کنر زندگی میکنند و همچنین اسپی ها یا اشپی ها که بنام اشپی وال نامیده می شوند و در دره اشپی ولایت کاپیسا زندگی می کنند و میگویند که از مناطق لغمان به آنجا رفته اند نامهاییست که برای اثبات این حقایق مثال های خوبی به شمار می رود. بعضی از محققین پشه یی ها نورستانی ها و دیگر همسایگان شمالی آنانرا بنام آریایی های بیپ کوهستانی و عده دیگری بنام داردی ها یاد کرده اند که این هم یکی از اقوام قدیمی بوده و در قسمت های شمال شرقی اریانا سکونت داشتند و حالا نیز در مناطق صعب العبور و کوهستانی کاپیسا ، لغمان ، ننگرهار ، کنر و نورستان و همچنان در چترال وداردستان سکونت دارند که بعضی نشریه ها نیز پشه یی و داردی ها را یک گروپ انیک با ملیت محسوب نموده اند. به عقیده مورخین در طول یک هزار سال قبل از میلاد در سرزمین های شرقی آریانا ملت یا ملیت های تشکیل شدند که به زبان های داردی سخن میگفتند که از طرف گریرسن و دیگر محققین برای گروپی برای گروپی از زبان های داردی اصطلاح پیشاچه یا پیشاچی قبول شده در منابع قدیم هندی نیز به همین نام بشمول زبان پشه یی امروزی یاد شده است. پیشاچه ، مفهوم (دیو) را نیز میدهد و خود الینایی ها (پشه یی ها بشمول دیگر اقوام داردی) که قدهای بلند داشتند بنام دیوهای سیا نیز یاد شده اند.

محترم دوست محمد دوست مینویسد: که به عقیده من کلمه پیشاچه یا پایشا چی با (پشه یی) امروزی خیلی وفق دارد.

مرحوم پوهاند عبدالحی حبیبی می نویسد: در این جا در مناطق جنوب شرقی هندوکش بعضی زبان های داردی و پیشاچه به حال سابق خود ماهده و این زبان ها بعضی ذخایر آریایی قبل از تقسیم زبان های هندی و ایرانی دارد(۹) بناً ما بطور یقینی گفته میتوانیم که پیشاچه همین زبان پشه یی اشت که در جنوب شرق هندوکش از طرف مردم استعمال شده در میان همه زبان های داردیکی افغانستان بسیار قوی مانده و ممیزات و خصوصیات زیاد آریایی دارد(۱۰)

مونت ستورت “النقستن” پشه یی ها را بنام دهگان یاد نموده و می نویسد: ( آن قوم یا به قبارت دیگر ملت دهگان که معلوم مسشود در یک زمان در بخش اعظم قسمت های شمال شرقی افغانستان بوده و حالا در دره کنر و اطراف لغمان زندگی میکنند بحیث مردم جدا گانه بود و باش داردند و در اینجا بحت اداره زعمای بسر میبرند که گاهی بنام سید و گاهی بنام پادشاه کنر ید میشوند….این سید و پادشاه به اساس تدبیر خود و شاید به اساس احترامیکه به او می شود خود را عیم و بزرگ ساخته است ، موصوف به حکومت قدری مالیات و یکنیم صد سوار می دهد ) دهگان ها به چنین یک زبان تکلم میکنند که در بابر نامه آئین اکبری و دیگر منابع به نام لغمانی یاد شده …… موصوف در اخیر تاکید میکند و میگوید که نباید آنها را با تاجک ها یکی شمرد زیرا پشتون ها گاهی آنان را بنام دیگان یاد کرده اند که این کلمه تحریف شده کلمه دهقان و بزرگر است(۱۱)

“فردیناند” انسان شناس دنمارکی که به منظور آشنایی با زندگی پشتون های کوچی به افغانستان آمده بود چنین مینویسد: (باشنده گان فعلی لغمان از لحاظ قومی مخلوط بوده درین منطقه سه قوم سکونت دارند ، یک قوم آن به پشه یی تکلم میکنند و دو دیگر آن به پشتو و تاجکی حرف میزنند. در کوهستان ساختار قومی به حال خود باقی مانده مگر در قسمت های هموار بکلی تغیر خورده است(۱۲)

