پشه یی ها باشنده گان بومی افغانستان اند

پشه یی ها یکی از اقوام باستانی افغانستان وباشندگان اصلی افغانستان اند که اکثراًدردامنه های جنوب سلسله کوه های هندوکوش ساکن می باشند. که در ولسوالی های اله سای ، کوهبند نجراب ، تگاب وکوهستان های ولایت کاپیسا ، در ولسوالی های الینگار، الیشنگ ، دولت شاه ، قرغه یی ومرکز ولایت لغمان ، در ولسوالی شیوه ، دره نور و مرکز ولایت ننگرهار، درولسوالی نورگــل ، ومناطق چلس ، کوڼه ګل وكوردر ولايت كنرها ، در ولسوالی های ننگراج ودوابه ولایت نورستان ، در منطقه اوزبین ولسوالی سروبی و دره پشه یی ولسوالی پغمـــــــــان ومرکزولایت کابل ، در ولسـوالی های جاغوری و مالستان ولایت غزنی ، در تگاب پشه یی ولسوالی خوست فرنگ ، در دره پشه یی قاصان ولسوالی اندراب ودر بغلان مــرکزی ولایت بغــــــلان ، در نار چمن ولایت تخار ، در شهر بزرگ ولایت بدخشان و در بعضی محلات ولایت کندز ، بلخ ، فــــــاریاب وهرات در پهلوی سایر اقوام باهم براردر کشور زیست نموده ونفوس تقریباً پنج فیصد کشور را تشکیل داده وبه زبان پشه یی تکلم مینمایند. ازاسناد تاریخی وبه خصوص ازسرود های ریگ وید برمی آید که قبیله ویدی آریایی های بلخ قدیم از طریق دره های هندوکش به مناطق شرقی و جنوب غربی پراگنده شده و برخی از این مردم از کنار دریای کوبها (کابل) ومعاونین آن از طریق نجراب، تگاب، سروبی، ولغمان به حوزه دریای کنر رسیده واز ان جا به مناطق سواستو یعنی به نواحی دریای سوات پراگنده شده ودر ین دور و نواحی سکونت اختیار کرده اند که پشه یی های امروز برخی از این مردم است. به استناد سرود های ریگ وید ( 1400ق م ) ودیگر اسناد و دلایل موثق پشه یی های امروز درآن زمان بنام الینا یاد شده و در جنگ ده قبیله آریایی آن زمان که مشهور است نام ومقام درخشنده داشته است. در نتیجه این جنگ که میان سوداس مربوط قبیله بهاراته و ویسو مترا به وقو پیوست سوداس و قبایل متخد آن پیروز گردیده وراه رفت و آمد ده قبیله آرایایی که به نام جبهه ویسو مترا نامیده میشد بطرف هند مسدود شده و در منطقه خود باقی ماندن. از این جمله الینایی ها که پشه یی های امروزی و دیگر اقوام داردی و نورستانی شامل آن میشود به طرف شمال دریای کوبها در دره های شاداب الینگار و الیشنگ سکونت اختیار کرده و بعد به مرور زمان تبا بر کثرت نفوس و عوامل دیگر در اطراف و نواحی آن دره ها و بخشهای وسیع شمال غرب کندهارا ( وادی بین کابل و پشاور ) پراگنده و مسکن گزین گردیدند. درنامهای الینگار و الیشنگ که جای بود و باش پشه یی ها بوده و حال نیز اکثر پشه یی ها در این مناطق و اطراف آن سکونت دارند و نیز د اله سای ریشه کلمه الینا موجود بوده و الینگاردرزبان پشه یی معنی جای و خانه الینا را میدهد. از بعضی شواهد برمی آید، قبایل سرکش و جنگ جوی را که در مناطق شمال دریای کابل توسط مورخین سکند بنام اسکینی، گوری و اسپاس نامیده شده که در مقابل قشون اسکندر مقاومت شدید از خود نشان داده و هر دو جانب متحمل خسارات جانی و مالی سنگین گردیده اند اکثراً اجداد و نیاکان همین پشه یی های امروزی می باشند. برعلاوه این که این منطقه مسکن قدیمی و ثابت این مردم بوده است نامهای قبایل متذکره با کمی تفاوت حالا نیز در بین آنها موجود است. اسکین یا اسکینی ها نام منطقه و قبیله است مربوط پشه یی های ولسوالی اله سای که بدون شک و تردید با نام اساکینی، بی ارتباط نیست. در ارتباط گوری باید گفت که پشه یی های ولسوالی دره نور و اطراف آن گوار را به مفهوم اصیل وصاف استعمال نموده و به این نام می بالند و نیز نام منطقه گوریک که مردم آن به بنام گوریکی یاد می شوند و پشه یی هستند و نیز طایفه بنام گوریک در کهوی کلمان و یا قبیله زبان گوارباتی