RSS
 

بایگانی ‘دسته‌بندی نشده’ دسته ها

در مورد مناطق بود و باش پشه یی ها

30 جولای

محمد زمان کلمانی: پشه یی ها که یکی از اقوام افغانستان اند بصورت عموم از قدیم الایام در جنوب سلسله کوه هندوکش مسکن گزیده اند. به عبارت دیگر در قسمت اعظم شمال غرب گندهارا یا حوزه دریای کابل در طی هزاران سال و قرون متمادی زندگی کرده و بعد به مرور زمان به سایر مناطق دور و نزدیک خویش مهاجرت و نقل مکان نموده و پراگنده شده اند. قسمیکه از برخی اسناد و شواهد بر می آید، پشه یی ها سابق در مناطق وسیعتر از ساحه فعلی آن زندگی می نمودند، ولی به مرور زمان بنابر علل ترک جای و یا زبان خویش از وسعت آن کاسته شده است.

چنانکه آمده است: در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم، محمود اولین سلطان مسلمان سلاله شاهان ترک که در غزنی فرمانروایی دارد، یکتعداد حملات متوالی (به تعداد ۱۲ یا ۱۴ مرتبه) را در جریان تهاجمات مسلمان سازی هندوستان در گندهارا (وادی پشاور فعلی) انجام میدهد… گندهار که بحیث (باغ شمال) شناخته میشد به هنگام مرگ او به یک زمین ویرانه و متروک تبدیل میگردد، مزارع حاصلخیز و باغهای میوه یکجا با کانال های که آنها را آبیاری میکرد (ساحاتیکه هنوز هم علایم آن در قسمت های غربی آن دیده میشود) همه معدوم می شوند. تعداد زیاد شهر های سنگی، سومعه ها و توپی ها با آثار و مجسمه های گرانبها و مقدس مورد غارت ، آتش سوزی و تخریب قرار گرفته و با خاک یکسان میگردد.

منطقه با قرار گرفتن در حالت ویرانی و بی جمعیتی، بزودی به یک بیابان، قرارگاه جانوران وحشی و پناه گاه دزدان مبدل میگردد. یکتعداد باشندگان فراری بتدریج به خانه های ویران خود برگشته، تعداد آنها به تدریج افزایش یافته و تا اندازه ی آنجا را احیا می کنند، مگر تعداد مجموعی آنها بی اندازه کم بوده…(۱)

تغیر عقیده مردم در تحت چنین اجباری صرف ظاهری بوده و آنها به سرعت در جریان جانشینان محمود به عقیده قبلی خود بر میگردند، تا اینکه در زمان شهاب الدین غوری در قرن دوازده یک تجدد اسلامی در تمام هند بوقوع میپیوندد… (۲)

هنگامیکه اسلام پیشروی تدریجی و دوامدار خود را در بین مردم مشرک همسایه ادامه می دهد یک قسمت بزرگ آنهایکه در تماس مستقیم با مسلمانان بوده عقیده اسلامی را قبول نموده و به مرحله وسطی نیمچه مسلمان یا نیمه مسلمان ارتقاع مییابند… لذا گندهاری های مسلمان شده حالا به دو بخش بزرگ صافی و گندهاری تقسیم می شوند. آنها حدود ۱۲۰۰۰ فامیل را تشکیل میدهند که در جوامع کوچک در تمام منطقه، از سوات و باجور تا لغمان و تگاو پراگنده اند…(۳)

در حال حاضر مردم پشه یی در قریه های پشه یی، ده ملخ، ده زیارت، غوندی، پلوته، الیشنگ، گنجاوڼ، کرنج، تگرک یا ترگرک و گلارام مرکز لغمان، در اده پوره، کلالان، پتورگمبه، قلعټک، نوآباد، چارباغ، اومیړ و کشموند ولسوالی قرغه یی، در دره ها و مناطق کلمان، ساو، نورلام صاحب، منگو، تپاک، تک، سالو، قلعټک نیازی و قریه های دیگر ولسوالی الینگار، در دره های ماسموت، پوین، گونپال، مایل و در قریه های دره هموار ولسوالی الیشنگ و در بسیاری از دره ها و قریه های ولسوالی دولت شاه ولایت لغمان، در اکثر دره ها و قریه های ولسوالی نورگرام، دوآب و منطقه کوردر ولسوالی وامای ولایت نورستان، در تمام دره ها و قریه های ولسوالی های کوهبند و اله سای و برخی مناطق، جلگه ها و قریه های ولسوالی های کوهستان، نجراب و تگاب ولایت کاپیسا، در تمام قریه های ولسوالی دره نور و اکثر قریه های ولسوالی شیوه و یا کوز کنر و در بخش دامان ولسوالی بهسود و شهر جلال آباد ولایت ننگرهار، در اکثر مناطق ولسوالی نورگل و برخی قسمت های ولسوالی های چوکی و چپه دره ولایت کنر که از مناطق اصلی و آبایی آنها بوده و نیز در شهر کابل، دره ی اوزبین ولسوالی سروبی و دره پشه یی ولسوالی پغمان ولایت کابل، در ولسوالی های مالستان و جاغوری ولایت غزنی، در برخی مناطق ولسوالی های خوست، فرنگ، اندراب، دهنه غوری، بغلان مرکزی و شهر پلخمری ولایت بغلان، کم و بیش در ولسوالی کشم بدخشان، در نارچمن ولایت تخار، در برخی حصص مرکز و ولسوالی های خان آباد، امام صاحب و دشت ارچی ولایت کندز، در بودنه قلعه ی ولسوالی شولگره ی ولایت بلخ، در برخی حصص ولسوالی افغان کوټ ولایت فاریاب و ولسوالی های گذره و انجیل ولایت هرات که در زمان امیر عبدالرحمن خان از کلمان تبعید گردیده و در دیگر حصص ولایات شمال کشور(۴) که اکثراً زبان خویش را از دست داده و به زبان های دری، پشتو و یا ازبکی تکلم می نمایند، بود و باش می کنند، که طی مرور زمان از مناطق اصلی خویش که قبلاً از آن تذکر بعمل آمد نقل مکان نموده اند، و نیز بنابر عوامل گوناگون عده ی از پشه یی ها از گذشته های خیلی دور تا همین اواخر به بیرون از مرزهای کنونی بویژه شرقی و غربی کشور مهاجرت نموده، به جز پشه یی های لاهور پاکستان که در آنجا بنام کوهستانی شهرت یافته و قبل از بوجود آمدن پاکستان در آنجا سکونت داشتند، دیگران زبان پشه یی خویش را یا به کلی از دست داده و یا به مرور زمان از حالت اصلی آن تغییر نموده است.

