RSS
 

بایگانی ‘در باره پشه یی’ دسته ها

در مورد مردم و زبان پشه یی

19 جولای

سرزمین باستانی آزاد و مستقل آبایی ما افغانستان عزیز، کشوری است که در قلب آسیا و موقعیت داشته و تاریخ درخشنده و پر افتخار دارد که محصول کار و پیکار طولانی باشنده گان صلحشور و قهرمان با هم برادر و برابر پشتون ، تاجک ، هزاره ، ازبک ، ترکمن ، بلوچ ، نورستانی ، پشه یی و ملیت های خرد و بزرگ دیگر می باشد این ملیت ها دایم برای به منظور حفظ و دفاع از استقلال ملی ، تمامیت ارضی و منافع مشترک شان در برابر تجاوزات و تفرق تلبی دشمنان مشترک و طن واحد شان مبارزه نموده و دایم مشت کوبنده و نابود کننده ای راغ بر پیکر تجاوزگران خارجی کوبیده اند. ملیت پشه یی که از سنه قدیم در قسمت شرقی و شمال شرقی افغانستان زندگی میکنند یکی از ملیت های اصیل و باستانی این سرزمین است. از اسناد تاریخی به خصوص از سرود های ریگ وید چنین بر می آید که قبیله ویدی مردم آریایی از طریق دره های کوه های هندوکش به مناطق کاپیسا سرازیر شده و از راه های طبیی و جریان رود خانه ها به مناطق شرقی و جنوب شرقی پراگنده و مسکن گزین شده و بخشی از این مردم از کنار دریای کوبها (کابل) و معاونین آن از طریق نجراب ، تگاب ، سروبی و لغمان به حوزه های دریای کنر رسیده و از این جا به مناطق سواستو یعنی به نواحی دریای سوات پراگنده شده (1) و در این دور و نواحی متذکره سکونت اختیار کرده اند که پشه یی های امروزی بخشی از این مردم است . به اتناد سرود های ریگ ویدی (1400ق م ) و دیگر اسناد و دلایل موثق این مردم بنام الینا نیز یاد شده و در جنگ ده قبایل آن زمان مقام و نام دخشنده داشته اند و به اساس سرود های ریک ویدی واقعه تاریخی که در وقت مهاجرت ها در کنار دریای راوی (پنجاب)  بنام جنگ ده قبیله آریایی ( پاده شاه آریایی) شهرت دارد و قبل از تکمیل ریگ وید (1400 ق م) واقع شده این بود که (سوداس) پسر دیوداسا (مربوط قبیله بهاراته ) وزیر خود ویسو مترا که یک شخص ریشی (روحانی) با نفوذ و مربوط قبیله بهارته بوده برطرف و در عوض آن یک ریشی دیگر (واسیشتا) را به صفت مشاور خود انتخاب کرد و یسو مترا آذرده شد و با استفاده از نفوز خود به گروپ (پنگه جانا) ، (شامل قبیله یادو تورواسا ، درشیو ، انو ، پورو) که مخالف قبیله بهاراته بود پناه برد آنان نیط باخواستن کمک از قبایل شمال غربی سند (پکتیا، الینا بهالانا ، شیواو ویشنن) پاشاه (سوادس) داخل جنگ شدند.

آن ده قبیله که به کمک ویستو میترا به مقابل قبیله بهاراته (آریایی هندی ) و متحدین آن جنگیدند دو گروپ بود یک گروپ آن آریایی های هندی بود که بنام پنگه جانا شهرت داشت و گروپ  و گروپ دوم آن که در قسمت شمال غربی دریای سند بود باش داشتند شامل این پنج قبیله بودند.

