در مورد مناطق بود و باش پشه یی ها

محمد زمان کلمانی: پشه یی ها که یکی از اقوام افغانستان اند بصورت عموم از قدیم الایام در جنوب سلسله کوه هندوکش مسکن گزیده اند. به عبارت دیگر در قسمت اعظم شمال غرب گندهارا یا حوزه دریای کابل در طی هزاران سال و قرون متمادی زندگی کرده و بعد به مرور زمان به سایر مناطق دور و نزدیک خویش مهاجرت و نقل مکان نموده و پراگنده شده اند. قسمیکه از برخی اسناد و شواهد بر می آید، پشه یی ها سابق در مناطق وسیعتر از ساحه فعلی آن زندگی می نمودند، ولی به مرور زمان بنابر علل ترک جای و یا زبان خویش از وسعت آن کاسته شده است.

چنانکه آمده است: در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم، محمود اولین سلطان مسلمان سلاله شاهان ترک که در غزنی فرمانروایی دارد، یکتعداد حملات متوالی (به تعداد ۱۲ یا ۱۴ مرتبه) را در جریان تهاجمات مسلمان سازی هندوستان در گندهارا (وادی پشاور فعلی) انجام میدهد… گندهار که بحیث (باغ شمال) شناخته میشد به هنگام مرگ او به یک زمین ویرانه و متروک تبدیل میگردد، مزارع حاصلخیز و باغهای میوه یکجا با کانال های که آنها را آبیاری میکرد (ساحاتیکه هنوز هم علایم آن در قسمت های غربی آن دیده میشود) همه معدوم می شوند. تعداد زیاد شهر های سنگی، سومعه ها و توپی ها با آثار و مجسمه های گرانبها و مقدس مورد غارت ، آتش سوزی و تخریب قرار گرفته و با خاک یکسان میگردد.

منطقه با قرار گرفتن در حالت ویرانی و بی جمعیتی، بزودی به یک بیابان، قرارگاه جانوران وحشی و پناه گاه دزدان مبدل میگردد. یکتعداد باشندگان فراری بتدریج به خانه های ویران خود برگشته، تعداد آنها به تدریج افزایش یافته و تا اندازه ی آنجا را احیا می کنند، مگر تعداد مجموعی آنها بی اندازه کم بوده…(۱)

تغیر عقیده مردم در تحت چنین اجباری صرف ظاهری بوده و آنها به سرعت در جریان جانشینان محمود به عقیده قبلی خود بر میگردند، تا اینکه در زمان شهاب الدین غوری در قرن دوازده یک تجدد اسلامی در تمام هند بوقوع میپیوندد… (۲)

هنگامیکه اسلام پیشروی تدریجی و دوامدار خود را در بین مردم مشرک همسایه ادامه می دهد یک قسمت بزرگ آنهایکه در تماس مستقیم با مسلمانان بوده عقیده اسلامی را قبول نموده و به مرحله وسطی نیمچه مسلمان یا نیمه مسلمان ارتقاع مییابند… لذا گندهاری های مسلمان شده حالا به دو بخش بزرگ صافی و گندهاری تقسیم می شوند. آنها حدود ۱۲۰۰۰ فامیل را تشکیل میدهند که در جوامع کوچک در تمام منطقه، از سوات و باجور تا لغمان و تگاو پراگنده اند…(۳)