نویسنده ی ورزیده داکتر سید چراغ حسین شاه از یک قریه پشه یی تذکر به عمل می آورد که در نزدیکی قریه تاجه زی لکی مروت، کنار دریای کمبیلای پاکستان موقعیت دارد و نیز در منطقه پاکستان از جاهای یاد آوری می نماید که گرفته شده از نام پشه یی میداند و علاوه می نماید که قوم پشه یی در سند نیز آباد مانده و زبان سندی را متاثر ساخته است. موصوف به استناد قول محترم شاهین مینویسد که گویندگان این زبان امروز نیز در علاقه لاړ سند یافت میشوند. به نظر موصوف جپسیان مردم بر آمده و خانه بدوش منطقه جنوبی پشتونخوا است، زبان جپسی یک شاخه ی از زبان پشه یی بوده و مردم جپسی در اصل پشه یی اند.(۵)

پشه یی ها را در ایران، قفقاز و دیگر جاها به نام چرکس نیز مینامند که در زبان بومیان قفقاز غربی به معنی مردم کوهستانی است و نیز چرکس گرفته شده از چر، چریدن و چراگاه، به نظر میرسد که در زبان اوستایی، فارسی و پشه یی نیز معمول است. به ويژه در پشه یی چرکس از مصدر (چریک) به آنهای گفته میشود که در پی چرش و چریدن باشند یعنی به مردم مالدار و صاحب مواشی اطلاق شده میتواند. بعضی ها مراقی ها یا مراغی را که به پشه یی نیز معروف هستند از تبار چرکس ها دانسته که در این صورت نیز مراغی با مرغزاری و چراگاهی نزدیک است که هر دو نام – کوهستانی و چراگاه – برای مالداران قابل اهمیت بوده و لازم و ملزوم یکدیگر اند. مراغیان به نقل از دهخدااز طبقه پشه یی (لابد از ریشه ی پاشایی و پادشاهی) و وورق (جنگجو، قوچاق، کوزاک) ، آزادلی (آزاد شده گان) تشکیل شده اند. ولی بعضی مراقیان کسانی را که به کیش و آیین آنها نباشند پشه یی گویند، که این نامِ طبقه بالا دست حکومتی در نزد چرکسها است.

مراغه از کلمه مراغلی که در زبان ترکی به معنای منطقه ی جذاب و دل انگیز است گرفته شده و طبیعت شهر مراغه واقع در آذربایجان شرقی و هم جمهوری آذربایجان با این نام مطابقت میکند.

چرکسها که یکی از اقوام بلاد قفقاز است از زمان های بسیار قدیم منفرداً در دامنه ی سلسله جبال قفقاز ساکن بوده اند و با اقوام موجود امروزی آن هیچ قرابت جنسی ندارند، از نژاد بسیار مکمل قفقاز و قوم نجیب با قیافه زیبا می باشند. چرکسها به پنج طبقه تقسیم میشود: طبقه اول «پشه» یا «پشی» که اشراف بودند، طبقه دوم «وورق» که اکثراً در خدمت دسته اول بودند و خود نیز اعیان محسوب میشوند و در باره سایر مردم صاحب حکم و نفوذ بودند. طبقه سوم «آزادلی ها» که خود یا اجداد شان سابقاً برده بودند و بعد آزاد گردیدند و بعضی از ایشان ثروت بسیاری نیز بدست آوردند. طبقه چهارم برزگران. طبقه پنجم بردگان و کنیزانی بودند که آنان را در اثنای جنگ از دشمنان به اسارت میبردند.

چرکسها بسیار مهمان نواز و شجاع اند و به حفظ ناموس و حیثیت، بسیار اهمیت می دهند.