و گهواری که در ناحیه علیای کنرها زندگی کرده و با پشه یی ها قرابت خیلی نزدیک دارند و همچنین اسپی ها و یا اشپی ها که بنام اشپی وال نامیده میشوند در دره اشپی ولسوالی اله سای زنده گی میکنند نامهایست که برای اثبات این حقایق مثال های خوبی به شمار می رود. پشه یی ها و زبان شان در طول ادوار گذشته بنام های بهاشه ، بهشه ، پیشاچه یا پایشا چی ، گندهاری ، دادیکا ، داردی ، کوهستانی ، لغمانی ، دهگان (دیگانو) و درین اواخر بعضاً به نامهای خاړیگا و شاړی نیز نامیده شده اند که همه آن ریشۀ پشه یی دارند. به عقیده مورخین در طول یک هزار سال قبل از میلاد در سرزمین های شرقی آریانا ملتها یا ملیتهای تشکیل شدند که به زبانهای داردی سخن میگفتند که از طرف گریرسن و دیگر محققین برای گروپی از زبانهای داردی اصطلاح پیشاچی قبول شده در منابع قدیم هندی نیز به همین نام به شمول زبان پشه یی امروز یاد شده است. پیشاچه مفهوم دیو را نیز می دهند و خود الینایی ها که قدهای بلند داشتند بنام دیوهای سیا نیز یاد شده اند. مرحوم دوست محمد دوست در کتاب ( دافغانستان ژبی او توکمونه ) می نویسند که به عقیده من کلمه پیشاچه یا پایشاچی با پشه یی امروزی خیلی وفق دارد. مرحوم عبدالحی حبیبی مینویسد: درین جا در مناطق جنوب شرق هندوکش بعضی زبانها مانند داردی و پیشاچه به حال سابق خود مانده واین زبان ها بقضی ذخایر آریایی قبل از تقسیم زبانها هندی و ایرانی دارد. بناً به طور یقینی گفته میتوانیم که پیشاچه همین زبان پشه یی است که در جنوب شرق هندوکش از طرف مردم استعمال شده و در میان همه زبانهای داردیکی افغانستان بسیار قوی مانده و میمیزات وخوصوصیات زیاد آریایی دارد. مونت ستورت النفنستن پشه یی ها را بنام دهگان یاد نموده و مینویسد :آن قوم و یا به عباره دیگر ملت دهگان که معلوم میشود در یک زمان در بخش اعظم قسمتهای شمال شرق افغانستان بوده و حالا در دره کنر و اطراف لغمان زندگی میکنند بحیث مردم جداگانه بودوباش دارند…. دهگان ها به چنین زبان تکلم میکنند که در بابر نامه آیین اکبری و دیگر منابع بنام لغمانی یاد شده ..در دایرة المعارف فارسی که به سرپرستی غلام محسن مصاحب نوشته شده آمده است : عمده ترین قبایل هند و آریایی افغانستان قبیله پاشایی است که نام محلی آن دهگان است و ساکن کوهستان کابل و دره سفلای کنر…. جورج مورگنسترن از جمله کسانی است که در مورد پشه یی هانسبت به دیگران بحقیقات و نوشته های زیاد نموده و جلد سوم کتاب (اندوایرانین فرنترلنگوجز) را که دارای 327 صفحه بوده و در سال 1969م در اوسلو بچاپ رسیده مختص به گرامر زبان پشه یی ساخته است. شرق شناس ومحقق موصوف مینویسد: زاده جدید زبان قدیمی که پیش از اسلام در کاپیسا و لمپاکه ( لغمان ) هند وبودایی گفته میشد عبارت از پشه یی می باشد. این زبان در کنر پایان و دره پیج شروع شده از بین لغمان و الینگار و الیشنگ گذشته تا به تگاب ، نجراب و گلبهار امتداد دارد. غالباً زبان پشه یی درین نزدنکی ها در بعضی مواضع پنجشیر پایان هم گفته میشد… البیرونی چند عدد هندسه را نوشته است که وضاحتاً از یک لهجه پشه یی می باشد و این اعداد از جمله زبانهای هندو آریایی افغانستان ، قدیمی ترین اشکالیست که ثبت و حفظ شده است. مارکوپولو سیاح و کاشف مشهور در قرن سیزدهم میلادی برای اولین بار ازپشه یی ها یاد آوری نموده و ولایت شان را به امتداد ده و نیم روز فاصله بنام ( پاشیای ) یاد کرده و گفته است که مردم این منطقه بت پرست و در اخلاق خویش کینه توز، هوشیار سخت دل و دلاور هستند. این ولایت دریک منطقه گرم سیر موقعیت دارد . گوشت ، برنج و بته های طبی از غذا های آنهاست. یک قرن بعد از این ابن بطوطه در یاداشتهای خویش از پشه یی ها در یک کوه ، نزدیک به