در حال حاضر مردم پشه یی در قریه های پشه یی، ده ملخ، ده زیارت، غوندی، پلوته، الیشنگ، گنجاوڼ، کرنج، تگرک یا ترگرک و گلارام مرکز لغمان، در اده پوره، کلالان، پتورگمبه، قلعټک، نوآباد، چارباغ، اومیړ و کشموند ولسوالی قرغه یی، در دره ها و مناطق کلمان، ساو، نورلام صاحب، منگو، تپاک، تک، سالو، قلعټک نیازی و قریه های دیگر ولسوالی الینگار، در دره های ماسموت، پوین، گونپال، مایل و در قریه های دره هموار ولسوالی الیشنگ و در بسیاری از دره ها و قریه های ولسوالی دولت شاه ولایت لغمان، در اکثر دره ها و قریه های ولسوالی نورگرام، دوآب و منطقه کوردر ولسوالی وامای ولایت نورستان، در تمام دره ها و قریه های ولسوالی های کوهبند و اله سای و برخی مناطق، جلگه ها و قریه های ولسوالی های کوهستان، نجراب و تگاب ولایت کاپیسا، در تمام قریه های ولسوالی دره نور و اکثر قریه های ولسوالی شیوه و یا کوز کنر و در بخش دامان ولسوالی بهسود و شهر جلال آباد ولایت ننگرهار، در اکثر مناطق ولسوالی نورگل و برخی قسمت های ولسوالی های چوکی و چپه دره ولایت کنر که از مناطق اصلی و آبایی آنها بوده و نیز در شهر کابل، دره ی اوزبین ولسوالی سروبی و دره پشه یی ولسوالی پغمان ولایت کابل، در ولسوالی های مالستان و جاغوری ولایت غزنی، در برخی مناطق ولسوالی های خوست، فرنگ، اندراب، دهنه غوری، بغلان مرکزی و شهر پلخمری ولایت بغلان، کم و بیش در ولسوالی کشم بدخشان، در نارچمن ولایت تخار، در برخی حصص مرکز و ولسوالی های خان آباد، امام صاحب و دشت ارچی ولایت کندز، در بودنه قلعه ی ولسوالی شولگره ی ولایت بلخ، در برخی حصص ولسوالی افغان کوټ ولایت فاریاب و ولسوالی های گذره و انجیل ولایت هرات که در زمان امیر عبدالرحمن خان از کلمان تبعید گردیده و در دیگر حصص ولایات شمال کشور(۴) که اکثراً زبان خویش را از دست داده و به زبان های دری، پشتو و یا ازبکی تکلم می نمایند، بود و باش می کنند، که طی مرور زمان از مناطق اصلی خویش که قبلاً از آن تذکر بعمل آمد نقل مکان نموده اند، و نیز بنابر عوامل گوناگون عده ی از پشه یی ها از گذشته های خیلی دور تا همین اواخر به بیرون از مرزهای کنونی بویژه شرقی و غربی کشور مهاجرت نموده، به جز پشه یی های لاهور پاکستان که در آنجا بنام کوهستانی شهرت یافته و قبل از بوجود آمدن پاکستان در آنجا سکونت داشتند، دیگران زبان پشه یی خویش را یا به کلی از دست داده و یا به مرور زمان از حالت اصلی آن تغییر نموده است.

نویسنده ی ورزیده داکتر سید چراغ حسین شاه از یک قریه پشه یی تذکر به عمل می آورد که در نزدیکی قریه تاجه زی لکی مروت، کنار دریای کمبیلای پاکستان موقعیت دارد و نیز در منطقه پاکستان از جاهای یاد آوری می نماید که گرفته شده از نام پشه یی میداند و علاوه می نماید که قوم پشه یی در سند نیز آباد مانده و زبان سندی را متاثر ساخته است. موصوف به استناد قول محترم شاهین مینویسد که گویندگان این زبان امروز نیز در علاقه لاړ سند یافت میشوند. به نظر موصوف جپسیان مردم بر آمده و خانه بدوش منطقه جنوبی پشتونخوا است، زبان جپسی یک شاخه ی از زبان پشه یی بوده و مردم جپسی در اصل پشه یی اند.(۵)

پشه یی ها را در ایران، قفقاز و دیگر جاها به نام چرکس نیز مینامند که در زبان بومیان قفقاز غربی به معنی مردم کوهستانی است و نیز چرکس گرفته شده از چر، چریدن و چراگاه، به نظر میرسد که در زبان اوستایی، فارسی و پشه یی نیز معمول است. به ويژه در پشه یی چرکس از مصدر (چریک) به آنهای گفته میشود که در پی چرش و چریدن باشند یعنی به مردم مالدار و صاحب مواشی اطلاق شده میتواند. بعضی ها مراقی ها یا مراغی را که به پشه یی نیز معروف هستند از تبار چرکس ها دانسته که در این صورت نیز مراغی با مرغزاری و چراگاهی نزدیک است که هر دو نام – کوهستانی و چراگاه – برای مالداران قابل اهمیت بوده و لازم و ملزوم یکدیگر اند. مراغیان به نقل از دهخدااز طبقه پشه یی (لابد از ریشه ی پاشایی و پادشاهی) و وورق (جنگجو، قوچاق، کوزاک) ، آزادلی (آزاد شده گان) تشکیل شده اند. ولی بعضی مراقیان کسانی را که به کیش و آیین آنها نباشند پشه یی گویند، که این نامِ طبقه بالا دست حکومتی در نزد چرکسها است.

مراغه از کلمه مراغلی که در زبان ترکی به معنای منطقه ی جذاب و دل انگیز است گرفته شده و طبیعت شهر مراغه واقع در آذربایجان شرقی و هم جمهوری آذربایجان با این نام مطابقت میکند.