1. پکتها(پشتون ها)

2. الینا (مردم الینگار و الیشنگ)

3. بهالانا (مردم بولان لغمان و یا دیگر بولان ها)

4. شیوا (باشنده گان سند و نواحی آن و یا مردم شیوه و شکی و یا شیوه کی کابل)

5. ویشانن( باشنده گان منطقه گندهارا)

در این جنگ سوداس و قبایل متحد آن پیروز شدند و قبیله بهاراته روز تا روز نیرومند تر گردید. بعد از شکست جبهه ویسومترا (ده قبیله آریایی) راه رفت وآمد آنان بطرف هند مسدود شده و در منطقه خود باقی ماندند. از این جمله الینایی ها که پشه یی های امروزی و دیگر افوام داردی شامل آن میشوند به طرف شمال دریای کوبها در دره های شاداب الینگار و الیشنگ سکونت اختیار کرده بعداً به مرور زمان بنابر کثرت نفوس در اطراف و نواحی آن دره ها یعنی در بخش های وسیع شمال غرب گندهارا (وادی بین کابل و پشاور) پراگنده و مسکن گزین شده اند. در نامهای الینگار و الیشنگ که جا های بود باش پشه یی ها بوده و حالا نیز اکثریت پشه یی ها در ین مناطق و اطراف آن سکونت دارند ریشه کلمه الینا موجود بوده و در زبان پشه یی مفهوم الینگار جای و خانه الینایی ها را میدهد(4) فعلاً نیز در ولسوالی الینگار یک خرابه موجود است که بنام النگار درا (خرابه الینگار ) یاد میکنند. و نام سابقه لغمان نیز لام پاکا یا لمپاکا که بعداً به لان پو ( که ممکن لان تعغیر یافته لام و پو در پشه یی مفهوم خاک و سرزمین را میدهد) لپکان، لمغان، لغمان تبدیل شده یک نام پشه یی است که لام آن معنایی قریه و باکا بنابر روایتی نام کدام شاه قدیمی ان منطقه می باشد(5) زیرا که لمپاکا در زمانه قدیم یک سرزمین و سلطنت مستقل بوده زیرا مشهور چینی هیون تسنگ که دربین سال های 629 و 640 م به لان پو آمده بوده در باره چنین می نویسد:

….از اینکه از چند قرن به اینطرف خانواده شاهی این مملکت از بین رفته بزرگان منطقه بخاطر کسب قدرت بدون اینکه نفوذ یک دیگر را بپذیرند مخالفت ها نموده و در اواخر دوباره تابع کیاپیشی (کاپیسا) شده اند.(6)

از تذکر فوق و جنگ ده قبیله آریایی به وضاحت بر می آید که پشه یی ها یا الینایی های آن وقت صاحب نام و نشان بوده قبل از (1400ق م) در این مناطق ( در قسمت جنوب شرقی کوه هندوکش) سکونت داشته و از آن زمان تا حال در جای خود باقی مانده اند. از بعضی شواهد چنین بر می آید که قبایل سرکش و جنگجوی را که در مناطق شمال دریای کابل توسط مورخین سکند بنام اساکینی گوری و اسپاس نامیده شده که در مقابل قشون اسکند مقاومت شدید از خود نشان داده اند و هر دو جانب متحمل خسارات جانی و مالی سنگین شده اند(7) اجداد و نیاکان همین پشه یی های امروزی می باشند زیرا برعلاوه اینکه این منطقه مسکن قدیمی و قابت این مردم بوده و است نام های قبایل متکره با کمی تفاوت حالا نیز در بین آنها موجود است . اسکین و یا اسکین ها منطقه و فبیله ایت مربوط پشه یی های ولسوالی تگاب و لایت کاپیسا که بدون شک و تردید با نام اسکینی بی ارتباط نیست. قبیله پشه یی گوار که در دره نو ولیوالی کوز کنر(شیوه) ننگرهار زندگی دارند و خود آنان به این نام می بالند و خود را اصیل گوارا می گویند و نیز قبیله گوار که زبان آنها را بنام گوارتبی یاد میکنند بل پشه یی ها قرابت خیلی نزدیک دارند و در قسمت های بالا کنر زندگی میکنند و همچنین اسپی ها یا اشپی ها که بنام اشپی وال نامیده می شوند و در دره اشپی ولایت کاپیسا زندگی می کنند و میگویند که از مناطق لغمان به آنجا رفته اند نامهاییست که برای اثبات این حقایق مثال های خوبی به شمار می رود. بعضی از محققین پشه یی ها نورستانی ها و دیگر همسایگان شمالی آنانرا بنام آریایی های بیپ کوهستانی و عده دیگری بنام داردی ها یاد کرده اند که این هم یکی از اقوام قدیمی بوده و در قسمت های شمال شرقی اریانا سکونت داشتند و حالا نیز در مناطق صعب العبور و کوهستانی کاپیسا ، لغمان ، ننگرهار ، کنر و نورستان و همچنان در چترال وداردستان سکونت دارند که بعضی نشریه ها نیز پشه یی و داردی ها را یک گروپ انیک با ملیت محسوب نموده اند. به عقیده مورخین در طول یک هزار سال قبل از میلاد در سرزمین های شرقی آریانا ملت یا ملیت های تشکیل شدند که به زبان های داردی سخن میگفتند که از طرف گریرسن و دیگر محققین برای گروپی برای گروپی از زبان های داردی اصطلاح پیشاچه یا پیشاچی قبول شده در منابع قدیم هندی نیز به همین نام بشمول زبان پشه یی امروزی یاد شده است. پیشاچه ، مفهوم (دیو) را نیز میدهد و خود الینایی ها (پشه یی ها بشمول دیگر اقوام داردی) که قدهای بلند داشتند بنام دیوهای سیا نیز یاد شده اند.