پروان یاد آوری مینماید. در سال1554میلادی رئس مردم پشه یی و پراچی سید علی امیرالبحر ترکی را در راه کابل پروان و چاریکار همراهی و استقبال نموده است . ماسون نیزدر بسیاری جاها از پشه یی یاد آوری نموده و مینویسد: این زبان در کوهستانات شرقی نجراب مروج بوده و در شش قریه به آن تکلم می نمایند و همچنان آنعده باشنده گان نجراب به آن حرف میزنند که به زبان فارسی نیز آشنایی دارند. صافی های تگاب نیز به احتمال قوی از نژاد پشه یی اند. تاجکان لغمان به زبان تاجکی حرف می زنند. این زبان نیز به احتمال قوی به لهجه کوهستانی و کافران سیاه پوش قرابت دارند.( افغانستان ژبی او توکمونه ) فیض محمد کاتب هزاره در جلد سوم سراج التواریخ چندین بار از قوم پشه یی در شینوار ننگرهار و نیز ازقوم پشه یی در جاغوری هزاره جات یاد آوری کرده که در مقابل امیر عبدالرحمن خان مقاومت نموده اند. قراریک که گفته آمدیم و از بعضی شواهد و روایات برمی آید که پشه یی ها در گذشته از جمله مردمان مسلط و زبان حاکم و مروج منطقه بود. چنانچه سنگ نوشته دونیم هزار ساله بغستان ایران ( نی اریکه آهم ، نی دروجن آهم ، نی زوره کره آهم ) که در زمان داریوش شاه مقتدر خانواده هخامنشیان بوجود آمده و یکی از لهجه های آریایی وقت می باشد این گفتۀ مارا به اثبات می رساند. در این سه فرد (مصرع) بر عالوه اصلاحات مشترک ، آهم یک کلمه سچۀ پشه یی آریایی است که حال نیز به همین گونه مورد استعمال دارد. همچنان کتاب ملندا پینه که در سیلون موجود است و قرنها قبل از قسمت شمال غرب هندوستان ( منطقه شرقی افغانستان ) به آنجا برده شده و بعد به چندین زبان دیگر ترجمه گردیده بنابر نظریات علمای بدهی به زبان پشه یی است . ( شماره سوم سال دوم مجله ورح ) ظهیرالدین محمد بابر پنج قرن پیشتر از امروز حتـــی در کابل ونواحی آن در میان سایر اقوام و زبان ها از پشه یی ها هم یاد آوری نموده است و در اکثر جاهایی کشور ومناطق ، دره ها وقریه های بنــــــام پشه یی وجود داشته ونام های مناطق به زبان پشه یی میباشد. که فعلاً نیز قریه ها ، دره ها و مناطق بنام پشه یی و پشیگر و پشیان در ولسوالی ننگراج نورستان ، مرکز ولایت لغمان ، ولسوالی های نجراب و کوهستان کاپیسا ، چاریکار پروان ، ولسوالی های پغمان و فرزه ( مسجد جامع پشه یی ها ) ولایت کابل ، ولسوالی های خوست ، فرنگ و اندراب ولایت بغلان ، اشکمش ولایت تخار و کندهار موجود است و نیز نامهای بخصوص در مناطق شرقی کشور وجود دارد که به زبان پشه یی بوده و ریشۀ پشه یی دارد. از قبیل لغمان ( گرفته شده از لامگان دهنشین و صاحبان قریه ) کاپیسا ( گرفته شده از کلمه کاپیشی و پیشی کا پشه یی زبان و پشه یی نشین ) گندهارا ( خوشبویی آورنده ) نورگل ، دیوگل ، کوڼه گل ، شیگل ( شش دره ) ویگل ( دختر دره ) سایگل ( خواهر دره ) با گل ( پدر دره ) که گل به فتح اول و سکون دوم دره را می گویند . نورلام لوگر لام ، ننگلام ( ده پایین ) نجلام ، بیک لام ، و امسال آن که لا م به پشه یی قریه و ده را میگوید که بعضاً رام نیز گفته شده مثل بسرام ريال شمرام ، گلارام ، درونټه ( که کوه بریده شده ) معنی دارد. که دریا دار به معنی( کوه) اونټه يا اونټا ( بریده شده ) گمبیری ( دشت ) چوره گلی ( گردنه دزدان ) کله گوش ( اصلاً گله گوش است که به معنی دره صوف است ) که در اینجا صوف های زیاد موجود است . سر کندو بابا ( بابا سر لوچ ) اونچی باغبانان ( چشمه باغبانان ) وغیره که این مناطق به همین نام ها یاد میشوند. احصائیه نفوس پشه یی ها به صورت دقیق موجود نیست در احصائیه های خیلی قبلی یکصد هزارو یکصد وبیست هزار و در بعضی نوشته ها بیشتراز ششصد هزار نشان داده شده به صورت وافعی د حدود یک ملیون تخمین شده می تواند .