چرکسها که یکی از اقوام بلاد قفقاز است از زمان های بسیار قدیم منفرداً در دامنه ی سلسله جبال قفقاز ساکن بوده اند و با اقوام موجود امروزی آن هیچ قرابت جنسی ندارند، از نژاد بسیار مکمل قفقاز و قوم نجیب با قیافه زیبا می باشند. چرکسها به پنج طبقه تقسیم میشود: طبقه اول «پشه» یا «پشی» که اشراف بودند، طبقه دوم «وورق» که اکثراً در خدمت دسته اول بودند و خود نیز اعیان محسوب میشوند و در باره سایر مردم صاحب حکم و نفوذ بودند. طبقه سوم «آزادلی ها» که خود یا اجداد شان سابقاً برده بودند و بعد آزاد گردیدند و بعضی از ایشان ثروت بسیاری نیز بدست آوردند. طبقه چهارم برزگران. طبقه پنجم بردگان و کنیزانی بودند که آنان را در اثنای جنگ از دشمنان به اسارت میبردند.

چرکسها بسیار مهمان نواز و شجاع اند و به حفظ ناموس و حیثیت، بسیار اهمیت می دهند.

از قوم چرکس کسانی از طرف خلفای عباسی و بادشاهان سلجوقی و دیگران به مقامات عالی نایل شده خدمات بزرگی هم به عالم اسلام کرده اند. چرکسهای قزوین ایران که مراغی اند، به نام پشه یی نیز معروف هستند. به اساس پژوهشها این مردم پس از فتح مراغه بدست سپاهیان اسلام در ۱۲۰۰ سال پیش، مراغه را رها کرده اند، به همین دلیل به مراغی ها معروف هستند. در لغت نامه دهخدا نیز پشه یا پشی اشراف چرکسهای مراغه دانسته شده که به این منطقه مهاجرت کرده اند. گرچه برخی ها به این نظر اند، چرکسی ها که با پشه یی های افغانستان هم نژاد هستند زبان خویش را از دست داده،(۶) ولی خوشبختانه در افغانستان پشه یی ها زبان اصلی خویش را که اکنون نیز به نام پشه یی یاد میگردد و عده از پژوهشگران که آن را مادر زبان های منطقه میداند تا حال زنده و مستقل باقی مانده است و مردم آن با رسم و رواج های چرکسها که در برخی نوشته ها خوانده ام شباهت های خیلی زیاد دارند و میشود که از همان زمان های خیلی قدیم و باستانی از مناطق قفقاز که از جاهای باستانی آریایی ها دانسته شده به طرف شرق، جنوب و جنوب غرب و از آن جمله به بلخ (افغانستان) و بعد به مناطق جنوبی هندوکش، سند، هند و دیگر مناطق پراگنده شده که پشه یی ها نیز بخشی از آنها بوده باشند و نیز احتمال آن وجود دارد که این پشه یی ها در زمان حاکمیت هخامنشی ها و بعد از آن تا زمان نادر افشار از منطقه گندهارای باستان (حوزه دریای کابل) به مرور زمان به مناطق قفقاز، ایران باستان، شام، عراق، بلغارستان، حجاز، یمن، مصر و سایر مناطق پراگنده شده باشند. زیرا پشه یی (ماخوذ از کلمه ی پاشا و پادشاه) های افغانستان از چندین هزار سال به اینسو در همین سرزمین زیبا و کوهستانی خویش زندگی کرده و عده ی از آنها از این جا به مناطق دیگر نیز مهاجرت نموده اند.

 

ماخذ و منابع :

۱ – نژادهای افغانستان، صفحه ۸۴، نوشته میجر.جراح ایچ. دبلیو. بیلیو، جنوری سال ۱۸۸۰، برگردان دکتور لعل زاد.

۲ – همان اثر ، صفحه ۱۰۷ .

۳ – همان اثر، صفحات ۷۹ و ۸۰ .

۴ – مجله هموطن، شماره های ۹۶ – ۹۷ ، سال های ۱۳۹۲ – ۱۳۹۳ ، صفحه ۸۰ – ۸۱ ، نوشته الحاج امان الله خلیلیار .

۵ – پشتو، مجله اکادمی یونیورستی پشاور، شماره (جولای، اگست، ستمبر ۲۰۰۶) صفحه ۱۲ .

۶ – سایت های انترنتی، نوشته جواد مفرد کهلان، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، نوشته نسرین پورچیستا و دیگران.

منبع:

روزنامه انیس

6/ 5/ 1395 صفحه 7

نوشتن پاسخ