از قوم چرکس کسانی از طرف خلفای عباسی و بادشاهان سلجوقی و دیگران به مقامات عالی نایل شده خدمات بزرگی هم به عالم اسلام کرده اند. چرکسهای قزوین ایران که مراغی اند، به نام پشه یی نیز معروف هستند. به اساس پژوهشها این مردم پس از فتح مراغه بدست سپاهیان اسلام در ۱۲۰۰ سال پیش، مراغه را رها کرده اند، به همین دلیل به مراغی ها معروف هستند. در لغت نامه دهخدا نیز پشه یا پشی اشراف چرکسهای مراغه دانسته شده که به این منطقه مهاجرت کرده اند. گرچه برخی ها به این نظر اند، چرکسی ها که با پشه یی های افغانستان هم نژاد هستند زبان خویش را از دست داده،(۶) ولی خوشبختانه در افغانستان پشه یی ها زبان اصلی خویش را که اکنون نیز به نام پشه یی یاد میگردد و عده از پژوهشگران که آن را مادر زبان های منطقه میداند تا حال زنده و مستقل باقی مانده است و مردم آن با رسم و رواج های چرکسها که در برخی نوشته ها خوانده ام شباهت های خیلی زیاد دارند و میشود که از همان زمان های خیلی قدیم و باستانی از مناطق قفقاز که از جاهای باستانی آریایی ها دانسته شده به طرف شرق، جنوب و جنوب غرب و از آن جمله به بلخ (افغانستان) و بعد به مناطق جنوبی هندوکش، سند، هند و دیگر مناطق پراگنده شده که پشه یی ها نیز بخشی از آنها بوده باشند و نیز احتمال آن وجود دارد که این پشه یی ها در زمان حاکمیت هخامنشی ها و بعد از آن تا زمان نادر افشار از منطقه گندهارای باستان (حوزه دریای کابل) به مرور زمان به مناطق قفقاز، ایران باستان، شام، عراق، بلغارستان، حجاز، یمن، مصر و سایر مناطق پراگنده شده باشند. زیرا پشه یی (ماخوذ از کلمه ی پاشا و پادشاه) های افغانستان از چندین هزار سال به اینسو در همین سرزمین زیبا و کوهستانی خویش زندگی کرده و عده ی از آنها از این جا به مناطق دیگر نیز مهاجرت نموده اند.

 

ماخذ و منابع :

۱ – نژادهای افغانستان، صفحه ۸۴، نوشته میجر.جراح ایچ. دبلیو. بیلیو، جنوری سال ۱۸۸۰، برگردان دکتور لعل زاد.

۲ – همان اثر ، صفحه ۱۰۷ .

۳ – همان اثر، صفحات ۷۹ و ۸۰ .

۴ – مجله هموطن، شماره های ۹۶ – ۹۷ ، سال های ۱۳۹۲ – ۱۳۹۳ ، صفحه ۸۰ – ۸۱ ، نوشته الحاج امان الله خلیلیار .

۵ – پشتو، مجله اکادمی یونیورستی پشاور، شماره (جولای، اگست، ستمبر ۲۰۰۶) صفحه ۱۲ .

۶ – سایت های انترنتی، نوشته جواد مفرد کهلان، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸، نوشته نسرین پورچیستا و دیگران.

منبع:

روزنامه انیس

6/ 5/ 1395 صفحه 7

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته دسته‌بندی نشده

 

پشه یی جبیدی ۱۳۹۵ سالیس سالړان چاپ بیک

13 آوریل

یو اول گوزر شی که پشه یی جبیدی سالړان چاپ با مه سالړان کوجه وطنس بیلابیل ولایتیلایه دی پشه یی قومس ، ای گنات سیاسی ، نظامی ، فرهنگی ، او اجتماعی ډشټیننا عکسی به جای بجای کیویم سن او مندو ایته سدوریی ، النی او اړنیگالی جاییلایه که پشه ییان زنده گی کیا ، او تارگستا پلا بندا آنتی ای رکم بکار احساس پیدا با ، ته جاییلاینا عکسی به مه سالړان کوجه جای بجای بویی سن او بو ارک کوشش کیوام شی که کومی اړگډ گریی نداراتی ، مه سالړان بابته ایما نظر او پیشنهادستو آنتی که اکالا کوجه تیا پام کوجه درین بن ، تارنا آم.
پشه یی قومس او پشه یی جبیس لابو پوړا پینستا امیدیدی
وحیدالله (عصمتی کلمانی )

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته دسته‌بندی نشده

 

پشه یی گروپ در فیس بوک

08 ژوئن

جم پشه یی افغاننه آنتی بیی ایک ماگم  فیس بوک کوچه به پشه یی گروپی شن گه ایمه آنتی ۳ گروپ گه بو اعضا دارگا معرفی کیگم که ایمه کی باگو مه گروپه گرای تانک جب افغانانه پلا اکدو بی لینک ایمه شن لینک

پشه یی گروپ بیش از(730عضو)

http://www.facebook.com/groups/pashai

پشه یی جوانان بیش از (170عضو)

http://www.facebook.com/groups/pashaijonan/

دره نور بیش از (370عضو)

https://www.facebook.com/groups/254572161293727/

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته دسته‌بندی نشده

 

از توکل بابا شاعر پشه یی یاد بود به عمل آمد

02 نوامبر

سیمیناریاد بود از توکل بابا شاعر و شخصیت نامدار قوم پشه ای در کابل تدویرشد.