نویسنده : محمد زمان کلمانی

در مورد مردم و زبان پشه یی

سرزمین باستانی آزاد و مستقل آبایی ما افغانستان عزیز، کشوری است که در قلب آسیا و موقعیت داشته و تاریخ درخشنده و پر افتخار دارد که محصول کار و پیکار طولانی باشنده گان صلحشور و قهرمان با هم برادر و برابر پشتون ، تاجک ، هزاره ، ازبک ، ترکمن ، بلوچ ، نورستانی ، پشه یی و ملیت های خرد و بزرگ دیگر می باشد این ملیت ها دایم برای به منظور حفظ و دفاع از استقلال ملی ، تمامیت ارضی و منافع مشترک شان در برابر تجاوزات و تفرق تلبی دشمنان مشترک و طن واحد شان مبارزه نموده و دایم مشت کوبنده و نابود کننده ای راغ بر پیکر تجاوزگران خارجی کوبیده اند. ملیت پشه یی که از سنه قدیم در قسمت شرقی و شمال شرقی افغانستان زندگی میکنند یکی از ملیت های اصیل و باستانی این سرزمین است. از اسناد تاریخی به خصوص از سرود های ریگ وید چنین بر می آید که قبیله ویدی مردم آریایی از طریق دره های کوه های هندوکش به مناطق کاپیسا سرازیر شده و از راه های طبیی و جریان رود خانه ها به مناطق شرقی و جنوب شرقی پراگنده و مسکن گزین شده و بخشی از این مردم از کنار دریای کوبها (کابل) و معاونین آن از طریق نجراب ، تگاب ، سروبی و لغمان به حوزه های دریای کنر رسیده و از این جا به مناطق سواستو یعنی به نواحی دریای سوات پراگنده شده (1) و در این دور و نواحی متذکره سکونت اختیار کرده اند که پشه یی های امروزی بخشی از این مردم است . به اتناد سرود های ریگ ویدی (1400ق م ) و دیگر اسناد و دلایل موثق این مردم بنام الینا نیز یاد شده و در جنگ ده قبایل آن زمان مقام و نام دخشنده داشته اند و به اساس سرود های ریک ویدی واقعه تاریخی که در وقت مهاجرت ها در کنار دریای راوی (پنجاب)  بنام جنگ ده قبیله آریایی ( پاده شاه آریایی) شهرت دارد و قبل از تکمیل ریگ وید (1400 ق م) واقع شده این بود که (سوداس) پسر دیوداسا (مربوط قبیله بهاراته ) وزیر خود ویسو مترا که یک شخص ریشی (روحانی) با نفوذ و مربوط قبیله بهارته بوده برطرف و در عوض آن یک ریشی دیگر (واسیشتا) را به صفت مشاور خود انتخاب کرد و یسو مترا آذرده شد و با استفاده از نفوز خود به گروپ (پنگه جانا) ، (شامل قبیله یادو تورواسا ، درشیو ، انو ، پورو) که مخالف قبیله بهاراته بود پناه برد آنان نیط باخواستن کمک از قبایل شمال غربی سند (پکتیا، الینا بهالانا ، شیواو ویشنن) پاشاه (سوادس) داخل جنگ شدند.