در مورد گروپ زبان های داردی که زبان های پشه یی ،نورستانی هم در آن شامل اند بعضی ها دارای این عقیده هستند که گروپ داردی از جمله زبان های ایرانی است که به قسم آزاد از زبان هندو آریایی جدا شده است . و بعضی ها می گویند که در اصل هندو آریایی است مگر گروپ ایرانی بالای شان تاثیر انداخته و عده  هم مانند گریرسن چنین نظر دارند که به هیچ یک از این گروپ ها ارتباط ندارد بلکه یک لهجه آریایی است که در بین ایرانی و هندو آریایی نشر و توسعه توسعه یافته است. (۱۳)

لیکن نظر معاصران ، زبان داردی را به سه بخش تقسیم میکند.

۱- زبان های داردی مرکزی : مانند پشه یی، وته پوری ، گوارباتی، گهواری و غیره .

۲- زبان های غربی یا نورستانی مانند کاتی ، وایگلی ، اشکونی و پراسونی .

۳- زبان های داردی شرقی یا داردی خاص مانند کشمیری و غیره که موجودیت آن در کشور ما یقینی نیست(۱۴)

در بین زبان پشه یی کلمات سانسگرت ، ویدی و آریایی به پیمانه زیاد وجود داشته و به تائید گفته های مارگنسترین زبان قدیمی که پیش از اسلام در کاپیسا و لمپاکه (لغمان کنونی) هندو بودایی گفته میشد عبارت از پشه یی می باشد.(۱۵)

واله دوپسون فرانسوی می گوید که از بعضی نشانه ها و علایم چنین برمی آید که داردی ها با داردایان از زمانه های خیلی قدیم از جای خود بیجا نشده اند زبان شان خیلی قدیمی و کلماتی در آن یافت میشود که شکل ویدی خود را حفظ نموده است(۱۶)

برای بار اول در مورد پشه یی ها در قرن سیزده میلادی “مارکوپولو” سیاح ، بازرگان و کاشف مشهور که از طریق ایران و افغانستان به چین رفته و در سیاحت نامه خویش منطقه بود و باش پشه یی ها را بنام پشای یاد کرده و گفته است که مردم این منطقه در اخلاق خود خوب سخت دل و دلاور هستند. لیچ اولین شخصی بود که (دوصد) لغات پشه یی کنر و (یکصدوهفتاد) لغت از پشه یی لغمانی را به نشر رساند. ماسون در سال ۱۸۳۷ در مجله خود (نودو پنج) لغت و (سیزده ) عبارت لغمانی را ثبت کرده و لینتر هم در اثر خود ایتریخ ننگ لغات کولمانی و دره کوردره را آورده است . و همچنان ده ها محقق و نویسنده گان و شخصیتهای داخلی و خارجی درین مورد نوشته های کرده اند . شرق شناس معروف و محقق و ورزیده پروفیسور مارگین ستریسن کتابی بنام (ایندو ایرانین فرنتر لنگویجز) نوشته که جلد سوم آن در باره پشه یی بوده و در قسمت از مقدمه آن نوشته شده است ( زبان پشه یی در قسمت شمال مشرق افغانستان و شمال دریای کابل که این منطقه تقریباً (یکصدوهفتاد) کیلو متر طول داره تکلم میشود. همچنین در تعدادی از وادی های در شمال غرب از گلبهار تا پنجشیر و در شرق تا قسمت اتصال دریای کنر و پیج می رسد . در بخشی از دره پنجشیر ، پغمان ، نجراب و همچنان در نقاط مختلف وادی لغمان و کنر نیز استعمال دارد.

در مورد نفوس پشه یی ها ارقام صحیح و ثابت در دست نیست زیرا در هر نفوس شماری که مامور ثبت ارقام از هر قوم که بود پشه یی ها را به نام قوم خود ثبت کرده . در اکثر اسناد ها پشه یی ها بنام های پشتون و تاجک و تعضاً هم بنام نورستانی قبت گردیده اند ولی با وجود آن با استفاده از اسناد دست داشته احسائیه گیری در بعضی نشریه ها نیز یاد آوریه شده نفوس ها را بیشتر از نیم ملیون تخمین کرده میتوانیم.