سیمیناریاد بود از توکل بابا شاعر و شخصیت نامدار قوم پشه یی در کابل تدویرشد. در این سیمینار که از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ برگزار شده بود، شعرا،نویسنده گان، پژوهشگران و مقامات دولتی شرکت داشتند. در آغاز سیمینار دوکتور سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات وفرهنگ، در سخنانی توکل بابا را شاعر مردمی و شخصیت نامدار قوم پشه یی عنوان کرد. دوکتور رهین گفت: توکل بابا نه تنها در پشه یی شاعر مردمی بود بلکه در سرایش شعر به زبان پشتو نیز دست بالای داشت. وزیر اطلاعات و فرهنگ ضمن بیاناتی چند درمورد کارکردهای ادبی توکل باباگفت( توکل بابا از اعماق توده ها برخواسته بود و بیگمان دردل توده ها جاخواهد داشت). اوگفت( وزارت اطلاعات و فرهنگ ضمن یاد بود وبزرگداشت از شخصیت های اقوام مختلف کشور، برای نخستین بار ازشاعرنامور زبان پشه یی توکل بابا یاد بود به عمل می آورد. برگزاری این سیمینار نشان دهنده توجه وزارت اطلاعات و فرهنگ به زبان و ادبیات اقوام مختلف کشور است. امید واریم این سیمینارگام ارزشمندی در جهت شناسایی زبان پشه یی باشد). سپس پیام های اسد اله خالد سرپرست وزارت سرحدات، اقوام و قبایل و گل آقا شیرزی والی ننگرهار به خوانش گرفته شد. درین پیامها، توکل بابا به عنوان یک شاعر مردمی ، پرآوازه ترین شخصیت ادبی قوم پشه ای خوانده شده است. این دومقام حکومتی در پیامهای شان اشعارغنایی توکل بابا را آئینه انعکاس دهنده آلام، دردها و چالشهای مردم، بویژه قوم پشه یی خوانده اند. سپس محمد زمان کلمانی، شاه محمد، محمد زبیر خاکسار، عبد الهادی قریشی، غلام غوث سنجنی،عبد الحکیم رسولی، غازی الدین گوهری، شفیق الله، غلام صدیق شینګنک، سید الیاس صداقت، عبد الرقیب نوری، محی الدین هاشمی، ملنگ بلاغ، داکتر خوشحال ، محمد نبی صلاحی ، عبد القیوم سنجری ، عزیز تحریک، پوهنمل غفوری، امید محمد دره نوری، ملنگ بلال ، مقالات پژوهشی و پیامهای درباره زنده گی و آثارتوکل بابا رابه خوانش گرفتند. توکل بابا فرزند قلندر در ولسوالی شیوی ولایت ننگرهار دیده به جهان گشوده است. تاریخ دقیق زنده گی این شاعر زبان پشه یی معلوم نیست، اما تذکره نویسان 1160 هجری را سال تولد وی تخمین کرده اند. توکل بابا را از جمله شاعران نامدار زبان پشه ای عنوان میکنند. اوعلاوه از زبان پشه یی، به زبانهای پشتو ودری نیز شعر می سروده است. اشعار او اکثرآ غنایی بوده است. گفته میشود که ازتوکل بابا اشعارزیادی به زبانهای پشه یی ، پشتو و حتی دری بجا مانده است. توکل بابا در اشعارش بیشتر درد وآلام مردمش را به تصویر کشیده است. سیمینار باقرائت قطعنامه به پایان رسید. دراین قطعنامه اشتراک کننده گان از وزارت اطلاعات وفرهنگ خواستند تا مقالات پژوهشی این سیمینار را در مجموعه به چاپ رساند. آنان در این قطعنامه بخاطر غنامندی بشتری زبان پشه یی تقاضا نمودند تا در مناطق پشه یی نشین در نشرات تلویزیون ملی برنامه های به زبان پشه یی بنشر برسد.

منبع: آژانس اطلاعاتی باختر

تصاویری از جریان سیمینار
دکتور سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ هنگام سخنرانی
غازی الدین گوهری هنگام خوانش پیام سرپرست وزارت سرحدات
محمد زمان کلمانی رئیس هفته نامه وطنداران هنگام سخنرانی
تصاویر اشتراک کننده گان سیمینار

سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات فرهنگ در لباس محلی پشه یی
در اخیر هم  اجرای کنسرت
 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته دسته‌بندی نشده

 

سوابق تاریخی قوم پشه یی در افغانستان

06 ژوئن

 گفت وشنود خبرنگار مجله غرجستان با محمد زمان کلمانی پیرامون سوابق تاریخی قوم پشه یی در افغانستان :مصاحبه خبرنگار مجله غرجستان

پرسش: چگونه روی این قوم کلمه پشه یی را گذاشته و اصولاً وجه تسمیه پشه یی چه می باشد؟

پاسخ: در مورد وجه تسمیه پشه یی باید گفت که چون کلمه پشه یی شکل تحول یافته یک نام خیلی قدیمی یعنی حدود دو هزار ساله است که در ادوار مختلف به نام های بها شه یا بهشه پیشه چه یا پیشاچی ، پشاوی، پاشایی، پشه یی، پشیی، پشئی و پشه ای ثبت گردیده، بنا بر این مشکل است بصورت دقیق در مورد وجه تسمیه آن چیزی گفته شود، ولی با آن هم نظریه های که قریب به واقعیت به نظر میرسد قرار ذیل است:

1- پشه یی از کلمه بهاشه گرفته شده که پانینی از آن نام برده و زبان سنسگرت را به وجود آورده است، وبهاشه، بهاش ویا باش در زبان پشه یی لفظ را میگویند.

2-  برخی پشه یی را ماخوذ از پشاثه یا پشاچه میدانند که دیو و نیز گوشت خوار معنا میدهد. زیرا پشه یی ها مردمان پرنیروه و جسیم بوده و برخی از عقاید و رسوم ویدی ها را قبلاً برک گفته و برخلاف آنها از گوشت حیوانات استفاده مینمودند.

3- عده یی به این نظر اند که پشه یی از پشی گرفته شده که مستحکم و قوی معنی دارد، زیرا در زبان پشه یی دیوار و نیز قبرقه را میگوید که هردوی آن مستحکم و قویست.