آن ده قبیله که به کمک ویستو میترا به مقابل قبیله بهاراته (آریایی هندی ) و متحدین آن جنگیدند دو گروپ بود یک گروپ آن آریایی های هندی بود که بنام پنگه جانا شهرت داشت و گروپ  و گروپ دوم آن که در قسمت شمال غربی دریای سند بود باش داشتند شامل این پنج قبیله بودند.

1. پکتها(پشتون ها)

2. الینا (مردم الینگار و الیشنگ)

3. بهالانا (مردم بولان لغمان و یا دیگر بولان ها)

4. شیوا (باشنده گان سند و نواحی آن و یا مردم شیوه و شکی و یا شیوه کی کابل)

5. ویشانن( باشنده گان منطقه گندهارا)

در این جنگ سوداس و قبایل متحد آن پیروز شدند و قبیله بهاراته روز تا روز نیرومند تر گردید. بعد از شکست جبهه ویسومترا (ده قبیله آریایی) راه رفت وآمد آنان بطرف هند مسدود شده و در منطقه خود باقی ماندند. از این جمله الینایی ها که پشه یی های امروزی و دیگر افوام داردی شامل آن میشوند به طرف شمال دریای کوبها در دره های شاداب الینگار و الیشنگ سکونت اختیار کرده بعداً به مرور زمان بنابر کثرت نفوس در اطراف و نواحی آن دره ها یعنی در بخش های وسیع شمال غرب گندهارا (وادی بین کابل و پشاور) پراگنده و مسکن گزین شده اند. در نامهای الینگار و الیشنگ که جا های بود باش پشه یی ها بوده و حالا نیز اکثریت پشه یی ها در ین مناطق و اطراف آن سکونت دارند ریشه کلمه الینا موجود بوده و در زبان پشه یی مفهوم الینگار جای و خانه الینایی ها را میدهد(4) فعلاً نیز در ولسوالی الینگار یک خرابه موجود است که بنام النگار درا (خرابه الینگار ) یاد میکنند. و نام سابقه لغمان نیز لام پاکا یا لمپاکا که بعداً به لان پو ( که ممکن لان تعغیر یافته لام و پو در پشه یی مفهوم خاک و سرزمین را میدهد) لپکان، لمغان، لغمان تبدیل شده یک نام پشه یی است که لام آن معنایی قریه و باکا بنابر روایتی نام کدام شاه قدیمی ان منطقه می باشد(5) زیرا که لمپاکا در زمانه قدیم یک سرزمین و سلطنت مستقل بوده زیرا مشهور چینی هیون تسنگ که دربین سال های 629 و 640 م به لان پو آمده بوده در باره چنین می نویسد:

….از اینکه از چند قرن به اینطرف خانواده شاهی این مملکت از بین رفته بزرگان منطقه بخاطر کسب قدرت بدون اینکه نفوذ یک دیگر را بپذیرند مخالفت ها نموده و در اواخر دوباره تابع کیاپیشی (کاپیسا) شده اند.(6)