محترم دوست محمد دوست مینویسد: که به عقیده من کلمه پیشاچه یا پایشا چی با (پشه یی) امروزی خیلی وفق دارد.

مرحوم پوهاند عبدالحی حبیبی می نویسد: در این جا در مناطق جنوب شرقی هندوکش بعضی زبان های داردی و پیشاچه به حال سابق خود ماهده و این زبان ها بعضی ذخایر آریایی قبل از تقسیم زبان های هندی و ایرانی دارد(9) بناً ما بطور یقینی گفته میتوانیم که پیشاچه همین زبان پشه یی اشت که در جنوب شرق هندوکش از طرف مردم استعمال شده در میان همه زبان های داردیکی افغانستان بسیار قوی مانده و ممیزات و خصوصیات زیاد آریایی دارد(10)

مونت ستورت “النقستن” پشه یی ها را بنام دهگان یاد نموده و می نویسد: ( آن قوم یا به قبارت دیگر ملت دهگان که معلوم مسشود در یک زمان در بخش اعظم قسمت های شمال شرقی افغانستان بوده و حالا در دره کنر و اطراف لغمان زندگی میکنند بحیث مردم جدا گانه بود و باش داردند و در اینجا بحت اداره زعمای بسر میبرند که گاهی بنام سید و گاهی بنام پادشاه کنر ید میشوند….این سید و پادشاه به اساس تدبیر خود و شاید به اساس احترامیکه به او می شود خود را عیم و بزرگ ساخته است ، موصوف به حکومت قدری مالیات و یکنیم صد سوار می دهد ) دهگان ها به چنین یک زبان تکلم میکنند که در بابر نامه آئین اکبری و دیگر منابع به نام لغمانی یاد شده …… موصوف در اخیر تاکید میکند و میگوید که نباید آنها را با تاجک ها یکی شمرد زیرا پشتون ها گاهی آنان را بنام دیگان یاد کرده اند که این کلمه تحریف شده کلمه دهقان و بزرگر است(11)

“فردیناند” انسان شناس دنمارکی که به منظور آشنایی با زندگی پشتون های کوچی به افغانستان آمده بود چنین مینویسد: (باشنده گان فعلی لغمان از لحاظ قومی مخلوط بوده درین منطقه سه قوم سکونت دارند ، یک قوم آن به پشه یی تکلم میکنند و دو دیگر آن به پشتو و تاجکی حرف میزنند. در کوهستان ساختار قومی به حال خود باقی مانده مگر در قسمت های هموار بکلی تغیر خورده است(12)

در مورد گروپ زبان های داردی که زبان های پشه یی ،نورستانی هم در آن شامل اند بعضی ها دارای این عقیده هستند که گروپ داردی از جمله زبان های ایرانی است که به قسم آزاد از زبان هندو آریایی جدا شده است . و بعضی ها می گویند که در اصل هندو آریایی است مگر گروپ ایرانی بالای شان تاثیر انداخته و عده  هم مانند گریرسن چنین نظر دارند که به هیچ یک از این گروپ ها ارتباط ندارد بلکه یک لهجه آریایی است که در بین ایرانی و هندو آریایی نشر و توسعه توسعه یافته است. (13)

لیکن نظر معاصران ، زبان داردی را به سه بخش تقسیم میکند.