4- برخی میگویند که در زمان های خیلی قدیم شاهی از این مردم بود که بعد ها همه این مردم و زبان آن بنا بر ارتباط قومی و لسانی به آن شاه بنام پاشایی نامیده شده اند. زیرا در گذشته ها شاه را (پاشا) میگفتند و به مرور زمان بنابر همین ارتباط پاشایی، پشایی و پشه یی نامیده شده اند.

پرسش: پشه یی ها از کدام نژاد و تبار بوده و چگونه این قوم در افغانستان مسکن گزین شدند و از عرصه چند سال است که در افغانستان زیست دارند؟

پاسخ: پشه یی ها آریایی نژاد اند و زمانی که قبیله ویدی مردم آریایی بنا بر عواملی از بلخ مهاجرت آغاز نمود پشه یی ها نیز بخشی از این مردم بوده که بعد از عبور از کوه های هندوکش در دامنه های شاداب و سرسبز جنوبی آن سکونت اختیار کردند که به استناد سرود های ریگ ویدی (۱۴۰۰ ق م) در آن هنگام بنام الینا نامیده شده که تا کنون در نامهای الینگار و الیشنگ و اله سای که نام های پشه یی و مناطق پشه یی نشین است ریشه آن موجود میباشد. در مورد مدت سکونت پشه یی ها در افغانستان باید گفت که چون پشه یی ها بخشی از آریایی ها میباشند از مدت بیشتر از چهار هزار سال به این سو در افغانستان زیست مینمایند.

پرسش: پشه یی های افغانستان دارای چگونه رسم الخط اند و اگر در مورد پیدایش این رسم الخط وضاحت دهید ممنون ام؟

پاسخ: طوریکه حالا برای نوشتن زبان پشه یی مانند زبان های دری و پشتو و دیگر زبان های افغانستان با ایزاد برخی از حروف ویژه از رسم الخط مروج عربی استفاده مینمائیم در گذشته نیز در نوشتن زبان پشه یی از رسم الخط های معمول و مروج منطقه کار گرفته شده که بنابر برخی نوشته ها کتاب های مشهور تاریخی به نام های (بدهت کهنا) و (ملندا پنه) به زبان پشه یی نوشته شده اند(هیواد با ایزاد برخی از حروف ویژه از رسم الخط مروج عربی استفاده مینمائیم در گذشته نیز در نوشتن زبان پشه یی از رسم الخط های معمول و مروج منطقه کار گرفته شده که بنابر برخی نوشته ها کتاب های مشهور تاریخی به نام های (بدهت کهنا) و (ملندا پنه) به زبان پشه یی نوشته شده اند(هیواد ۱۳۸۸/۳/۱۰).

پرسش: گفتار زبان پشه یی متاثر از کدام لهجه و زبانهاست؟

پاسخ: چون زبان پشه یی یک زبان آریایی است اگر با زبانهای دری، پشتو و غیره برخی از کلمات مشترک یا لغت های با ریشه مشترک داشته باشد به این مفهوم نیست که یکی از دیگری گرفته و یا متاثرگردیده، بلکه در اصل از یک زبان آریایی منشعب شده و از نیاکان مشترک خویش به ارث برده اند. مانند: سامیک، شامیک پشه یی که در گذشته در زبان فارسی قدیم سیامک گفته شده و یا شام فقلی که معنی سیاهی و تاریکی را میرساند و نیز کلمات سرخ ، سور و سونیک و یا ستودن ، ستایل و استویک زبانهای دری ، پشتو و پشه یی از یک ریشه اند ولی با آن هم زبان پشه یی در برخی از موارد از زبان دری و عربی که آن هم از طریق زبان دریست و پشتو کم و بیش متاثر گردیده و زبان پشه یی نیز به نئیه خویش به خصوص در محلات هم جوار بالای زبانهای در و پشتو تا خدود اثر گذار بوده است. بطور مثال: مردم دری زبان لغمان و ننگرهار مادر را (آیی) ، سالم را (سسته) کاه را (توش) و خیشنه را (سیانی ) و در پنجشیر و کاپیسا خوردن توت را (پکیک) میگویند که این کلمات و کلمات دیگری که از همه آنها نام نگرفته ام کلمات پشه یی اند.

پرسش: پشه یی های افغانستان در کدام جا مرکزیت داشته و در کدام ساحات بطور پراگنده زندگی مینمایند؟

پاسخ: پشه یی ها یکی از اقوام بومی او اصیل افغانستان اند که از زمانه های خیلی قدیم به این سو به طور عموم در قسمت های شرقی کشور بخصوص در ولایات کاپیسا، لغمان، ننگرهار، کنر و نورستان در کنار برادران پشتون، تاجک و نورستانی زیست نموده و به صورت پراگنده در ولایات مرکزی (در چل باغتوی جاغوری ، حصه دوی مالستان و پییک خاص ارزگان)، در شمال و شمال غرب کشور زنده گی مینمایند که در قرون متمادی بنابر عوامل گوناگون از مناطق اصلی خویش که تنام گندهارا نیز نامیده شده نقل مکان نموده اند که اکثراً زبان پشه یی را از دست داده اند، و نیز عده از پشه یی ها قبلاً در پاکستان و ایران نیز رفته اند. قابل یار آوری میدانم که به اساس نوشته مرخوم میر غلام محمد غبار پشه یی ها از منطقه گندهارا خدود هفت و نیم قرن قبل از امروز به قسمت های غور و غرجستان رفته اند و مرخوم فیض محمد کاتب هزاره در جاغوری از منطقه پشه یی و پشه یی ها یاد آوری کرده است.