از تذکر فوق و جنگ ده قبیله آریایی به وضاحت بر می آید که پشه یی ها یا الینایی های آن وقت صاحب نام و نشان بوده قبل از (1400ق م) در این مناطق ( در قسمت جنوب شرقی کوه هندوکش) سکونت داشته و از آن زمان تا حال در جای خود باقی مانده اند. از بعضی شواهد چنین بر می آید که قبایل سرکش و جنگجوی را که در مناطق شمال دریای کابل توسط مورخین سکند بنام اساکینی گوری و اسپاس نامیده شده که در مقابل قشون اسکند مقاومت شدید از خود نشان داده اند و هر دو جانب متحمل خسارات جانی و مالی سنگین شده اند(7) اجداد و نیاکان همین پشه یی های امروزی می باشند زیرا برعلاوه اینکه این منطقه مسکن قدیمی و قابت این مردم بوده و است نام های قبایل متکره با کمی تفاوت حالا نیز در بین آنها موجود است . اسکین و یا اسکین ها منطقه و فبیله ایت مربوط پشه یی های ولسوالی تگاب و لایت کاپیسا که بدون شک و تردید با نام اسکینی بی ارتباط نیست. قبیله پشه یی گوار که در دره نو ولیوالی کوز کنر(شیوه) ننگرهار زندگی دارند و خود آنان به این نام می بالند و خود را اصیل گوارا می گویند و نیز قبیله گوار که زبان آنها را بنام گوارتبی یاد میکنند بل پشه یی ها قرابت خیلی نزدیک دارند و در قسمت های بالا کنر زندگی میکنند و همچنین اسپی ها یا اشپی ها که بنام اشپی وال نامیده می شوند و در دره اشپی ولایت کاپیسا زندگی می کنند و میگویند که از مناطق لغمان به آنجا رفته اند نامهاییست که برای اثبات این حقایق مثال های خوبی به شمار می رود. بعضی از محققین پشه یی ها نورستانی ها و دیگر همسایگان شمالی آنانرا بنام آریایی های بیپ کوهستانی و عده دیگری بنام داردی ها یاد کرده اند که این هم یکی از اقوام قدیمی بوده و در قسمت های شمال شرقی اریانا سکونت داشتند و حالا نیز در مناطق صعب العبور و کوهستانی کاپیسا ، لغمان ، ننگرهار ، کنر و نورستان و همچنان در چترال وداردستان سکونت دارند که بعضی نشریه ها نیز پشه یی و داردی ها را یک گروپ انیک با ملیت محسوب نموده اند. به عقیده مورخین در طول یک هزار سال قبل از میلاد در سرزمین های شرقی آریانا ملت یا ملیت های تشکیل شدند که به زبان های داردی سخن میگفتند که از طرف گریرسن و دیگر محققین برای گروپی برای گروپی از زبان های داردی اصطلاح پیشاچه یا پیشاچی قبول شده در منابع قدیم هندی نیز به همین نام بشمول زبان پشه یی امروزی یاد شده است. پیشاچه ، مفهوم (دیو) را نیز میدهد و خود الینایی ها (پشه یی ها بشمول دیگر اقوام داردی) که قدهای بلند داشتند بنام دیوهای سیا نیز یاد شده اند.

محترم دوست محمد دوست مینویسد: که به عقیده من کلمه پیشاچه یا پایشا چی با (پشه یی) امروزی خیلی وفق دارد.

مرحوم پوهاند عبدالحی حبیبی می نویسد: در این جا در مناطق جنوب شرقی هندوکش بعضی زبان های داردی و پیشاچه به حال سابق خود ماهده و این زبان ها بعضی ذخایر آریایی قبل از تقسیم زبان های هندی و ایرانی دارد(9) بناً ما بطور یقینی گفته میتوانیم که پیشاچه همین زبان پشه یی اشت که در جنوب شرق هندوکش از طرف مردم استعمال شده در میان همه زبان های داردیکی افغانستان بسیار قوی مانده و ممیزات و خصوصیات زیاد آریایی دارد(10)

مونت ستورت “النقستن” پشه یی ها را بنام دهگان یاد نموده و می نویسد: ( آن قوم یا به قبارت دیگر ملت دهگان که معلوم مسشود در یک زمان در بخش اعظم قسمت های شمال شرقی افغانستان بوده و حالا در دره کنر و اطراف لغمان زندگی میکنند بحیث مردم جدا گانه بود و باش داردند و در اینجا بحت اداره زعمای بسر میبرند که گاهی بنام سید و گاهی بنام پادشاه کنر ید میشوند….این سید و پادشاه به اساس تدبیر خود و شاید به اساس احترامیکه به او می شود خود را عیم و بزرگ ساخته است ، موصوف به حکومت قدری مالیات و یکنیم صد سوار می دهد ) دهگان ها به چنین یک زبان تکلم میکنند که در بابر نامه آئین اکبری و دیگر منابع به نام لغمانی یاد شده …… موصوف در اخیر تاکید میکند و میگوید که نباید آنها را با تاجک ها یکی شمرد زیرا پشتون ها گاهی آنان را بنام دیگان یاد کرده اند که این کلمه تحریف شده کلمه دهقان و بزرگر است(11)