1- زبان های داردی مرکزی : مانند پشه یی، وته پوری ، گوارباتی، گهواری و غیره .

2- زبان های غربی یا نورستانی مانند کاتی ، وایگلی ، اشکونی و پراسونی .

3- زبان های داردی شرقی یا داردی خاص مانند کشمیری و غیره که موجودیت آن در کشور ما یقینی نیست(14)

در بین زبان پشه یی کلمات سانسگرت ، ویدی و آریایی به پیمانه زیاد وجود داشته و به تائید گفته های مارگنسترین زبان قدیمی که پیش از اسلام در کاپیسا و لمپاکه (لغمان کنونی) هندو بودایی گفته میشد عبارت از پشه یی می باشد.(15)

واله دوپسون فرانسوی می گوید که از بعضی نشانه ها و علایم چنین برمی آید که داردی ها با داردایان از زمانه های خیلی قدیم از جای خود بیجا نشده اند زبان شان خیلی قدیمی و کلماتی در آن یافت میشود که شکل ویدی خود را حفظ نموده است(16)

برای بار اول در مورد پشه یی ها در قرن سیزده میلادی “مارکوپولو” سیاح ، بازرگان و کاشف مشهور که از طریق ایران و افغانستان به چین رفته و در سیاحت نامه خویش منطقه بود و باش پشه یی ها را بنام پشای یاد کرده و گفته است که مردم این منطقه در اخلاق خود خوب سخت دل و دلاور هستند. لیچ اولین شخصی بود که (دوصد) لغات پشه یی کنر و (یکصدوهفتاد) لغت از پشه یی لغمانی را به نشر رساند. ماسون در سال 1837 در مجله خود (نودو پنج) لغت و (سیزده ) عبارت لغمانی را ثبت کرده و لینتر هم در اثر خود ایتریخ ننگ لغات کولمانی و دره کوردره را آورده است . و همچنان ده ها محقق و نویسنده گان و شخصیتهای داخلی و خارجی درین مورد نوشته های کرده اند . شرق شناس معروف و محقق و ورزیده پروفیسور مارگین ستریسن کتابی بنام (ایندو ایرانین فرنتر لنگویجز) نوشته که جلد سوم آن در باره پشه یی بوده و در قسمت از مقدمه آن نوشته شده است ( زبان پشه یی در قسمت شمال مشرق افغانستان و شمال دریای کابل که این منطقه تقریباً (یکصدوهفتاد) کیلو متر طول داره تکلم میشود. همچنین در تعدادی از وادی های در شمال غرب از گلبهار تا پنجشیر و در شرق تا قسمت اتصال دریای کنر و پیج می رسد . در بخشی از دره پنجشیر ، پغمان ، نجراب و همچنان در نقاط مختلف وادی لغمان و کنر نیز استعمال دارد.

در مورد نفوس پشه یی ها ارقام صحیح و ثابت در دست نیست زیرا در هر نفوس شماری که مامور ثبت ارقام از هر قوم که بود پشه یی ها را به نام قوم خود ثبت کرده . در اکثر اسناد ها پشه یی ها بنام های پشتون و تاجک و تعضاً هم بنام نورستانی قبت گردیده اند ولی با وجود آن با استفاده از اسناد دست داشته احسائیه گیری در بعضی نشریه ها نیز یاد آوریه شده نفوس ها را بیشتر از نیم ملیون تخمین کرده میتوانیم.