پرسش: آیا در مناطق که مردم پشه یی در اکثریت زندگی مینمایند کتب درسی به زبان خود مردم تدریس میگردد؟

پاسخ: در این اواخر صرف در ولسوالی دره نور ولایت ننگرهار از طرف یک موسسه خیریه کورس های سواد آموزی به زبان پشه یی ایجاد گردیده و کتب درسی به زبان پشه یی ایجاد گردیده و کتب درسی به زبان پشه یی در آن تدریس میگردد. گرچه از طرف ریاست تالیف و ترجمه وزارت معارف نیز کتاب های درسی پشه یی برای مکاتب پشه یی زبان تالیف و چاپ گردیده ولی تا جای که معلومات دارم متاسفانه تا حال تدریس آن آغاز نه گردیده است.

پرسش: در ولسوالی پغمان منطقه وجود دارد بنام دره پشه یی آیا شما با مردمان این دره کدام ارتباط قومی دارید؟

پاسخ: بلی در ولسوالی پغمان قریه و دره بنام پشه یی موجود است و میشناسم از پشه یی های که با آنها در تماس و ارتباط هستند. آنها مردمی خیلی با غیرت و مهمان نواز و وطندوست بوده ولی زبان پشه یی خویش را از دست داده اند. در حالیکه در یکی از مضامین سالنامه ۱۳۱۳ مجله کابل آمده است که: “در پنج یا ششطد خانه در بیگ توت پغمان در قریه پشه یی به زبان پشه یی تکلم میکنند.

پرسش: از شخصیت های معروف علمی فرهنگی و اجتماعی قوم پشه یی نام ببرید؟

پاسخ: از شخصیت های معروف علمی، فرهنگی و اجتماعی عصر حاضرمیتوانیم از مرحوم پوهندوی نورمحمد غمجن تمیل ، مرحوم عبدالقدوس پرهیز، شهید عبدالعزیز مراد، مرحوم ملک سونمیر، مرحوم ملک محمد نبی خان پشه یی وال، مرحوم شیرعلی خان الیشنگی ، مرخوم ملک بابا و مرحوم عبدالقادر افضل زاده که فعلاً در میان ما نیستند و نیز از آقایان چون انجنیر محمد عالم قرار، حاجی حضرت علی، سید هاشم فولاد و عبدالهادی صافی نماینده گان مردم در شورای ملی فعلی و همچنان محترم عبدالخالق حسینی ، محترم نورمحمد کفیل و محترمه کبرا امان سناتوران برحال و بسیاری از استادان پوهنتون ننگرهار یاد آوری کرد.