“فردیناند” انسان شناس دنمارکی که به منظور آشنایی با زندگی پشتون های کوچی به افغانستان آمده بود چنین مینویسد: (باشنده گان فعلی لغمان از لحاظ قومی مخلوط بوده درین منطقه سه قوم سکونت دارند ، یک قوم آن به پشه یی تکلم میکنند و دو دیگر آن به پشتو و تاجکی حرف میزنند. در کوهستان ساختار قومی به حال خود باقی مانده مگر در قسمت های هموار بکلی تغیر خورده است(12)

در مورد گروپ زبان های داردی که زبان های پشه یی ،نورستانی هم در آن شامل اند بعضی ها دارای این عقیده هستند که گروپ داردی از جمله زبان های ایرانی است که به قسم آزاد از زبان هندو آریایی جدا شده است . و بعضی ها می گویند که در اصل هندو آریایی است مگر گروپ ایرانی بالای شان تاثیر انداخته و عده  هم مانند گریرسن چنین نظر دارند که به هیچ یک از این گروپ ها ارتباط ندارد بلکه یک لهجه آریایی است که در بین ایرانی و هندو آریایی نشر و توسعه توسعه یافته است. (13)

لیکن نظر معاصران ، زبان داردی را به سه بخش تقسیم میکند.

1- زبان های داردی مرکزی : مانند پشه یی، وته پوری ، گوارباتی، گهواری و غیره .

2- زبان های غربی یا نورستانی مانند کاتی ، وایگلی ، اشکونی و پراسونی .

3- زبان های داردی شرقی یا داردی خاص مانند کشمیری و غیره که موجودیت آن در کشور ما یقینی نیست(14)

در بین زبان پشه یی کلمات سانسگرت ، ویدی و آریایی به پیمانه زیاد وجود داشته و به تائید گفته های مارگنسترین زبان قدیمی که پیش از اسلام در کاپیسا و لمپاکه (لغمان کنونی) هندو بودایی گفته میشد عبارت از پشه یی می باشد.(15)

واله دوپسون فرانسوی می گوید که از بعضی نشانه ها و علایم چنین برمی آید که داردی ها با داردایان از زمانه های خیلی قدیم از جای خود بیجا نشده اند زبان شان خیلی قدیمی و کلماتی در آن یافت میشود که شکل ویدی خود را حفظ نموده است(16)

برای بار اول در مورد پشه یی ها در قرن سیزده میلادی “مارکوپولو” سیاح ، بازرگان و کاشف مشهور که از طریق ایران و افغانستان به چین رفته و در سیاحت نامه خویش منطقه بود و باش پشه یی ها را بنام پشای یاد کرده و گفته است که مردم این منطقه در اخلاق خود خوب سخت دل و دلاور هستند. لیچ اولین شخصی بود که (دوصد) لغات پشه یی کنر و (یکصدوهفتاد) لغت از پشه یی لغمانی را به نشر رساند. ماسون در سال 1837 در مجله خود (نودو پنج) لغت و (سیزده ) عبارت لغمانی را ثبت کرده و لینتر هم در اثر خود ایتریخ ننگ لغات کولمانی و دره کوردره را آورده است . و همچنان ده ها محقق و نویسنده گان و شخصیتهای داخلی و خارجی درین مورد نوشته های کرده اند . شرق شناس معروف و محقق و ورزیده پروفیسور مارگین ستریسن کتابی بنام (ایندو ایرانین فرنتر لنگویجز) نوشته که جلد سوم آن در باره پشه یی بوده و در قسمت از مقدمه آن نوشته شده است ( زبان پشه یی در قسمت شمال مشرق افغانستان و شمال دریای کابل که این منطقه تقریباً (یکصدوهفتاد) کیلو متر طول داره تکلم میشود. همچنین در تعدادی از وادی های در شمال غرب از گلبهار تا پنجشیر و در شرق تا قسمت اتصال دریای کنر و پیج می رسد . در بخشی از دره پنجشیر ، پغمان ، نجراب و همچنان در نقاط مختلف وادی لغمان و کنر نیز استعمال دارد.

در مورد نفوس پشه یی ها ارقام صحیح و ثابت در دست نیست زیرا در هر نفوس شماری که مامور ثبت ارقام از هر قوم که بود پشه یی ها را به نام قوم خود ثبت کرده . در اکثر اسناد ها پشه یی ها بنام های پشتون و تاجک و تعضاً هم بنام نورستانی قبت گردیده اند ولی با وجود آن با استفاده از اسناد دست داشته احسائیه گیری در بعضی نشریه ها نیز یاد آوریه شده نفوس ها را بیشتر از نیم ملیون تخمین کرده میتوانیم.