ما درین جا از مناطق ، در ه ها و قرات بزرگی نام می بریم که پشه یی ها در آن زندگی میکنند:

1- در ولایت کنر: دره شولت نورگل، دره مزار ، اریت تشماش کنرخاص چندراوو، چومیاری کولمانی، شولوتی ، چلس اندرلجک ، کوز نرنگ، کورنگل ، نکره ، گنه گل ، وته پور، کتارو گمبیر.

2- در ولایت ننگرهار : شوه قلعتک ، کل لام گورییک ، بدیالی ، املا دره نور، برکوت ، شیمل ، اوتران ستن لام وغیره.

3- ولایت لغمان: کشموند ، اومبیر ، چهار باغ لغمان ، کولالان ، کوشتانی ، گل آرام ، چلمتی ، مسکوره ، ده ملخ ، دیوه ، ده زیارت ده پشه یی ، ده الیشنگ . در دره الینگار کلمان ، ساو دره نورلام صاحب ، سالاو ، تگ ، منگو ، سندروا ، ملیل و مشپه ، وده وو ، شاماژنیا ، پیار و ننگراج که فعلاً به نورستان مربوط شده.

در دره الیشنگ : کرنج ، غازی آباد ، سایگل ، ماسموت ، پویین ، دره مایل ، دره گونپال ، نایی لوم (نجیل) اتک و چکه ، ناوپا گل ، دولت شاه ، فراجغان و غیره.

4- ولایت کاپیسا: اله سای دره اسکین ، بدراب ، ولی بیگ ، دره اشپی ، دره غین ، پچغان ، درنامه ، تربت ، بولغین ، نوآباد ، ملیگر ، سنجن ، گوراهو ، شتل و غیره .

5- در ولایات دیگر: در ولایت کابل دره اوزبین ولسوالی سروبی و دره پشه یی پغمان ، ولایت هرات در ولسوالی انجیل ، ولایت غزنی در ولسوالی جاغوری ، ولایت بغلان قریه های بالا دوری ، پشه یی و کلمانی ، ولایت تخار منطقه نارچمن و در دیگر ولایات کشور هم بصورت پراگنده بود باش داردند. باید یاد آور شوم شماره های که در نوشته های بالا در داخل قوس درج شده مربوط به ماخذ میباشد که در ذیل مفصل ذکر شده.

ماخذ :

1- (افغانستان پخوانی تاریخ ) جلد اول صفحه چهل و نه تالیف احمد علی کهزاد

2- (پشتانه تاریخ په رنا کی) صفحه هشتادو سه

3- دافغانستان لند تاریخ) صفحه سوم تالیف پوهاند عبدالحی حبیبی

4- (افغانستان ژبی او توکمونه) صفحه یکصدو هفده نوشته دوست محمد دوست

5- (قاموس جغرافیایی افغانستان) جلد پنجم صفحه یکصدوهفتادوپنج

6- (د چینایانو یونیکونه) صفحه یکصدوپنجاه ونه ترجمه عبدالکریم محب

7- (پشتانه دتاریخ په رناکی) صفحه یکصدو هشتادویک

8- (افغانستان ژبی او توکمونه) صفحه چهارصدو شانزده

9- (دپشتو د ادبیاتو تاریخ) جلد اول صفحه شصت

10- (مجله کابل) سال 1363 صفحه هشتادو پنج نوشته روحی

11- ( دکابل سلطنت بیان) جلد اول صفحه 329 ترجمه داکتر محمد حسن کاکر و حیرنیار نصرالله

12- ( زبان و ادب ملی افغانستان) صفحه چهارده و پانزده

13- (تاریخ قدیم افغانستان) جلد اول صفحه 199 تالیف احمد علی کهزاد

14- (دافغانستان توکمونه) صفحه 414

15- (مجله آریانا ) شماره اول سال 1347 صفحه 26

16- (افغانستان ژبی اوتوکمونه) صفحه 415

این مطلب را از کتاب( درمورد مردم و زبان پشه یی) گرفته ام که به کمک مالی نورمحمد “چمار” در مطبعه شخصی پشاور پاکستان  چاپ شده  که نویسنده آن محمد زمان “کلمانی” میباشد

 
6 دیدگاه

نوشته شده در دسته در باره پشه یی