ما درین جا از مناطق ، در ه ها و قرات بزرگی نام می بریم که پشه یی ها در آن زندگی میکنند:

۱- در ولایت کنر: دره شولت نورگل، دره مزار ، اریت تشماش کنرخاص چندراوو، چومیاری کولمانی، شولوتی ، چلس اندرلجک ، کوز نرنگ، کورنگل ، نکره ، گنه گل ، وته پور، کتارو گمبیر.

۲- در ولایت ننگرهار : شوه قلعتک ، کل لام گورییک ، بدیالی ، املا دره نور، برکوت ، شیمل ، اوتران ستن لام وغیره.

۳- ولایت لغمان: کشموند ، اومبیر ، چهار باغ لغمان ، کولالان ، کوشتانی ، گل آرام ، چلمتی ، مسکوره ، ده ملخ ، دیوه ، ده زیارت ده پشه یی ، ده الیشنگ . در دره الینگار کلمان ، ساو دره نورلام صاحب ، سالاو ، تگ ، منگو ، سندروا ، ملیل و مشپه ، وده وو ، شاماژنیا ، پیار و ننگراج که فعلاً به نورستان مربوط شده.

در دره الیشنگ : کرنج ، غازی آباد ، سایگل ، ماسموت ، پویین ، دره مایل ، دره گونپال ، نایی لوم (نجیل) اتک و چکه ، ناوپا گل ، دولت شاه ، فراجغان و غیره.

۴- ولایت کاپیسا: اله سای دره اسکین ، بدراب ، ولی بیگ ، دره اشپی ، دره غین ، پچغان ، درنامه ، تربت ، بولغین ، نوآباد ، ملیگر ، سنجن ، گوراهو ، شتل و غیره .

۵- در ولایات دیگر: در ولایت کابل دره اوزبین ولسوالی سروبی و دره پشه یی پغمان ، ولایت هرات در ولسوالی انجیل ، ولایت غزنی در ولسوالی جاغوری ، ولایت بغلان قریه های بالا دوری ، پشه یی و کلمانی ، ولایت تخار منطقه نارچمن و در دیگر ولایات کشور هم بصورت پراگنده بود باش داردند. باید یاد آور شوم شماره های که در نوشته های بالا در داخل قوس درج شده مربوط به ماخذ میباشد که در ذیل مفصل ذکر شده.

ماخذ :

۱- (افغانستان پخوانی تاریخ ) جلد اول صفحه چهل و نه تالیف احمد علی کهزاد

۲- (پشتانه تاریخ په رنا کی) صفحه هشتادو سه

۳- دافغانستان لند تاریخ) صفحه سوم تالیف پوهاند عبدالحی حبیبی

۴- (افغانستان ژبی او توکمونه) صفحه یکصدو هفده نوشته دوست محمد دوست

۵- (قاموس جغرافیایی افغانستان) جلد پنجم صفحه یکصدوهفتادوپنج

۶- (د چینایانو یونیکونه) صفحه یکصدوپنجاه ونه ترجمه عبدالکریم محب

۷- (پشتانه دتاریخ په رناکی) صفحه یکصدو هشتادویک

۸- (افغانستان ژبی او توکمونه) صفحه چهارصدو شانزده

۹- (دپشتو د ادبیاتو تاریخ) جلد اول صفحه شصت

۱۰- (مجله کابل) سال ۱۳۶۳ صفحه هشتادو پنج نوشته روحی

۱۱- ( دکابل سلطنت بیان) جلد اول صفحه ۳۲۹ ترجمه داکتر محمد حسن کاکر و حیرنیار نصرالله

۱۲- ( زبان و ادب ملی افغانستان) صفحه چهارده و پانزده

۱۳- (تاریخ قدیم افغانستان) جلد اول صفحه ۱۹۹ تالیف احمد علی کهزاد

۱۴- (دافغانستان توکمونه) صفحه ۴۱۴

۱۵- (مجله آریانا ) شماره اول سال ۱۳۴۷ صفحه ۲۶

۱۶- (افغانستان ژبی اوتوکمونه) صفحه ۴۱۵

این مطلب را از کتاب( درمورد مردم و زبان پشه یی) گرفته ام که به کمک مالی نورمحمد “چمار” در مطبعه شخصی پشاور پاکستان  چاپ شده  که نویسنده آن محمد زمان “کلمانی” میباشد

 
۳ دیدگاه

نوشته شده در دسته در باره پشه یی