ما درین جا از مناطق ، در ه ها و قرات بزرگی نام می بریم که پشه یی ها در آن زندگی میکنند:

1- در ولایت کنر: دره شولت نورگل، دره مزار ، اریت تشماش کنرخاص چندراوو، چومیاری کولمانی، شولوتی ، چلس اندرلجک ، کوز نرنگ، کورنگل ، نکره ، گنه گل ، وته پور، کتارو گمبیر.

2- در ولایت ننگرهار : شوه قلعتک ، کل لام گورییک ، بدیالی ، املا دره نور، برکوت ، شیمل ، اوتران ستن لام وغیره.

3- ولایت لغمان: کشموند ، اومبیر ، چهار باغ لغمان ، کولالان ، کوشتانی ، گل آرام ، چلمتی ، مسکوره ، ده ملخ ، دیوه ، ده زیارت ده پشه یی ، ده الیشنگ . در دره الینگار کلمان ، ساو دره نورلام صاحب ، سالاو ، تگ ، منگو ، سندروا ، ملیل و مشپه ، وده وو ، شاماژنیا ، پیار و ننگراج که فعلاً به نورستان مربوط شده.

در دره الیشنگ : کرنج ، غازی آباد ، سایگل ، ماسموت ، پویین ، دره مایل ، دره گونپال ، نایی لوم (نجیل) اتک و چکه ، ناوپا گل ، دولت شاه ، فراجغان و غیره.

4- ولایت کاپیسا: اله سای دره اسکین ، بدراب ، ولی بیگ ، دره اشپی ، دره غین ، پچغان ، درنامه ، تربت ، بولغین ، نوآباد ، ملیگر ، سنجن ، گوراهو ، شتل و غیره .Watch Full Movie Online Streaming Online and Download

5- در ولایات دیگر: در ولایت کابل دره اوزبین ولسوالی سروبی و دره پشه یی پغمان ، ولایت هرات در ولسوالی انجیل ، ولایت غزنی در ولسوالی جاغوری ، ولایت بغلان قریه های بالا دوری ، پشه یی و کلمانی ، ولایت تخار منطقه نارچمن و در دیگر ولایات کشور هم بصورت پراگنده بود باش داردند. باید یاد آور شوم شماره های که در نوشته های بالا در داخل قوس درج شده مربوط به ماخذ میباشد که در ذیل مفصل ذکر شده.

ماخذ :

1- (افغانستان پخوانی تاریخ ) جلد اول صفحه چهل و نه تالیف احمد علی کهزاد

2- (پشتانه تاریخ په رنا کی) صفحه هشتادو سه

3- دافغانستان لند تاریخ) صفحه سوم تالیف پوهاند عبدالحی حبیبی

4- (افغانستان ژبی او توکمونه) صفحه یکصدو هفده نوشته دوست محمد دوست

5- (قاموس جغرافیایی افغانستان) جلد پنجم صفحه یکصدوهفتادوپنج

6- (د چینایانو یونیکونه) صفحه یکصدوپنجاه ونه ترجمه عبدالکریم محب

7- (پشتانه دتاریخ په رناکی) صفحه یکصدو هشتادویک

8- (افغانستان ژبی او توکمونه) صفحه چهارصدو شانزده

9- (دپشتو د ادبیاتو تاریخ) جلد اول صفحه شصت

10- (مجله کابل) سال 1363 صفحه هشتادو پنج نوشته روحی

11- ( دکابل سلطنت بیان) جلد اول صفحه 329 ترجمه داکتر محمد حسن کاکر و حیرنیار نصرالله

12- ( زبان و ادب ملی افغانستان) صفحه چهارده و پانزده

13- (تاریخ قدیم افغانستان) جلد اول صفحه 199 تالیف احمد علی کهزاد

14- (دافغانستان توکمونه) صفحه 414

15- (مجله آریانا ) شماره اول سال 1347 صفحه 26

16- (افغانستان ژبی اوتوکمونه) صفحه 415

این مطلب را از کتاب( درمورد مردم و زبان پشه یی) گرفته ام که به کمک مالی نورمحمد “چمار” در مطبعه شخصی پشاور پاکستان  چاپ شده  که نویسنده آن محمد زمان “کلمانی” میباشد