سوال: آيا از شما در حكومات قبلى و فعلی در كابينه كسى حضور داشت يا دارد؟
جواب: در حكومت هاى قبلى داشتیم ازکسانیکه از محیط پشه یی زبان بودند ولی كسانيكه خودش خود را از قوم پشه يى معرفى نمايد وجود نداشت. صرف از محترم مولوى محمد قاسم خان دوست كه عضو شوراى عالى ستره محكمه است ياده آوري كرده ميتوانم كه با احساس سربلندى خود را افغان پشه يى ميداند.
سوال: در نظام فعلى كشور چه سهولت هاى براى قوم پشه يى در زمينه هاى مختلف به وجود آمده است؟
جواب: در نظام فعلى كشور ، پشه يى ها مانند ساير اقوام باهم برادر كشور از برخى حقوق و سهولت هاى بهرمند گرديده اند كه به ديگران نيز مهياست. در قانون اساسى افغانستان از آن نام برده شده و با وجود مشكلات و نداشتن امكانات كه از گذشته ها به ارث مانده در شوراى ملى و شورا هاى ولايتى صاحب نمايندگان خویش بوده و به زبان پشه يى نشرات راديويى ، تلويزيونى و چاپى داشته و به ده ها عنوان کتاب به زبان پشه یی تالیف و چاپ گردیده است.
سوال: مردم پشه يى با كدام يك از مشكلات به سر ميبرند؟
جواب: پشه يى ها به تناسب نفوس كه دارند تا هنوز در مقامات دولتي ، خود را مشاهده نمى نمايند. آنها اكثراً در كوهستانات بسر برده و سطح اقتصادى شان خيلى پائين است. دولتهای گذشته هيچ وقت به فكر اين نشده كه براى آنها زمين زراعتى و يا لا اقل نمره زمين به منظور اعمار سرپناه برايشان تهيه نمايد ، در حاليكه ديگران به نسبت داشتن افراد و اشخاص در مقامات بلند دولتى از آن بهره مند گرديده اند. به نسبت موقعيت جغرافيايى كه دارند پشه يى ها هميشه در مبارزه و مقابله با دشمنان دين و ميهن در صف مقدم قرار داشته و مشكلات زياد را متقبل مى شوند. ولى در زمان امتياز از همه در عقب قرار داده ميشوند و چون تا حال كدام دلسوزى ندارند حتٰى خواست ها و مشكلات خويش را نيز به مقامات رسانده نمى توانند.
سوال: در مورد تاريخچۀ قوم پشه یی اگر چيزى روشني به اندازيد؟
جواب: پشه يى ها صاحب تاريخ درخشان اند كه از قرون متمادى به اين سو در همين قسمت شرقى افغانستان و يا در جنوب هندوكش تا سواحل درياى كابل سكونت داشته و در جنگ ده قبيله آريايى كه هنگام عبور از درياى سند به وقوع پيوسته و به نام جنگ ده قبیله و یا سران آریایی مشهور است، سهم بارز داشته و از همه مقدم از آن ياد آوري شده كه در آن هنگام بنام الينا ناميده ميشد و همچنان اكثر نامهاى اين منطقه به همين زبان است از قبيل گندهارا (خوشبويى آورنده) لغمان كه در اصل لمگان است (صاحب قريه يا دهنشين) درونته (كوه بريده شده) كاپيسا كه اصلاً پيشى كا است (پشه يى كننده) اله ساى كه از طايفۀ اله شاه خيل گرفته شده (خيل شاه الينا) الينگار (جاى الينا) پشيگر (جاى پشه يى ها) اليشنگ (خانۀ الينا) گمبيرى (دشت) شيگل (شش دره) كله گوش كه در اصل گله گوش است (دره صوف) نورگل به فتح گ (درۀ نور) و غيره.
پشه يى ها در طول تاريخ به نامهاى الينا (سمسور، شاداب و سبز) داردي (از كوه و كوهى) ، كوهستاني ، ديگان و لغماني كه معنى دهنشين را ميدهد و همچنان در اين اواخر بعضاً بنام نورستاني و شاړى (شاړى یک کلمه پشه یی ومعنای آن است برویم) ناميده شده اند.
بنا بر اظهارات برخى از محققين منجمله داكتر سيد چراغ حسين شاه (شماره ۳۶ مجله پشتو يونيورستى پشاور) ، زبان پشه يى مادر بسيارى از زبان هاى منطقه است. ظهيرالدين محمد بابر حدود پنجصد سال قبل از موجوديت زبان پشه يى حتى در كابل و نواحى آن ياد آوري كرده است.
سوال: آيا شما در پارلمان نماينده داريد؟
جواب: بلى هفت نماينده در پارلمان افغانستان داريم كه قبلاً از آن نام برده شده است.
سوال: بطور تخمينى چه تعداد مردم پشه يى در افغانستان زندگانى دارند؟
جواب: در مورد نفوس پشه يى ها بايد گفت ، در يكى از كتابهاى كه از طرف پوهاند دكتور مجاور احمد زيار تدوين گرديده نفوس پشه يى ها را بيشتر از ششصد هزار وانمود كرده است ، ولى به نظر من تا جاييكه بررسى و تحقيق نموده ام بدون مبالغه نفوس پشه يى ها به بيشتر از يك مليون ميرسد. و علتى آن كه چرا نفوس پشه يى ها در احصائيه ها بسيار ناچيز نشان داده شده اين است كه آنها بخصوص با اقوام پشتون و تاجك كشور آنقدر نزديك ، آميخته و صميمى اند كه در اسناد پشتون و يا تاجك معرفى گرديده اند. بطور مثال: در ولسوالى شيوه ولايت ننگرهار كه اكثريت آن پشه يى و پشه يى زبان اند در اسناد احصائيه نفوس به كلى از زبان پشه يى و پشه يى ها نامبرده نشده و همچنان در ولسوالى هاى دره نور ننگرهار و اله ساى و كوهبند كاپيسا كه تقريباً همه پشه يى و پشه يى زبان اند و نيز در ولسوالى هاى الينگار ، اليشنگ ، دولت شاه ، قرغه يى ، ننگراج يا نورگرام ، دوآبه ، نورگل ، تگاب ، نجراب ، كوهستان و ديگر جاها فيصدى بسيار كم آنرا پشه يى زبان معرفى كرده اند ، به خاطر که آنها علاوه از زبان پشه يى خويش به لسان هاى پشتو و يا درى نيز آشنايى دارند.
سوال: در مورد سطح فرهنگى مردم پشه يى كمى وضاحت دهيد؟
جواب: پشه يى ها صاحب فرهنگ عالى بوده اكثر امور زندگى از قبيل اعمار خانه ها ، كشت و جمع آورى حاصلات زراعتى و غيره كار هاى خويش را بطور دسته جمعى و حشر گونه انجام ميدهند ، در غم و خوشى باهم همكار و شريك بوده و تمام مشكلات و معضله هاى خويش را از طريق جرگه ها حل و فصل مينمايند. بطور مثال قبلاً پشه يى ها بطور دسته جمعى كه تعداد آنها به صدها تن ميرسيد بنام لشكر از يك منطقه به منطقۀ ديگر رفته و علاوه بر اينكه تفريح و خوش گزراني مينمودند و از طرف ميزبانان از آنها استقبال گرم صورت ميگرفت وماراټ ها (کشتن حیوانات از قبیل بز، گوسفندو گاو را بمنظور استقبال و گرامی داشت هرچه بیشتر مهمان و یا مهمانان و باهم خوردن آنرا ماراټ میگوید) تهیه میشد و برخى مشكلات را كه در بين مردم مى بود حل و فصل مينمودند.
سوال: مردم پشه يى به كدام شغل و پيشه شهرت بيشتر دارند؟
جواب: مردم پشه يى اكثراً به شغل مالدارى و كشت زراعت مصروف بوده كه امور مالداري را تنها مردان بعهده داشته و در قسمت زراعت زنان نيز با مردان خانوادۀ خويش همكاري مينمايند. پشه يى ها چون اكثراً در كوهستانات و دورتر از مراكزو شهر ها زندگى ميكنند هميشه در تلاش و فكر اين بوده كه از همه اولتر براى حفظ عزت و آبرو ، خانه و منطقۀ خويش بطور عنعنوى يك اسلحه را در اختيار خويش داشته باشند. آنها براى خوراك ، پوشاك و ديگر ضروريات خانه آنقدر توجه ندارند، ولى به اين موضوع اولويت خاص قايل اند. در بين پشه يى ها قبلاً تكه ، لباس و پوشاك براى رفع احتياجات خويش تهيه ميشد ، از قبيل ويج (نوع از برزو) پولنگ (نوع از كرتي) پكول ، پمبېلا (نوع از پاپوش ) گړېك (نوع از پوستين) و غيره كه نامهاى انواع لباس و پوشاك است. و هم تهيه انواع چوكى ها كه يك نوع آنرا (آيټك) مينامند ، چار پايى ، ميز ، دروازه و كلكين و همچنان سامان آلات فلزى مورد ضرورت خانواده ها كه آن هم صرف براى رفع احتياجات خودشان تهيه ميشوند. ولى فعلاً به جز صنعت توليد انواع پنير كه اقسام مختلف دارد و شور پنير آن خيلى شهرت داشته و در بازار هاى منطقه نيز عرضه ميگردد ، دیگر صنايع خاص كه قابل ياد آوري بوده و به بازار عرضه نمايند فعلاً چيزى به نظر نميرسد.
سوال: از مشخصات يك زن و يا مرد پشه يى (طرز لباس و غيره) چيست؟
جواب: زنان پشه يى مردانه وار در اكثر امور زندگى سهيم استند و چون در محلات همه از يك طايفه و قبيله ميباشند رسم روى گيرى در اكثر مناطق آن موجود نيست، حتٰى در برخى از مناطق زنان پشه يى بدون آنكه بشناسد هر كسيكه از مقابل شان بگذرد (موټكي) و خوش آمديد ميگويند. زنان و مردان پشه يى قبلاً از اين اكثراً لباس هاى سياه و يا سفيد ميپوشيدند. پيراهن زنان نسبتاً فراخ و طويل و تنبان آن كمى كم عرض و از مردان برخلاف آن پيراهن شان كوتا و تنبان آن نسبتاً كلان و عريض ميبود. قبلاً اكثر زنان پشه يى يك تكه كم عرض سياه را كه طول آن يك ونيم تا دو متر ميرسيد مانند دستار به سر ميپيچانيدند و گوشه هاى آنرا كه توسط ابريشم آراسته شده ميبود به دو طرف روى خويش پايين آويخته و به اين ترتيب قسمتى از گوشها و گيسوانش را ميپوشانيد.
سوال: در روز نو روز چه برنامه هاى داريد و چه نوع سرگرميها در بين مردم پشه يى رايج است؟
جواب: در روز نوروزبه شمول زن و مرد اكثراً از خانه های خويش بر آمده ، گروه  گروه و جوخه جوخه بطرف كشت زار ها ، باغ ها و دامنه ها ميروند، از هواى تازه و زيباييهاى طبعيت لذت ميبرند و خوش گذراني ميكنند ، زيرا در اين وقت همه مناطق آن كه هواى نسبتاً گرم دارد سرسبز و شاداب ميباشد .پشه یی ها اكثراً در اين روز كار نمى كنند. يك شخص مسن برايم قصه كرد كه يك روز يك نفر كه نهال را با خود داشت و ميخواست در جايى غرس نمايند، ولى چون فهميد كه روز نو روز است آنرا نه نشاند و واپس به خانه برد. علاوه بر آن در اين روز جوانان به برخى از بازيهاى محلى از قبيل سنگ اندازى ، كوشتي گيرى ، خيز زدن ، اينډ بازى كه نوع از ورزش مردم پشه يى است ، نشان زني ، گاز خوردن ، آواز خواني و غيره ميپردازند و سعى مينمايند كه درين روز لباس نو و يا پاك را به تن داشته باشند و در دیگر اوقات نیز اكثراً همین سرگرمی های آنان است.
سوال: مراسم ازدواج شما چگونه ميباشد؟
جواب: مراسم ازدواج در بين پشه يى ها نسبتاً ساده و كم مصرف است ولى در انتخاب همسر خيلى دقت ميكنند. علاوه بر اينكه زيبايى ، اخلاق و رويه خود او و والدين و اقارب شان را در نظر ميگيرند كوشش ميكنند همسرى باشد هوشيار ، باصحت ، نيرو مند و پر تحرك و نيز سعى مي ورزند از فاميلهاى انتخاب نمايند كه قوم وخويش و مردان و جوانان زياد داشته باشند تا در ميان اجتماع دست بالا داشته و كسى بالاى شان فشار آورده نتوانند. به همين منظور متاسفانه اكثراً به سن خورد سالگى اطفال خويش را نامزد كرده خویشی و دوستی می کنند. با وجود اينكه مسئله مهر در ميان آنها آنقدر زياد نيست بلكه در بعضى مناطق پدر دختر براى اقارب و دوستان خويش خودش نان و غذا تهيه نموده و مصرف ميكند. در وقت عروسى بعد از مراسم نشان زنى يعنى زدن هدف كه به همين منظور در جاى دورتر و بلند نصب گرديده ، عروس توسط برادر و يا ماماى آن از خانۀ پدر كشيده شده تا نصف را توام با نواختن دهل و سرنا ، آواز خوانى ، رقص و پاى كوبيها و فير هاى هوايى توسط اقارب و نزديكان عروس رسانده ميشود. و بعد از آن به شاه خيلى ها سپرده شده و به خانه داماد ميبرند كه گاهى در اين هنگام در بين جوانان هر دو جانب برخورد هاى خفيف نيز صورت ميگيرد كه به شاه و عروس به هيچ وجه صدمه و آسيبى رسانده نمى شود.

منبع: شماره ۴۹ “مجله غرجستان” سال ۱۳۸۸

 
4 دیدگاه

نوشته شده در دسته دسته‌بندی نشده